سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

وصل
ساعت ٥:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


وصل اگر پایان شوق است الحذر
ای خنک آه و فغان بی اثر
راهرو از جاده کم گیرد سراغ
گر بجانش سازگار آید فراغ

اقبال لاهوری


 
خواب حقیقت
ساعت ٥:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


خواب‌ها را در حقیقت روح خواهم داد
دیده‌ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند
نغمه‌ها را در زبان چشم خواهم کاشت.
گوش‌ها را باز خواهم کرد ...
خسروگلسرخی



 
رخصت
ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران ترا میشناسند
هم تو گلهای این باغ را میشناسی
هم تمام شهیدان تو را میشناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان ترا میشناسند

قیصر امین‌پور


 
خستگی
ساعت ٥:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


من زین دیار خسته و جانکاه می‌روم
با میل خویشتن نه، به اکراه می‌روم

چون آفتاب بی رمق خستهٔ غروب
تا قتلگاه خویش به دلخواه می‌روم

غلامرضا شکوهی


 
کوچ عاشقانه
ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات

عاشقی در شهر ممکن نیست، باید کوچ کرد
عشق را باید برافرازیم بر ویرانه‌ها
محمدرضاطاهری


 
حصار جادو
ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


نفسم گرفت ازین شب، درِ این حصار بشکن
درِ این حصار جادویی روزگار بشکن

تو که ترجمان صبحی، به ترنم و ترانه
لب زخم‌دیده بگشا، صف انتظار بشکن



محمدرضا شفیعی کدکنی


 
شوق وصل
ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


وصل اگر پایان شوق است الحذر
ای خنک آه و فغان بی اثر
راهرو از جاده کم گیرد سراغ
گر بجانش سازگار آید فراغ

اقبال لاهوری


 
حقیقت روح
ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


خواب‌ها را در حقیقت روح خواهم داد
دیده‌ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند
نغمه‌ها را در زبان چشم خواهم کاشت.
گوش‌ها را باز خواهم کرد ...
خسروگلسرخی


 
رخصت
ساعت ٥:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران ترا میشناسند
هم تو گلهای این باغ را میشناسی
هم تمام شهیدان تو را میشناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان ترا میشناسند

قیصر امین‌پور


 
خستگی
ساعت ٥:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


من زین دیار خسته و جانکاه می‌روم
با میل خویشتن نه، به اکراه می‌روم

چون آفتاب بی رمق خستهٔ غروب
تا قتلگاه خویش به دلخواه می‌روم

غلامرضا شکوهی


 
وصل
ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


وصل اگر پایان شوق است الحذر
ای خنک آه و فغان بی اثر
راهرو از جاده کم گیرد سراغ
گر بجانش سازگار آید فراغ

اقبال لاهوری


 
اسرار دل
ساعت ٦:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ تیر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


گفتم مرو از دیدهٔ موج افکن ما گفت
پیوسته وطن بر لب دریا نتوان کرد

چون لاله دل از مهرتوان سوختن اما
اسرار دل سوخته پیدا نتوان کرد

خواجوی کرمانی


 
مسیح دیگر
ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


بیا و با نفس‌ِ روشنت به مرده دلان
بباوران که مسیحای دیگری هم هست

چقدر ساقی ما ساده بود، می‌پنداشت
که بی جمال تو فردای دیگری هم هست...

سعید بیابانکی


 
عشق کاغذی
ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


در سرزمینی که عشق کاغذی است
انتظار معجزه را بعید می دانم ...


خسرو گلسرخی


 
دل شکسته
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


مهربانا! با دلی بشکسته، رو سوی تو کردم
رو کجا آرم اگر از درگهت گوئی جوابم؟
بیکسم، در سایهٔ مهر تو می‌جویم پناهی
از کجا یابم خدائی گر بکویت ره نیابم؟


مهدی سهیلی


 
بهار انتظار
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


شکوفه ریخت،‌چمن پیر شد، بهار گذشت
نیامدیّ و بهارم به انتظار گذشت


عبدالقهّار عاصی


 
غم عشق
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


غمش آتش به جان ماه می‌زد
دلش تا آسمان‌ها راه می‌زد
هنوز از کار مولا در شگفتم
که حرف درد را با چاه می‌زد
مجید مرادی


 
مدعی
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


بگو به مدّعیِ خیره سر به حیله نشاید،
توان گرفت در این روزگار جای علی را!


علی ست آینهٔ ذاتِ حق نمای محمد 
کجا دهد حلبی جلوهٔ صفای علی را؟!

