سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

بشارت کاروان
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ آذر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق
همیشه رفتن و رفتن، ز آمدن چه خبر؟

حسین منزوی


 
قرص‌هایِ کاغذیِ شهرِ سنگی
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات

بعضی چیزها را نباید هرگز کنار گذاشت...
گاهی چیزهایی تو را یاد روزهایی می‌اندازند که نباید فراموش کنی...
گاهی باید از چشم دیگران افتاد تا از جایی بلند سقوط نکرد...
گاهی مهم نیست که آدم‌ها تو را نمی‌فهمند، تو باید پای قول و قرارت بمانی...
گاهی باید کوچک بود تا درک کرد لحظه‌لحظه‌ی قد کشیدن را...
گاهی نمی‌توان، نباید، ساده دست کشید...
نباید گذاشت و رفت...
باید پای ماندنت را محکم کنی تا از شتابِ رسیدن، به چاله‌ها نیفتی...

قرص‌هایِ کاغذیِ شهرِ سنگی - سیده مریم خامسی


 
گلایه
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


من جز شما، گلایه به صحن کجا برم؟
راز غریب را به کدام آشنا برم؟

ای دل مقیم صحن رضا باش و صبر کن
نگذار از تو شکوه به پیش خدا برم

عبدالجبار کاکایی


 
صداقت دروغ
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات

این‌ها دروغ را به صداقت ترجیح می‌دهند...
غرور را به پای اقتدار می‌گذارند،
خودشیفتگی را به پای اعتماد به نفس!
این مردم پس از هر باران عاشقانه به انتظار رنگین‌کمان‌اند،
دستشان به آسمان نمی‌رسد، اما یک آسمان را از قناری دریغ می‌کنند،
مگر نمی‌بینی قفس‌های تنگ و تاریکشان را؟!

قرص‌هایِ کاغذیِ شهرِ سنگی - سیده مریم خامسی


 
امید
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


هنوزت دانهٔ امید در دل هست پس برخیز
بسا باغا که بیرون از دلِ این دانه خواهد شد!
حسین جنتی


 
خاطرات خوب
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


آن خاطرات خوب که بر باد رفته‌اند
بر باد رفته‌اند، نه از یاد رفته‌اند

وقتی که ریشه در دل خاک است، باک نیست
با آن که برگ‌ها همه با باد رفته‌اند
قنبرعلی رودگر


 
شهر عشق
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریم
یارای گفتن گله‌ها نیست، بگذریم

هرچند دشمنم شده‌ای دوست دارمت
بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم

سجاد سامانی


 
قلندری
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


وقف رندان قلندر کردمی چون خانقاه
تا شوند آنجا پی‌ دفع منی عزلت‌ گزین
در همین زیتون و تین خواهد یقین شد آنکه هست
طعم آن شیرینی مطلق بهر چیزی ضمین


قاآنی


 
برگ خزان
ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


برگی که رفت بر باد، وان گل که ریخت بر خاک
زین عمر ِبی سرانجام، بیزار کرد ما را


ای دیده در بهاران، پُربار و برگی ِما
باری بیا که پائیز، بی بار کرد ما را

محمد قهرمان


 
نازکدلی
ساعت ۳:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


دلی نازک بسان شیشه دیرم
اگر آهی کشم اندیشه دیرم

سرشکم گر بود خونین عجب نیست
مو آن نخلم که در خون ریشه دیرم


باباطاهر


 
مرغ رها
ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


ای مرغ جسته از بند، پرواز بر تو خوش باد
ما پرشکستگان را در کنج دام بگذار

یا پیرو جنون باش یا راه عقل سر کن
در هر رهی که تقدیر رفته است گام بگذار

محمد قهرمان


 
همدم
ساعت ۳:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


خوب من بجز خدا همدم کسی نباش
بیخبر ولی دمی از غم کسی نباش
چون دم مسیح باش، دم بدم نفس ببخش
یک نفس ولی ملول از دم کسی نباش
هر چه گفته ام بدان معنی اش غرور نیست
خاک پای خلق باش آدم کسی نباش!
افشین علا


 
پاییز دلتنگی
ساعت ۳:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ مهر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


