سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سفرنامه خوزستان
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

قسمتی از سفرنامه­ی خوزستان رضاخان پهلوی که بعد از بازگشت پیروزمندانه­ی او از این سفر و شکست دادن شیخ خزعل منتشر شد:

 من از اقلیت خیلی تعجب نداشتم، زیرا که آنها مدتی بود با من مخالفت می­کردند و آشفته­ی پول شده بودند. حیرت و خشم من از اعمال چند نفر دیگر بود که در حضور من موافق و خادم و در غیاب من منافق و خائن بودند.

سرکشیک زاده، میهن، داور به همراهی یک نفر یهودی به نام هایم (حییم) که مسیر ترقیاتش معلوم است حرکاتی کرده اند که مستقیماً بر ضرر ایران و برخلاف من بوده است.

این اشخاص برای جلب منفعت شخصی و رسیدن به مقام و خودنمائی، در غیاب من وارد سیاست خطرناک شده بودند که اگر من متحمل لطمات آن نمی­شدم پیکر ایران را متلاشی می­ساخت.

...اگر راپرت­های مختلفی که از اعمال اینها و خصوصیات کارهایشان رسیده درج کنم همه کس تعجب خواهد کرد که چگونه ممکن است بشر ایرانی، وکیل ملت و مدیر روزنامه به این رذالت­ها و خیانت­ها تن در دهد و برای جلب مشتی پول و متزلزل ساختن من به تجزیه­ی وطن و استقرار نفوذ اجانب و از هم گسیختن نظام رضا بدهد...

 

از کتاب بازیگران عصر پهلوی نوشته­ی محمود طلوعی