حسین جنتی


 
قوت عشق
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


ز مور کمترم و می‌کشم به قوت عشق
به دوش باری، کز حد پیل افزون است


هاتف اصفهانی


 
خیال خیر
ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


خیالِ خیر مبر، من سرم به سنگ نخورده ست،
زِ توبه خسته شدم، حالِ اشتباه ندارم!

اگر به کشتنِ من آمدی چراغ نیاور،
که سال‌هاست به جز سایه‌ام سپاه ندارم


حسین جنتی


 
سبزینه
ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


سبزینه به سر ندارد امسال بهار
رنگینه به بر ندارد امسال بهار
از روحِ فسردهٔ نسیمش، دانم
چندان گلِ تر ندارد امسال بهار

عبدالقهّار عاصی


 
ماه نو
ساعت ٥:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


نظرم بر مه نو چون افتاد
مه نو لیک چو ابروی تو نیست

عبدالقادر علوی


 
مهربانا
ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


مهربانا! با دلی بشکسته، رو سوی تو کردم
رو کجا آرم اگر از درگهت گوئی جوابم؟
بیکسم، در سایهٔ مهر تو می‌جویم پناهی
از کجا یابم خدائی گر بکویت ره نیابم؟


مهدی سهیلی


 
انتظار
ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


شکوفه ریخت،‌چمن پیر شد، بهار گذشت
نیامدیّ و بهارم به انتظار گذشت


عبدالقهّار عاصی


 
حرف درد
ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


غمش آتش به جان ماه می‌زد
دلش تا آسمان‌ها راه می‌زد
هنوز از کار مولا در شگفتم
که حرف درد را با چاه می‌زد
مجید مرادی


 
مدعی
ساعت ٥:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


بگو به مدّعیِ خیره سر به حیله نشاید،
توان گرفت در این روزگار جای علی را!


علی ست آینهٔ ذاتِ حق نمای محمد 
کجا دهد حلبی جلوهٔ صفای علی را؟!

حسین جنتی


 
قوت عشق
ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


ز مور کمترم و می‌کشم به قوت عشق
به دوش باری، کز حد پیل افزون است


هاتف اصفهانی


 
خیال خیر
ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


خیالِ خیر مبر، من سرم به سنگ نخورده ست،
زِ توبه خسته شدم، حالِ اشتباه ندارم!

اگر به کشتنِ من آمدی چراغ نیاور،
که سال‌هاست به جز سایه‌ام سپاه ندارم


حسین جنتی


 
 
ساعت ٥:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


سبزینه به سر ندارد امسال بهار
رنگینه به بر ندارد امسال بهار
از روحِ فسردهٔ نسیمش، دانم
چندان گلِ تر ندارد امسال بهار

عبدالقهّار عاصی


 
آفتاب روز
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت

آفتاب امروز چون برق از سرای ما گذشت

نظیری نیشابوری


 
نظیری نیشابوری
ساعت ٥:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

نه پندم می‌دهد سودی، نه کارم راست بهبودی

                        دلی دارم که هر امسال او پار است پنداری

نظیری نیشابوری


 
مهر بر دهان
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

مُهر زن بر دهن خنده که در بزم جهان

سر خود می‌خورد آن پسته که خندان باشد

صائب تبریزی


 
چشم پر آب
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

این ماتم دگر، که در این دشت آتشین

دل آب گشت و چشم پر آبی ندید کس

صائب تبریزی


 
دل مرد
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

تو مرد صحبت دل نیستی، چه می‌دانی

که سر به جیب کشیدن چه عالمی دارد

صائب تبریزی


 
یک آه
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

به آهی می‌توان دل را ز مطلب‌ها تهی کرد

که یک قاصد برای بردن صد نامه بس باشد


 
چشم تر
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

گر نخلِ وفا برندهد، چشم تری هست

تا ریشه در آب است، امید ثمری هست

عرفی شیرازی


 
تنهایی
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

ز خود جداشدگان پرس درد تنهایی

که هرکه دور ز مردم فتاده، تنها نیست

صائب تبریزی


 
پاکمرد یثربى
ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

اى على موسى الرضا!
ای پاکمرد یثربى،
در توس خوابیده!
من تو را بیدار مى‌دانم.