بهارِ با تو بودن‌ها چه شد؟ پاییز دلتنگیست
کجایی صبح من؟ شامِ ملال‌انگیز دلتنگیست


در آن دنیا برای دیدنت شاید مجالی شد
همانا مرگ، پایانِ سرورآمیزِ دلتنگیست


سجاد سامانی


 
آوارگی
ساعت ۳:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


آواره‌تر از تو خبری نیست در این شهر
اندوه دل و چشم تری نیست در این شهر

درخویش فروریختگانیم چو مرداب
ای بحر به سوی تو دری نیست در این شهر

عبدالجبار کاکایی


 
آشوب عالم
ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ مهر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است

محتشم کاشانی


 
بیداد زمان
ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


پاسخ نمی‌دهیم به هَل مِن مُعین تو
تنهایی‌ات مدام، که ما یار نیستیم

ما خو گرفته‌ایم به بیداد هر زمان
کو پای عزم، تا به عدالت بایستیم
اصغر حاج‌حیدری


 
مونس عاشقان
ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ مهر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


کای مونس شکسته‌دلان حال ما ببین
ما را غریب و بی‌کس و بی‌آشنا ببین
محتشم کاشانی


 
مهربانی
ساعت ۳:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ شهریور ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


کجای زندگیم دست می‌دهد که به تلخی
گریزم از تو و آغوش مهربان، تو نباشی

...
تو را اگر چه نمی‌یابمت هنوز برآنم
که در مکان تو نگنجی که در زمان تو نباشی

عبدالجبار کاکایی


 
وارث درد
ساعت ۳:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


کسی است وارث این دردها که چون کوه است
عجب که کوه ز ماتم سپید شد مویـش
عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان
که عشق می‌کشد از هر طرف به هر سویش


فاضل نظری


 
تنهایی
ساعت ۳:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


...
تو با تنهایی‌ات از خود فرا رفتی به تنهایی
ولی در خود فرو ماندیم ما جمع تماشایی

از اول آخر کرب و بلایت را چنین دیدم
تو و هفت آسمان غربت تو و یک دشت تنهایی

...

سهیل محمودی


 
خیمه غم
ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


برپا شده است در دلِ من خیمهٔ غمی
جانم! چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی

عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان
غیر از غمت نداشته‌ام یار و همدمی



سعید بیابانکی


 
بوی گل
ساعت ٤:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ شهریور ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات

از کجا آمدی، ای باد، که دیوانه شدم
بوی گل نیست که می آید، این بوی کسی ست

پند خود بیهده ضایع مکن، ای صاحب پند
کز توام نیست خبر ز آنکه دلم سوی کسی ست


امیرخسرو دهلوی

 
هوس بهشتی
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


رهایم از هوس دیدن بهشت، که عشق
طمعْ بریدن از این سفره هاى رنگین است


تو هم تحمل اشک مرا نخواهى داشت
مخواه گریه کنم، بغض ابر سنگین است

سجاد سامانی


 
گلایه
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات

هرچند دشمنم شده‌ای، دوست دارمت
بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم ...

سجاد سامانی


 
مدد
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


ای دل! مدد بخواه که گیرد به روز عجز
یک دست را محمد و یک دست را علی
   مرتضی لطفی


 
درد دل
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


درد دل تو را چه کسی گوش می‌کند؟
ای در جهان غریب، به چاهی بسنده کن ...

سجاد سامانی


 
وصل
ساعت ٥:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


وصل اگر پایان شوق است الحذر
ای خنک آه و فغان بی اثر
راهرو از جاده کم گیرد سراغ
گر بجانش سازگار آید فراغ

اقبال لاهوری


 
خواب حقیقت
ساعت ٥:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


خواب‌ها را در حقیقت روح خواهم داد
دیده‌ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند
نغمه‌ها را در زبان چشم خواهم کاشت.
گوش‌ها را باز خواهم کرد ...
خسروگلسرخی



 
رخصت
ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران ترا میشناسند
هم تو گلهای این باغ را میشناسی
هم تمام شهیدان تو را میشناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان ترا میشناسند

قیصر امین‌پور


 
خستگی
ساعت ٥:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


من زین دیار خسته و جانکاه می‌روم
با میل خویشتن نه، به اکراه می‌روم

چون آفتاب بی رمق خستهٔ غروب
تا قتلگاه خویش به دلخواه می‌روم

غلامرضا شکوهی


 
کوچ عاشقانه
ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات

عاشقی در شهر ممکن نیست، باید کوچ کرد
عشق را باید برافرازیم بر ویرانه‌ها
محمدرضاطاهری


