سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

آزاد زی
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال

 

گرچه باشی مور هم بی بال و پر
حاجتی پیش سلیمانی مبر
راه دشوار است، سامان کم بگیر
در جهان آزاد زی، آزاد میر

اقبال


 
های و هوی با خویش
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال

دل من بی قرار آرزوئی
درون سینه‌ی من های و هوئی

سخن ای همنشین از من چه خواهی
که من با خویش دارم گفت و گوئی
اقبال لاهوری

 
گل جوان
ساعت ٥:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال

سحر می گفت بلبل باغبان را
درین گل جز نهال غم نگیرد

به پیری می رسد خار بیابان
ولی گل چون جوان گردد بمیرد
اقبال لاهوری

 


 
فروغ آدمی
ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال
فروغ آدم خاکی ز تازه کاری هاست
مه و ستاره کنند آنچه پیش از این کردند
اقبال لاهوری

 
سوختن نهانی
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال
همچو شبنم دیده ی گریان شدم
تا امین آتش پنهان شدم
شمع را سوز عیان آموختم
خود نهان از چشم عالم سوختم
اقبال لاهوری

 
لذت پرواز
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال

مرا ز لذت پرواز آشنا کردند
تو در فضای چمن آشیانه می خواهی
اقبال

 
فریب باطل
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال

کسی که از دو جهان خویش را برون نشناخت
فریب خورده ی این نقش باطل است هنوز
اقبال لاهوری

 
سوز وساز
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال
چه خوش است زندگی را همه سوز و ساز کردن
دل کوه و دشت و صحرا به دمی گداز کردن
...
همه سوز ناتمامم، همه درد آرزویم
به گمان دهم یقین را که شهید جستجویم
اقبال لاهوری

 
ز کجایی؟
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال

تو کیستی ز کجایی که آسمان کبود
هزار چشم به راه تو از ستاره گشود
اقبال

 
پریدن
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال

ای مرغ سرا، خیز و پریدن دگر آموز
نومید مشو، ناله کشیدن دگر آموز!

اقبال

 
تماشای جهان
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال

از دشت و جبل، قافله ها رخت سفر بست
ای چشم جهان بین! به تماشای جهان خیز
اقبال لاهوری

 
غبار گران
ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال
زمین به پشت خود الوند و بیستون دارد
غبار ماست که بر دوش او گران بوده است!


اقبال لاهوری