زنده تر،
روشن تر از خورشید عالم تاب
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم

گر چه پندارند:
دیرى هست، همچون قطره ها در خاک
رفته اى در ژرفناى خواب
لیکن اى پاکیزه باران بهشت!
اى روح عرش،
اى روشناى آب!
من تو را بیدار
ابرى پاک و رحمت بار مى دانم
اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!
ـ (در کنار دون تبهکارى که شیر پیر پاک آیین،
پدرْت
آن روح رحمان را به زندان کشت) ـ
من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم
من تو را بى هیچ تردیدى (که دلها را کند تاریک)
زنده تر،
تابنده تر از هر چه خورشید است،
در هر کهکشانى، دور یا نزدیک،
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهان تر پردهء اسرار مى دانم
با هزارىّ و دوصد، بل بیشتر، عمرت،
اى جوانى و جوانِ جاودان، اى پور پاینده!
مهربان خورشید تابنده!
این غمین همشهرى پیرت،
این غریبِ مُلکِ رى، دور از تو دلگیرت،
با تو دارد حاجتى، دَردى که بى شک از تو پنهان نیست،
وز تو خواهد (در نمانی) راه و درمانى.
جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!
این غمین همشهرى پیر غریبت را،
دلش تاریک تر از خاک،
یا على موسى الرضا!
دریاب.

چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان کُش را،
یا على موسى الرضا!
دریاب، درمان بخش.
یا على موسى الرضا!
دریاب.

مهدی اخوان‌ثالث
«سال دیگر، ای دوست، ای همسایه»
انتشارات زمستان، چ۱، ١٣٩٣.
تاریخ سرایش شعر: مهر ۱۳۶۱


 
خانه قاصد
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

 

 

دل، خانه در این عالم بیگانه نگیرد

قاصد به دیاری که رود، خانه نگیرد

عرفی شیرازی


 
انتظار
ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

از انتظار، دیده‌ی یعقوب شد سفید

هیچ آفریده، چشم به راه کسی مباد

صائب تبریزی


 
مضمون تازه
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

از بس که شعر‬ گفتن، شد مبتذل در این عهد
لب بستن است اکنون، مضمون تازه بستن
‫‏غنی کشمیری‬


 
امد و رفت
ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

تو می‌آیی
دلتنگی می‌رود،
درست مثل افروختن شمع وُ
گریختن تاریکی

رضا کاظمی


 
دنیای آسودگی
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات
راز ستاره از من شب زنده دار پرس
کز گردش سپهر نیاسوده ام دمی

 
سیرالملوک 3
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

باید که احوال قاضیان مملکت یگان یگان بدانند

و هر که از ایشان عالم و زاهد و ‏کوتاه دست تر باشد

او را بر آن کار نگاه دارند

و ‏هر که نه چنین بود او را معزول کنند

و دیگری را که شایسته باشد بنشانند،

و هر یکی را ازیشان به اندازه ی او کفاف و مشاهرت اطلاق کنند تا او را به خیانتی حاجت نیفتد.

این کار مهم و ‏نازک است

از بهر آنکه ایشان بر خون ها و مال های مسلمانان مسلط اند.‏

 

چون حاکمی به جهل یا به طمع یا به قصد، امضای حکمی کند

و سجلی دهد

بر حاکمان دیگر لازم شود آن حکم بد را معلوم پادشاه گردانیدن

و آن ‏کس را معزول کردن و مالش دادن.

 

و گماشتگان باید که دست قاضی قوی ‏دارند

و رونق در سرای او نگاه دارند

و اگر کسی تعذری کند و به ‏مجلس حکم حاضر نشود

و اگر محتشم بود او را به عنف و کره حاضر کنند

که قضا به روزگار یاران پیغمبر (علیه الصلوه و ‏السلام)

به تن خویش کرده اند

و کسی دیگر را نفرموده ‏اند از بهر آن تا جز راستی نرود

و هیچ کس پای از حکم بازنتواند کشید

و به همه روزگار از ‏گاه آدم ( علیه السلام) تا اکنون

در هر ملتی و ملکی عدل ورزیده اند و انصاف داده اند

 و به ‏راستی کوشیده اند تا ملک سال های بسیار در خاندان ایشان بمانده است.‏

نظام‌نامۀ سیاست گزیدۀ سیاست نامه (سیرالملوک) خواجه نظام الملک طوسی به انتخاب مهدی محقق از میراث ادب فارسی انتشارات سخن

 

----

کوتاه دست تر: کسی که دست درازی به اموال مردم نکند.

مشاهرت: شهریه

اطلاق کنند: روان کنند.