 
حصار جادو
ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


نفسم گرفت ازین شب، درِ این حصار بشکن
درِ این حصار جادویی روزگار بشکن

تو که ترجمان صبحی، به ترنم و ترانه
لب زخم‌دیده بگشا، صف انتظار بشکن



محمدرضا شفیعی کدکنی


 
چشم پوشی
ساعت ٦:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


دراین زمانه‌ی بدنام ناجوانمردی
بنام نامی مردان روزگار بایست

بس است اینکه به آه و به ناله در همه عمر
به انتظار نشستی، به انتظار بایست
سجاد سامانی


 
شوق وصل
ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


وصل اگر پایان شوق است الحذر
ای خنک آه و فغان بی اثر
راهرو از جاده کم گیرد سراغ
گر بجانش سازگار آید فراغ

اقبال لاهوری


 
حقیقت روح
ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


خواب‌ها را در حقیقت روح خواهم داد
دیده‌ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند
نغمه‌ها را در زبان چشم خواهم کاشت.
گوش‌ها را باز خواهم کرد ...
خسروگلسرخی


 
رخصت
ساعت ٥:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران ترا میشناسند
هم تو گلهای این باغ را میشناسی
هم تمام شهیدان تو را میشناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان ترا میشناسند

قیصر امین‌پور


 
خستگی
ساعت ٥:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


من زین دیار خسته و جانکاه می‌روم
با میل خویشتن نه، به اکراه می‌روم

چون آفتاب بی رمق خستهٔ غروب
تا قتلگاه خویش به دلخواه می‌روم

غلامرضا شکوهی


 
وصل
ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


وصل اگر پایان شوق است الحذر
ای خنک آه و فغان بی اثر
راهرو از جاده کم گیرد سراغ
گر بجانش سازگار آید فراغ

اقبال لاهوری


 
اسرار دل
ساعت ٦:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ تیر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


گفتم مرو از دیدهٔ موج افکن ما گفت
پیوسته وطن بر لب دریا نتوان کرد

چون لاله دل از مهرتوان سوختن اما
اسرار دل سوخته پیدا نتوان کرد

خواجوی کرمانی


 
مسیح دیگر
ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


بیا و با نفس‌ِ روشنت به مرده دلان
بباوران که مسیحای دیگری هم هست

چقدر ساقی ما ساده بود، می‌پنداشت
که بی جمال تو فردای دیگری هم هست...

سعید بیابانکی


 
عشق کاغذی
ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


در سرزمینی که عشق کاغذی است
انتظار معجزه را بعید می دانم ...


خسرو گلسرخی


 
دل شکسته
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


مهربانا! با دلی بشکسته، رو سوی تو کردم
رو کجا آرم اگر از درگهت گوئی جوابم؟
بیکسم، در سایهٔ مهر تو می‌جویم پناهی
از کجا یابم خدائی گر بکویت ره نیابم؟


مهدی سهیلی


 
بهار انتظار
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


شکوفه ریخت،‌چمن پیر شد، بهار گذشت
نیامدیّ و بهارم به انتظار گذشت


عبدالقهّار عاصی


 
غم عشق
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


غمش آتش به جان ماه می‌زد
دلش تا آسمان‌ها راه می‌زد
هنوز از کار مولا در شگفتم
که حرف درد را با چاه می‌زد
مجید مرادی


 
مدعی
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


بگو به مدّعیِ خیره سر به حیله نشاید،
توان گرفت در این روزگار جای علی را!


علی ست آینهٔ ذاتِ حق نمای محمد 
کجا دهد حلبی جلوهٔ صفای علی را؟!

حسین جنتی


 
قوت عشق
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


ز مور کمترم و می‌کشم به قوت عشق
به دوش باری، کز حد پیل افزون است


هاتف اصفهانی


 
خیال خیر
ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


خیالِ خیر مبر، من سرم به سنگ نخورده ست،
زِ توبه خسته شدم، حالِ اشتباه ندارم!

