سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

اولی الامر
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مذهبی

 

یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ

آیه­ی شریفه­ی59 از سوره­ی مبارکه­ی نسا ، قرآن کریم

اطاعت رسول معنایى و اطاعت خداى سبحان معنایى دیگر دارد.

 هر چند که اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، در حقیقت اطاعت از خدا نیز هست، چون تشریع کننده تنها خدا است، زیرا او است که اطاعتش واجب است... وجوب اطاعت رسول هم منوط به اذن خداست.

و این معنا باعث شده است که کلمه اطاعت در آیه تکرار شود، و کلمه اطیعوا را دو باره آورد، تا بفهماند اطاعت خدا یک نحوه اطاعت است و اطاعت رسول یک نحوه دیگر است...

و اما اولى الامر هر طایفه‏اى که باشند، بهره‏اى از وحى ندارند، و کار آنان تنها صادر نمودن آرایى است که به نظرشان صحیح مى‏رسد، و اطاعت آنان در آن آراء و در اقوالشان بر مردم واجب است، همان طور که اطاعت رسول در آرایش و اقوالش بر مردم واجب بود...

از این جا روشن مى‏شود که این اولى الامر حق ندارند حکمى جدید غیر حکم خدا و رسول را وضع کنند، و نیز نمى‏توانند حکمى از احکام ثابت در کتاب و سنت را نسخ نمایند، و گرنه باید مى‏فرمود در هر عصرى موارد نزاع را به ولى امر آن عصر ارجاع دهید، و دیگر معنا نداشت بفرماید موارد نزاع را به کتاب و سنت ارجاع دهید، و یا بفرماید بخدا و رسول ارجاع دهی.

توضیح این که آن چیزى که خداى تعالى در این آیه مقرر فرموده، حکمى است که به مصلحت امت جعل شده، حکمى است که مجتمع مسلمین به وسیله آن از این که دستخوش اختلاف و تشتت گشته از هم متلاشى گردد حفظ مى‏شود، و این چیزى زاید بر ولایت و سرپرستى معهود در بین امت‏ها و مجتمعات نیست، و همان چیزى است که مى‏بینیم عموم مجتمعات چه اسلامى و چه غیر اسلامى آن را در بین خود معمول مى‏دارند، یعنى یکى از افراد جامعه خود را انتخاب نموده و به او مقام واجب الاطاعه بودن و نفوذ کلمه مى‏دهند در حالى که از همان اول مى‏دانند او هم مثل خودشان جایز الخطا است، و در احکامى که مى‏راند اشتباه هم دارد، و لیکن هر جا که جامعه فهمید حکم حاکم بر خلاف قانون است، اطاعتش نمى‏کند، و او را به خطایى که کرده آگاه مى‏سازد، و هر جا که یقین به خطاى او نداشت، و تنها احتمال مى‏داد که خطا کرده به حکم و فرمان او عمل مى‏کند، و اگر بعدها معلوم شد که خطا کرده مسامحه کند، و با خود فکر مى‏کند مصلحت حفظ وحدت مجتمع و مصونیت از تشتت کلمه آن قدر بزرگ و مهم است، که مفسده اشتباه‏کاریهاى گاه به گاه حاکم را جبران مى‏کند.

حال اولى الأمر در آیه شریفه و وجود اطاعت آنان نیز به همین حال است، خداى تعالى طاعت مردم از اولى الامر را بر مؤمنین واجب فرموده، اگر احیانا ولى امرى بر خلاف کتاب و سنت دستورى داد، مردم نباید اطاعتش کنند، و حکم این چنین او نافذ نیست، براى این که رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلم  قاعده‏اى کلى به دست عموم مسلمین داده، و فرموده:

 لا طاعة لمخلوق فى معصیة الخالق.

 هیچ مخلوقى در فرمانى که به معصیت خدا مى‏دهد نباید اطاعت شود.

 

و اما اگر عالماً عامداً حکم بر خلاف قرآن نکرد، بلکه خطا کرد، و به غلط چنین حکمى را راند، اگر مردم فهمیدند که حکمش اشتباه است، او را از راه خطا به سوى حق یعنى حکم کتاب و سنت بر مى‏گردانند، و اگر مردم نفهمیدند و تنها احتمال دادند که ممکن است حکمى که حاکم کرده مخالف با کتاب و سنت باشد حکمش را اجرا مى‏کنند همان طور که اگر مى‏دانستند مخالف نیست اجرا مى‏کردند، و وجوب اطاعت حاکم در این نوع احکام هیچ عیبى ندارد، براى همان که گفتیم حفظ وحدت در امت و بقاى سیادت و ابهت آن آن قدر مهم است که مفسده این مخالف کتاب و سنت‏ها را تدارک مى‏کند، هم چنان که در اصول فقه مقرر و محقق شده که طرق ظاهریه حجتند، در حالى که احکام واقعیه به حال خود باقى است.

و مى‏گوییم اگر احتمالا طریق ظاهرى بر خلاف واقع از آب در آمد، مفسده‏اش به وسیله مصلحتى که در حجیت طرق ظاهرى هست تدارک مى‏شود.

نقلی از کتاب ارزشمند المیزان نوشته­ی مفسر فقید حضرت علامه طباطبایی رحمه الله علیه