نازک: دقیق

سجل: حکم لازم الاجرا

مالش دادن: تنبیه کردن

تعذر: بهانه کردن برای حضور

محتشم: صاحب آبرو

عنف و کره: به زور و به ناخواست

به تن خویش کرده اند: خود شخصا عهده دار می شده اند


 
سیرالملوک 2
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

چاره نیست پادشاه را از آن که در هفته دو روز به مظالم (دادسرا) بنشیند

و داد از بیدادگر بستاند و انصاف بدهد و سخن رعیت به گوش خویش بشنود بی واسطه 

و چند قصّه که مهم‌تر بود باید که عرضه کنند و در هر یکی مثالی (فرمان) دهد،

که چون این خبر در مملکت پراکنده شود که خداوند عالم (پادشاه) متظلمان (کسی که بر او ستم رفته) و دادخواهان را در هفته دو روز پیش خویش می‌خواند و سخن ایشان می شنود

همه‌ی ظالمان بشکوهند (بترسند) و دست ها کوتاه دارند و هیچ کس نیارد (نتواند) بیدادی کردن و دست درازی کردن از بیم عقوبت.

نظام‌نامۀ سیاست گزیدۀ سیاست نامه (سیرالملوک) خواجه نظام الملک طوسی به انتخاب مهدی محقق از میراث ادب فارسی انتشارات سخن


 
خیر و شر
ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات
انواع خیر و شر به تقدیر، باز بسته است
و هرچه در حکم ازلی رفتست
هرآینه بر اختلاف ایام دیدنی باشد،
از آن تجنب و تحرز صورت نبندد.

کلیله و دمنه نصر الله منشی

 
در حاشیه کلیله و دمنه
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

علم طب نزدیک همه خردمندان و در تمامی دینها ستوده است

و در کتب طب آورده اند که فاضل ترِ اطباء آنست که بر معالجت از جهت ذخیرتِ آخرت مواظبت نماید،

که به ملازمت این سیرت، نصیبِ دنیا هرچه کاملتر بیابد و رستگاری عقبی مدخر گردد؛

چنانکه غرض کشاورز در پراکندن تخم، دانه باشد که قوتِ اوست،

اما کاه که علفِ ستوران است به تبع آن هم حاصل آید.

کلیله و دمنه - أبوالمعالى نصر الله منشی به تصحیح مجتبی مینوی


 
مرگ شیرین
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

 

روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر

کانکه در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد

سعدی


 
داغ عشق
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

عشق داغی است که تا مرگ نیاید نرود

هرکه بر چهره ازین داغ نشانی دارد

سعدی


 
اوقات زندگانی
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

باشد که خود به رحمت، یاد آورند ما را

ورنه کدام قاصد، پیغام ما گذارد؟

...

بی حاصل است یارا، اوقات زندگانی

الا دمی که یاری، با همدمی برآرد

سعدی 


 
سر سفر
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق؟

دروغ گفت گر از خویشتن خبر دارد

هلاک ما به بیابان عشق خواهد بود

کجاست مرد که با ما سر سفر دارد؟

سعدی


 
نماز و نیاز
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

به کرشمه ی عنایت، نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان، ز سر نیاز باشد

...

چه نماز باشد آن را، که تو در خیال باشی؟

تو صنم نمی‌گذاری، که مرا نماز باشد

سعدی


 
شوق صبوری
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

مرا که گفت دل از یار مهربان بردار

به اعتماد صبوری؟ که شوق نگذارد

سعدی


 
محبوب
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

امروز یقین شد که تو محبوب خدایی

کز عالم جان این همه دل با تو روان کرد

مشتاق ترا کی بود آرام و صبوری؟

هرگز نشنیدم که کسی صبر ز جان کرد

سعدی


 
ای رهگذر
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
قدر آن خاک ندارم که برو میگذری
که به هر وقت همی بوسه دهد بر پایت
سعدی