اگر به کشتنِ من آمدی چراغ نیاور،
که سال‌هاست به جز سایه‌ام سپاه ندارم


حسین جنتی


 
سبزینه
ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


سبزینه به سر ندارد امسال بهار
رنگینه به بر ندارد امسال بهار
از روحِ فسردهٔ نسیمش، دانم
چندان گلِ تر ندارد امسال بهار

عبدالقهّار عاصی


 
ماه نو
ساعت ٥:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


نظرم بر مه نو چون افتاد
مه نو لیک چو ابروی تو نیست

عبدالقادر علوی


 
مهربانا
ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


مهربانا! با دلی بشکسته، رو سوی تو کردم
رو کجا آرم اگر از درگهت گوئی جوابم؟
بیکسم، در سایهٔ مهر تو می‌جویم پناهی
از کجا یابم خدائی گر بکویت ره نیابم؟


مهدی سهیلی


 
انتظار
ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


شکوفه ریخت،‌چمن پیر شد، بهار گذشت
نیامدیّ و بهارم به انتظار گذشت


عبدالقهّار عاصی


 
حرف درد
ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


غمش آتش به جان ماه می‌زد
دلش تا آسمان‌ها راه می‌زد
هنوز از کار مولا در شگفتم
که حرف درد را با چاه می‌زد
مجید مرادی


 
مدعی
ساعت ٥:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


بگو به مدّعیِ خیره سر به حیله نشاید،
توان گرفت در این روزگار جای علی را!


علی ست آینهٔ ذاتِ حق نمای محمد 
کجا دهد حلبی جلوهٔ صفای علی را؟!

حسین جنتی


 
قوت عشق
ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


ز مور کمترم و می‌کشم به قوت عشق
به دوش باری، کز حد پیل افزون است


هاتف اصفهانی


 
خیال خیر
ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


خیالِ خیر مبر، من سرم به سنگ نخورده ست،
زِ توبه خسته شدم، حالِ اشتباه ندارم!

اگر به کشتنِ من آمدی چراغ نیاور،
که سال‌هاست به جز سایه‌ام سپاه ندارم


حسین جنتی


 
 
ساعت ٥:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


سبزینه به سر ندارد امسال بهار
رنگینه به بر ندارد امسال بهار
از روحِ فسردهٔ نسیمش، دانم
چندان گلِ تر ندارد امسال بهار

عبدالقهّار عاصی


 
خزان
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات

ای که چون غنچه به شیرازه‌ی خود می‌بالی!

باش تا سلسه جنبان خزان برخیزد!

صائب تبریزی


 
آفتاب روز
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت

آفتاب امروز چون برق از سرای ما گذشت

نظیری نیشابوری


 
نظیری نیشابوری
ساعت ٥:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

نه پندم می‌دهد سودی، نه کارم راست بهبودی

                        دلی دارم که هر امسال او پار است پنداری

نظیری نیشابوری


 
مهر بر دهان
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

مُهر زن بر دهن خنده که در بزم جهان

سر خود می‌خورد آن پسته که خندان باشد

صائب تبریزی


 
چشم پر آب
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

این ماتم دگر، که در این دشت آتشین

دل آب گشت و چشم پر آبی ندید کس

صائب تبریزی


 
دل مرد
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

تو مرد صحبت دل نیستی، چه می‌دانی

که سر به جیب کشیدن چه عالمی دارد

صائب تبریزی


 
یک آه
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

به آهی می‌توان دل را ز مطلب‌ها تهی کرد

که یک قاصد برای بردن صد نامه بس باشد


 
چشم تر
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

گر نخلِ وفا برندهد، چشم تری هست

تا ریشه در آب است، امید ثمری هست

عرفی شیرازی


 
تنهایی
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

ز خود جداشدگان پرس درد تنهایی

که هرکه دور ز مردم فتاده، تنها نیست

صائب تبریزی


 
پاکمرد یثربى
ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

اى على موسى الرضا!
ای پاکمرد یثربى،
در توس خوابیده!
من تو را بیدار مى‌دانم.

زنده تر،
روشن تر از خورشید عالم تاب
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم

گر چه پندارند:
دیرى هست، همچون قطره ها در خاک
رفته اى در ژرفناى خواب
لیکن اى پاکیزه باران بهشت!
اى روح عرش،
اى روشناى آب!
من تو را بیدار
ابرى پاک و رحمت بار مى دانم
اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!
ـ (در کنار دون تبهکارى که شیر پیر پاک آیین،
پدرْت
آن روح رحمان را به زندان کشت) ـ
من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم
من تو را بى هیچ تردیدى (که دلها را کند تاریک)
زنده تر،
تابنده تر از هر چه خورشید است،
در هر کهکشانى، دور یا نزدیک،
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهان تر پردهء اسرار مى دانم
با هزارىّ و دوصد، بل بیشتر، عمرت،
اى جوانى و جوانِ جاودان، اى پور پاینده!
مهربان خورشید تابنده!
این غمین همشهرى پیرت،
این غریبِ مُلکِ رى، دور از تو دلگیرت،
با تو دارد حاجتى، دَردى که بى شک از تو پنهان نیست،
وز تو خواهد (در نمانی) راه و درمانى.
جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!
این غمین همشهرى پیر غریبت را،
دلش تاریک تر از خاک،
یا على موسى الرضا!
دریاب.

چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان کُش را،
یا على موسى الرضا!
دریاب، درمان بخش.
یا على موسى الرضا!
دریاب.

مهدی اخوان‌ثالث
«سال دیگر، ای دوست، ای همسایه»
انتشارات زمستان، چ۱، ١٣٩٣.
تاریخ سرایش شعر: مهر ۱۳۶۱


 
پاییز
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات

 

آرزو در طبعِ پیران از جوانان است بیشتر

در خزان، هر برگ، چندین رنگ پیدا می‌کند


 
خانه قاصد
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

 

 

دل، خانه در این عالم بیگانه نگیرد

قاصد به دیاری که رود، خانه نگیرد

عرفی شیرازی


 
انتظار
ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

از انتظار، دیده‌ی یعقوب شد سفید

هیچ آفریده، چشم به راه کسی مباد

صائب تبریزی


 
مضمون تازه
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

از بس که شعر‬ گفتن، شد مبتذل در این عهد
لب بستن است اکنون، مضمون تازه بستن
‫‏غنی کشمیری‬


 
امد و رفت
ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

تو می‌آیی
دلتنگی می‌رود،
درست مثل افروختن شمع وُ
گریختن تاریکی

رضا کاظمی


 
دنیای آسودگی
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات
راز ستاره از من شب زنده دار پرس
کز گردش سپهر نیاسوده ام دمی

 
سیرالملوک 3
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

باید که احوال قاضیان مملکت یگان یگان بدانند

و هر که از ایشان عالم و زاهد و ‏کوتاه دست تر باشد

او را بر آن کار نگاه دارند

و ‏هر که نه چنین بود او را معزول کنند

و دیگری را که شایسته باشد بنشانند،

و هر یکی را ازیشان به اندازه ی او کفاف و مشاهرت اطلاق کنند تا او را به خیانتی حاجت نیفتد.

این کار مهم و ‏نازک است

از بهر آنکه ایشان بر خون ها و مال های مسلمانان مسلط اند.‏

 

چون حاکمی به جهل یا به طمع یا به قصد، امضای حکمی کند

و سجلی دهد

بر حاکمان دیگر لازم شود آن حکم بد را معلوم پادشاه گردانیدن

و آن ‏کس را معزول کردن و مالش دادن.

 

و گماشتگان باید که دست قاضی قوی ‏دارند

و رونق در سرای او نگاه دارند

و اگر کسی تعذری کند و به ‏مجلس حکم حاضر نشود

و اگر محتشم بود او را به عنف و کره حاضر کنند

که قضا به روزگار یاران پیغمبر (علیه الصلوه و ‏السلام)

به تن خویش کرده اند

و کسی دیگر را نفرموده ‏اند از بهر آن تا جز راستی نرود

و هیچ کس پای از حکم بازنتواند کشید

و به همه روزگار از ‏گاه آدم ( علیه السلام) تا اکنون

در هر ملتی و ملکی عدل ورزیده اند و انصاف داده اند

 و به ‏راستی کوشیده اند تا ملک سال های بسیار در خاندان ایشان بمانده است.‏

نظام‌نامۀ سیاست گزیدۀ سیاست نامه (سیرالملوک) خواجه نظام الملک طوسی به انتخاب مهدی محقق از میراث ادب فارسی انتشارات سخن

 

----

کوتاه دست تر: کسی که دست درازی به اموال مردم نکند.

مشاهرت: شهریه

اطلاق کنند: روان کنند.