 
کار عاشقی
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

نه بلندیست به صورت که تو معلوم کنی

که بلند از نظر مردم کوته بینست

خواب در عهد تو در چشم من آید هیهات

عاشقی کار سری نیست که بر بالینست

سعدی شیرازی


 
بازآ
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت

مویی نفروشم به همه ملک جهانت

بازآی که در دیده بماندست خیالت

بنشین که به خاطر بگرفتست نشانت

سعدی


 
امید وصال
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست

گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست

خلق را بیدار باید بود از آب چشم من

وین عجب کان وقت میگریم که کس بیدار نیست

بی دلان را عیب کردم لاجرم بی دل شدم

آن گنه را این عقوبت همچنان بسیار نیست

بارها روی از پریشانی به دیوار آورم

ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست

سعدی


 
حاصل عمر
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

گر به همه عمر خویش، با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت

سعدی


 
سلطان سنجر و عبّاسه طوسی
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

روزی سلطان سنجر با عبّاسه طوسی خلوت کرد

ولی میان آن دو به هیچ روی موافقت نبود

بدین سبب عباسه با وی سخن نگفت

و سنجر لختی بنشست و برخاست مگر یکی از عباسه پرسید

که چرا خاموش ماندی و حرفی بر لب نیاوردی،

گفت وقتی او نزد من نشست جهانی شاخ تند و قوی رسته دیدم و من داسکی کند و کم نیرو یه دست داشتم، آن همه شاخ درو نمی‌توانستم کرد.

نقل از کتاب نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدّین محمّد عطّار نیشابوری تالیف بدیع الزّمان فروزانفر

 


 
نجات
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

سعدی غم نیستی ندارد

جان دادن عاشقان نجاتست!


 
تمنا
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

رحمت نکند بر دل بیچاره ی فرهاد

آنکس که سخن گفتن شیرین نشنیدست

ما از به غیر از تو نداریم تمنا

حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست

سعدی شیرازی


 
خرسندی دوست
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

شب فراق که داند که تا سحر چندست؟

مگر کسی که به زندان عشق در بندست

گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم

کدام سرو به بالای دوست مانندست؟

...

ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق

گمان برند که سعدی ز دوست خرسندست


 
تمنای وصل
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب

کاین مدح آفتاب نه تعظیم‌ شان تست

...

با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی

ای دوست همچنان دل من مهربان تست

سعدی بقدر خویش تمنای وصل کن

سیمرغ ما چه لایق زاغ آشیان تست


 
کیمیای لطف
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

با همه جرمم امید، با همه خوفم رجا

گر دِرَم ما مِس است، لطف شما کیمیاست

سعدی شیرازی


 
زبان شناسی
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

ناآگاهانه زبان خود را دستکاری نکنید.

هر نوع مداخله ای که به نام صحت، املا یا ملیت‌گرایی، به وسیله‌ی خودمان یا دیگران، در زبان ما صورت گیرد، زیانمند خواهد بود.

زبان و زبان شناسی

نوشته رابرت اندرسن هال ترجمه محمدرضا باطنی


 
رحمت فردا
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

مرا به هرچه کنی دل نخواهی آزردن

که هرچه دوست پسندد به جای دوست رواست

...

بلا و زحمت امروز بر دل درویش

از آن خوشست که امید رحمت فرداست

سعدی شیرازی


 
گوهر غیر
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

گر تورا سنگی زند معشوق مست

به که از غیری گُهر آری به دست

عطار


 
روی جانان
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

کعبه‌ی جانْ روی جانانْ دیدن است

روی او در کعبه‌ی جان دیدن است

گر چنین بینی جهان‌بین خوانمت

ورنه نابینای بی دین خوانمت

مصیبت نامه عطار


 
جمع
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

هیچ برای تان پیش آمده است که در زبانی واژه ها به طور مثال با اَبْزار جمعْ نویسیِ زبان هایِ دیگر جَمْع بسته شوند؟

به طور مثال فرانسوی ها، انگلیسی ها و آلمانی ها واژه هاشان را با ها و ان فارسی یا ات و ین عربی جمع بِبَنْدَنْد؟

پس چرا ما واژه هایِ نابِ فارسی مانند پیشنهاد را به عربی جمع می بندیم و به جای پیشنهادها می نویسیم پیشنهادات؟

...

اگر چنین کاری جایز است چرا واژه هامان را به انگلیسی جمع نبندیم و نگوییم پیشنهادِز؟

پرویز شهدی

 


 
قصه نویسی
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

معروف است که میرزا مهدی خان استرآبادی منشی زبردست و بی‌انصاف که وقایع‌نگار و حتی وزیر نادرشاه بود سه کتاب نوشته است به اسامی

دُرّه‌ی نادری

جهانگشای نادری

وقایع روزانه سلطنت نادرشاه.

می گویند خود او در حق این سه کتاب می‌گفته است که

سومی را همه می‌فهمند ،

دومی را کسی نمی‌فهمد جز خودم!

ولی اولی را نه احدی می‌فهمد و نه خودم!!!