نازک: دقیق

سجل: حکم لازم الاجرا

مالش دادن: تنبیه کردن

تعذر: بهانه کردن برای حضور

محتشم: صاحب آبرو

عنف و کره: به زور و به ناخواست

به تن خویش کرده اند: خود شخصا عهده دار می شده اند


 
سیرالملوک 2
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

چاره نیست پادشاه را از آن که در هفته دو روز به مظالم (دادسرا) بنشیند

و داد از بیدادگر بستاند و انصاف بدهد و سخن رعیت به گوش خویش بشنود بی واسطه 

و چند قصّه که مهم‌تر بود باید که عرضه کنند و در هر یکی مثالی (فرمان) دهد،

که چون این خبر در مملکت پراکنده شود که خداوند عالم (پادشاه) متظلمان (کسی که بر او ستم رفته) و دادخواهان را در هفته دو روز پیش خویش می‌خواند و سخن ایشان می شنود

همه‌ی ظالمان بشکوهند (بترسند) و دست ها کوتاه دارند و هیچ کس نیارد (نتواند) بیدادی کردن و دست درازی کردن از بیم عقوبت.

نظام‌نامۀ سیاست گزیدۀ سیاست نامه (سیرالملوک) خواجه نظام الملک طوسی به انتخاب مهدی محقق از میراث ادب فارسی انتشارات سخن


 
خیر و شر
ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات
انواع خیر و شر به تقدیر، باز بسته است
و هرچه در حکم ازلی رفتست
هرآینه بر اختلاف ایام دیدنی باشد،
از آن تجنب و تحرز صورت نبندد.

کلیله و دمنه نصر الله منشی

 
در حاشیه کلیله و دمنه
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

علم طب نزدیک همه خردمندان و در تمامی دینها ستوده است

و در کتب طب آورده اند که فاضل ترِ اطباء آنست که بر معالجت از جهت ذخیرتِ آخرت مواظبت نماید،

که به ملازمت این سیرت، نصیبِ دنیا هرچه کاملتر بیابد و رستگاری عقبی مدخر گردد؛

چنانکه غرض کشاورز در پراکندن تخم، دانه باشد که قوتِ اوست،

اما کاه که علفِ ستوران است به تبع آن هم حاصل آید.

کلیله و دمنه - أبوالمعالى نصر الله منشی به تصحیح مجتبی مینوی


 
مرگ شیرین
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

 

روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر

کانکه در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد

سعدی


 
داغ عشق
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

عشق داغی است که تا مرگ نیاید نرود

هرکه بر چهره ازین داغ نشانی دارد

سعدی


 
اوقات زندگانی
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

باشد که خود به رحمت، یاد آورند ما را

ورنه کدام قاصد، پیغام ما گذارد؟

...

بی حاصل است یارا، اوقات زندگانی

الا دمی که یاری، با همدمی برآرد

سعدی 


 
سر سفر
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق؟

دروغ گفت گر از خویشتن خبر دارد

هلاک ما به بیابان عشق خواهد بود

کجاست مرد که با ما سر سفر دارد؟

سعدی


 
نماز و نیاز
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

به کرشمه ی عنایت، نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان، ز سر نیاز باشد

...

چه نماز باشد آن را، که تو در خیال باشی؟

تو صنم نمی‌گذاری، که مرا نماز باشد

سعدی


 
شوق صبوری
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

مرا که گفت دل از یار مهربان بردار

به اعتماد صبوری؟ که شوق نگذارد

سعدی


 
محبوب
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

امروز یقین شد که تو محبوب خدایی

کز عالم جان این همه دل با تو روان کرد

مشتاق ترا کی بود آرام و صبوری؟

هرگز نشنیدم که کسی صبر ز جان کرد

سعدی


 
ای رهگذر
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
قدر آن خاک ندارم که برو میگذری
که به هر وقت همی بوسه دهد بر پایت
سعدی

 
کار عاشقی
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

نه بلندیست به صورت که تو معلوم کنی

که بلند از نظر مردم کوته بینست

خواب در عهد تو در چشم من آید هیهات

عاشقی کار سری نیست که بر بالینست

سعدی شیرازی


 
بازآ
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت

مویی نفروشم به همه ملک جهانت

بازآی که در دیده بماندست خیالت

بنشین که به خاطر بگرفتست نشانت

سعدی


 
امید وصال
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست

گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست

خلق را بیدار باید بود از آب چشم من

وین عجب کان وقت میگریم که کس بیدار نیست

بی دلان را عیب کردم لاجرم بی دل شدم

آن گنه را این عقوبت همچنان بسیار نیست

بارها روی از پریشانی به دیوار آورم

ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست

سعدی


 
حاصل عمر
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

گر به همه عمر خویش، با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت

سعدی


 
سلطان سنجر و عبّاسه طوسی
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

روزی سلطان سنجر با عبّاسه طوسی خلوت کرد

ولی میان آن دو به هیچ روی موافقت نبود

بدین سبب عباسه با وی سخن نگفت

و سنجر لختی بنشست و برخاست مگر یکی از عباسه پرسید

که چرا خاموش ماندی و حرفی بر لب نیاوردی،

گفت وقتی او نزد من نشست جهانی شاخ تند و قوی رسته دیدم و من داسکی کند و کم نیرو یه دست داشتم، آن همه شاخ درو نمی‌توانستم کرد.

نقل از کتاب نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدّین محمّد عطّار نیشابوری تالیف بدیع الزّمان فروزانفر

 


 
نجات
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

سعدی غم نیستی ندارد

جان دادن عاشقان نجاتست!


 
تمنا
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

رحمت نکند بر دل بیچاره ی فرهاد

آنکس که سخن گفتن شیرین نشنیدست

ما از به غیر از تو نداریم تمنا

حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست

سعدی شیرازی


 
خرسندی دوست
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

شب فراق که داند که تا سحر چندست؟

مگر کسی که به زندان عشق در بندست

گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم

کدام سرو به بالای دوست مانندست؟

...

ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق

گمان برند که سعدی ز دوست خرسندست


 
تمنای وصل
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب

کاین مدح آفتاب نه تعظیم‌ شان تست

...

با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی

ای دوست همچنان دل من مهربان تست

سعدی بقدر خویش تمنای وصل کن

سیمرغ ما چه لایق زاغ آشیان تست


 
کیمیای لطف
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

با همه جرمم امید، با همه خوفم رجا

گر دِرَم ما مِس است، لطف شما کیمیاست

سعدی شیرازی


 
زبان شناسی
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

ناآگاهانه زبان خود را دستکاری نکنید.

هر نوع مداخله ای که به نام صحت، املا یا ملیت‌گرایی، به وسیله‌ی خودمان یا دیگران، در زبان ما صورت گیرد، زیانمند خواهد بود.

زبان و زبان شناسی

نوشته رابرت اندرسن هال ترجمه محمدرضا باطنی


 
رحمت فردا
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

مرا به هرچه کنی دل نخواهی آزردن

که هرچه دوست پسندد به جای دوست رواست

...

بلا و زحمت امروز بر دل درویش

از آن خوشست که امید رحمت فرداست

سعدی شیرازی


 
گوهر غیر
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

گر تورا سنگی زند معشوق مست

به که از غیری گُهر آری به دست

عطار


 
روی جانان
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

کعبه‌ی جانْ روی جانانْ دیدن است

روی او در کعبه‌ی جان دیدن است

گر چنین بینی جهان‌بین خوانمت

ورنه نابینای بی دین خوانمت

مصیبت نامه عطار


 
جمع
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

هیچ برای تان پیش آمده است که در زبانی واژه ها به طور مثال با اَبْزار جمعْ نویسیِ زبان هایِ دیگر جَمْع بسته شوند؟

به طور مثال فرانسوی ها، انگلیسی ها و آلمانی ها واژه هاشان را با ها و ان فارسی یا ات و ین عربی جمع بِبَنْدَنْد؟

پس چرا ما واژه هایِ نابِ فارسی مانند پیشنهاد را به عربی جمع می بندیم و به جای پیشنهادها می نویسیم پیشنهادات؟

...

اگر چنین کاری جایز است چرا واژه هامان را به انگلیسی جمع نبندیم و نگوییم پیشنهادِز؟

پرویز شهدی

 


 
قصه نویسی
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

معروف است که میرزا مهدی خان استرآبادی منشی زبردست و بی‌انصاف که وقایع‌نگار و حتی وزیر نادرشاه بود سه کتاب نوشته است به اسامی

دُرّه‌ی نادری

جهانگشای نادری

وقایع روزانه سلطنت نادرشاه.

می گویند خود او در حق این سه کتاب می‌گفته است که

سومی را همه می‌فهمند ،

دومی را کسی نمی‌فهمد جز خودم!

ولی اولی را نه احدی می‌فهمد و نه خودم!!!

نقل از کتاب قصه نویسی نوشته ی سید محمدعلی جمال زاده