نقل از کتاب قصه نویسی نوشته ی سید محمدعلی جمال زاده


 
نقش سجده
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

ز فیض خاکساری این قدر عزّت هوس دارم

که در آغوش نقش سجده گیرم آستانش را

بیدل

 


 
پارسی گو
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

بعضی از هموطنان ما طرفدار پارسی خالص و سره و ناب هستند و خیال می‌کنند (به تقدیر آنکه اساساً امکان‌پذیر باشد) که اگر کلمات عربی را از زبان فارسی بیرون بریزند خدمتی به زبان مادری خود نموده‌اند بی‌خبر از آنکه در حدود پنجاه درصد کلماتی که ما امروز بدان تکلّم می‌کنیم و چیز می‌نویسیم کلماتی است که از زبان عرب در زبان ما آمده است و نه تنها به حکم مرور زمان و کثرت استعمال در طی قرن‌های بسیار خودمانی شده‌اند بلکه مایه‌ی ثروتمندی زبان و ادبیّات ما گردیده است.

همچنان که کلمات بسیار دیگری هم از زبان‌های دیگر از قدیم‌الایام جزء زبان فارسی شده است که دیگر کسی – به‌جز عدّه‌ی قلیل از علماء و زبان‌شناسان– از اصل و ریشه‌ی آنها خبری ندارد و همه می‌پنداریم که فارسی صحیح‌النسب این است؛

مگر کلمه‌ی آقا و کلمه‌ی خانم ترکی نیست و حتی فردوسی طوسی هزار سال پیش در شاهنامه‌ی جاویدان خود کلمات عربی بسیاری آورده است و به موجب تحقیقاتی که در همین اواخر (در حدود سال 1345 هجری خورشیدی) به عمل آمده معلوم گردیده است که تنها در پانصد بیت اول شاهنامه در حدود هفتاد کلمه عربی آمده است.

...

از این گذشته نباید تصور نمود که برای تمام این کلمات عربی امروز می‌توانیم کلمات فارسی که همان معنی و مفهوم را برساند به دست بیاوریم و یا آنکه اصلاً وجود داشته باشد.

جوانان ما خوب است این خیال‌های خام را از کله بیرون نمایند و به دلالت عقل سلیم و طبع مستقیم و ذوق و معرفت از راه‌های دیگری درصدد تقویت و ثروتمندی زبان فارسی برآیند.

نقل از کتاب قصه نویسی نوشته‌ی سید محمدعلی جمال زاده

 

 


 
فال و تماشا
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

آیا هیچ اسامی آجرهای مختلف را میدانید. من هم همه را نمی‌دانم ولی چند تا را که یادداشت کرده‌ام در اینجا می‌آورم تا معلوم گردد توانگری لغت فارسی (البته نه در تمام رشته‌ها) تا به چه اندازه است.

انواع آجرها:

سفید

ابلق

جوشی

قرمز

نظامی

ختائی

دوجوش

آمریکایی

بزرگ

قزاقی

گرد بزرگ

شش

تراش جور

فرشی

ختائی شسته

خاقانی

فتیله‌ای

حصیری

سنگ نما

الماس تراش

و غیره غیره.

 

نقلی از کتاب فال و تماشا نوشته زنده‌یاد سید محمدعلی جمالزاده به کوشش علی دهباشی انتشارات سخن

 


 
حسد؟
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

ابن سیرین می‌گفت من هرگز برکسی حسد نبرده‌ام زیرا مردم یا بهشتی خواهند بود یا دوزخی!

اگر اهل بهشت باشند نعمت دنیا با آن همه سعادت که در آخرت خواهند یافت در خور مقایسه و قابل حسد بردن نیست؛

و اگر دوزخی باشند، کسی را که روزی چنان هولناک در پیش است بر او ترحّم باید کرد و حال او در خور حسد نیست.

نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمدعطار نیشابوری – تالیف بدیع الزمان فروزانفر


 
یا رب به لطف خویش گناهان ما بپوش
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

فردا که هرکس به شفیعی زنند دست
ماییم و دست و دامن معصوم مرتضا
پیغمبر آفتاب منیر است در جهان
وینان ستارگان بزرگند و مقتدا
یا رب به نسل طاهر أولاد فاطمه
یا رب به خون پاک شهیدان کربلا
یا رب به صدق سینه ی پیران راستگوی
یا رب به آب دیده ی مردان آشنا
دل های خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینه ی شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده اند
ما را بسست رحمت و فضل تو متکا
یا رب خلاف امر تو بسیار کرده ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
یا رب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا
سعدی شیرازی


 
رودکی
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

وقت شبگیر، بانگ ناله‌ی زیر

خوشتر آید به گوشم از تکبیر

رودکی


 
رهایی
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
پیمبر صلی الله علیه و آله و سلم روزی این مثل را در مجمع یاران بیان فرمود:

طفل چون متولد شود و از زندان رحم رها گردد 
به آرزوی آن زندان تنگ گریه آغاز می کند 
ولی وقتی وسعت و فراخی این جهان را می بیند 
هرگز رحم فرایاد نمی آید، 
خیال بازگشت بر دل نمی گذراند؛ 
همچنان کسی که ازین جهان تنگ به فراخنای آن جهان رفت 
دیگر به یاد این سرای نمی افتد و آرزوی بازگشت ندارد.
شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری 
تالیف بدیع الزمان فروزانفر

 
نسیم رحمت
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
قال رسول الله:
إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا

گفت پیغامبر که نفحتهای حق
اندرین ایام می‌آرد سبق

گوش و هش دارید این اوقات را
در ربایید این چنین نفحات را

نفحه آمد مر شما را دید و رفت
هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت

نفحهٔ دیگر رسید آگاه باش
تا ازین هم وانمانی خواجه‌تاش
مثنوی

 
گردش روزگار
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
غم از گردش روزگاران مدار
 که بی ما بگردد بسی روزگار
بوستان سعدی

 
بوستان
ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
حکایت کنند از جفا گستری
که فرماندهی داشت بر کشوری
در ایام او روز مردم چو شام
شب از بیم او خواب مردم حرام
همه روز نیکان ازو در بلا
به شب دست پاکان ازو بر دعا
...
بوستان سعدی

 
الفاتحه
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
چنان زی که ذکرت به تحسین کنند
چو مردی، نه بر گور نفرین کنند
بوستان سعدی

 
عطار
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

عیسی در کوهی می‌گذشت، یهودان او را دشنام می‌گفتند و عیسی در حق ایشان دعای خیر می‌گفت؛

یکی گفت: ای مسیح! ایشان دشنام می‌گویند و تو دعا می‌کنی؟

گفت: هر کس سرمایه‌ی خود را خرج می‌کند!

نقل از نقد و تحلیل الهی نامه عطار تالیف بدیع الزمان فروزانفر


 
منطق الطیر
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

ای گناه آمرزِ عذرْ آموز من!

سوختم صد ره چه خواهی سوز من؟

من ز غفلت صد گنه را کرده ساز

تو عوض، صد گونه رحمتْ داده باز

...

ماتمم از حد بشُد سوری فِرِست

در میان ظلمتم نوری فرست

لذت نور مسلمانیم بخش

نیستی نفس ظلمانیم بخش

منطق الطیر عطار


 
زرد روی
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

که مرد ارچه بر ساحل است ای رفیق!

نیاساد و دوستانش غریق

من از بی نوایی نیم روی زرد

غم بی نوایان رخم زرد کرد

سعدی


 
رفتن
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

گفتم مگر ز رفتن، غائب شوی ز چشمم

آن نیستی که رفتی، آنی که در ضمیری

سعدی


 
خواب
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

در دیده بجای خواب اشک است مرا

زیرا که به دیدنش شتاب است مرا

 

گویند بخواب تا به خوابش بینی

ای بی خبران چه جای خواب است مرا


 
مرگ آغاز راه قصه بوده
ساعت ۳:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

مرگ من نزدیک است
مرگ من بی صدا می رسد
اما من صدای نفسهایش را
در دستانم می فهمم
رنگ آنرا می فهمم
سرمایش را می فهمم
من مرگ را می فهمم
می فهمم که آمدنش نزدیک است
می فهمم که حسرت چشمانش در چشمانم آبی است
می فهمم که با طلوع فردا
مرگ من نزدیک است
مرگ من فرداست
فردایی که خورشیدش از ماه نور می گیرد
فردایی که گلهایش همه ستاره
ستارگانش همه خورشید
خورشیدش همه دریا
دریاهایش همه صحرا
صحراهایش همه سراب
سرابهایش همه حقیقت
حقیقتش همه فردا
و فردایش خواهد رسید
مرگ من نزدیک است
مرگ من از پشت صبح پیداست
مرگ من در طلوع آسمان پیداست
مرگ من از پشت بال پروانه پیداست
مرگ من در آیینه چشمانم پیداست
در صدای جویبار پیداست
در صدای دریا پیداست
در سکوت کوه پیداست
در هاله ماه پیداست
مرگ من شیون ندارد
مرگ من شیرین است
اما هیچ فرهادی عاشق ندارد
مرگ من لیلی است
اما هیچ آواره مجنونی ندارد
مرگ من کوچ پرستو نیست
مرگ من گریه شمع نیست
مرگ من بال پروانه نیست
که در شبهای انتظار با شعله شمعی بسوزد
مرگ من بید مجنون نیست
که با نسیمی از حسرت نگاهت بلرزدمرگ من نزدیک است
مرگ من از غروب خورشید سرخ است
مرگ من حسرت رسیدن است
مرگ من ابتدای ازل نیست
و انتهای ابدیت هم نخواهد بود
مرگ من تنفس ماهی است
در خفگی حوض

 

ساناز شجاعیان


 
روزگار
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار 

فکری به حال خویش کن این روزگار نیست!

 

عماد خراسانی


 
سعدی
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

مباش غره بگفتار مادح طماع

که دام مکر نهاد از برای صید نصیب

امیر ظالم جاهل که خون خلق خورد

چگونه عالم و عادل شود بقول خطیب

سعدی


 
ثواب و گناه
ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

تمام شهر ندارد گناه کار تر از ما

که غیر خدمت رندان نکرده ایم ثوابی


 
دیدار به قیامت
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

همه را وعده به دیدار قیامت دادند

تا قیامت چه کند آن که گرفتار تو شد...


 
باستانی پاریزی
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

آدمیزاد همیشه اسیر چهار زندان است :

1-     زندان طبیعت ؛ رحم مادر .

2-     زندان اجتماع ؛ جامعه ، شهر ، روستا ، قانون .

3-     زندان تاریخ ؛ محکوم به زندگی در یک برهه از زمان .

4-     زندان روح ؛ آلام و تمنیات روحی و درونی در سلول های تن آدم اثر دارد . وجدان .

 

ماه و خورشید فلک - زنده یاد ابراهیم باستانی پاریزی .


 
یار آید؟
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
به من چه عید، به من چه بهار می آید 
خوش آن دمی که بگویند یار می آید…
احسان پرسا

 
انصاف
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

گفت انصاف است سلطانِ نجات

هر که منصف شد برست از ترّهات

از تو گر انصاف آید در وجود

به ز عمری در رکوع و در سجود

 

ترّهات: سخن یاوه و بی ارزش.

مَنْطِقُ الطِّیر – فَریدالدّین مُحَمَّد عَطّار نیشابوری


 
خون جگر
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

ساقیا خون جگر در جام کن

گر نداری دردْ از ما وام کن

 

مَنْطِقُ الطِّیر – فَریدالدّین مُحَمَّد عَطّار نیشابوری


 
عشق و ایمان و کفر!
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

عشقْ را با کُفر و با ایمان چه کار

عاشقان را لحظه ای با جان چه کار

...

هر که را در عشقْ محکم شد قدم

درگذشت از کفر و از اسلامْ هم

...

چون تو را اینْ کفر و این ایمان نماند

این تنِ تو گم شد و این جان نماند

مَنْطِقُ الطِّیر – فَریدالدّین مُحَمَّد عَطّار نیشابوری


 
منطق الطیر
ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

...

کآنکه عاشقْ شدْ نَیَنْدیشَد زِ جان

 

مَنْطِقُ الطِّیر – فَریدالدّین مُحَمَّد عَطّار نیشابوری


 
یوسف گم گشته
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

یوسفی گم کرده ام در چاهسار

باز یابم آخرش در روزگار

گر بیابم یوسف خود را ز چاه

بَر پَرم با تو من از ماهی به ماه

مَنْطِقُ الطِّیر – فَریدالدّین مُحَمَّد عَطّار نیشابوری


 
جمع فارسی
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

هیچ برای تان پیش آمده است که در زبانی واژه ها به طور مثال با اَبْزار جمعْ نویسیِ زبان هایِ دیگر جَمْع بسته شوند؟

به طور مثال فرانسوی ها، انگلیسی ها و آلمانی ها واژه هاشان را با ها و ان فارسی یا ات و ین عربی جمع بِبَنْدَنْد؟

پس چرا ما واژه هایِ نابِ فارسی مانند پیشنهاد را به عربی جمع می بندیم و به جای پیشنهادها می نویسیم پیشنهادات؟

...

اگر چنین کاری جایز است چرا واژه هامان را به انگلیسی جمع نبندیم و نگوییم پیشنهادِز؟

پرویز شهدی