سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

آزادی
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: امام موسی صدر

 

آزادی برترین ابزار برای بهره‌وری از نیروهای وجودی انسان است.

آدمی در جامعه‌ای که آزاد نباشد، قدرت خدمت ندارد و اگر آزادی نداشته باشد نمی‌تواند تمام نیروهای خویش را به کار گیرد و همه موهبت را پرورش دهد.

پس آزادی بهترین وسیله برای به کارگیری نیروهای درونی فرد در خدمت به جامعه و نشانه احترام به کرامت انسانی و خوش‌گمانی به انسان است. در حالی که فقدان آزادی نشانه بدگمانی به انسان و کاستن از کرامت اوست.

 

برگرفته از اندیشه امام موسی صدر

 

 


 
علی موحد بود و بس !
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: امام موسی صدر

اگر امروز دنیا بخواهد علی علیه السلام را بشناسد ؛ دو راه دارد : یک راه از تاریخ می رود و کتاب ها را می بیند و علی را از راه تاریخ می شناسد . یک راه دیگر هم امروز برای شناختن علی هست . اگر آمدند و گفتند که علی را چگونه می توان شناخت می گویند می رویم از پیروانش می شناسیم .

از کتاب علی موحد بود و بس اثر ارزشمند امام موسى صدر


 
آزادی و فطرت الهی
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: امام موسی صدر

 

 

هیچ کس نمی تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند ، توانایی هایش را پویا و موهبت های الهی را بالنده سازد .

آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش گمانی نسبت به انسان ، حال آنکه نبود آزادی یعنی بدگمانی نسبت به انسان و کاستن از کرامت او .

کسی می تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد .

فطرتی که قرآن می فرماید :  ﴿فطرت الله التی فطر الناس علیها

 

امام موسی صدر

 

به نقل از وبلاگ کتیبه

 


 
آیا لاکربی تکرار می شود ؟
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: امام موسی صدر

 

 

آیا لاکربی تکرار می شود ؟

گروهی براین باورند که زمان آشکار شدن سرنوشت امام موسی صدر نیز خواهد آمد ، چنان که دولت معمر القذافی در کشور عربی لیبی ابتدا نقش خود در سقوط هواپیمای پان امریکن بر فراز دهکده لاکربی اسکاتلند در سال 1988 میلادی را منکر می شد ، اما با عقب نشینی از موضع خود، مسئولیت حادثه مذکور را پذیرفت .

 بزرگ مردی که به منظور یافتن راهکارهایی برای آزاد سازی لبنان از اشغال اسرائیل به لیبی سفر کرده بود ، خود همچون افسانه ای در شن های صحرای بزرگ آفریقا ناپدید شد ، و این در حالی بود که لبنان ، به صحنه ی یک خیمه شب بازی بین المللی بدل شده بود و پیکر فرزندانش ، آماج گلوله های جیره خواران جنگ ، ترکش اتومبیل های بمب گذاری شده و نبرد گروهک های سیاسی قرارداشت . لبنان ، عملا از گردونه ی نبرد اعراب و اسرائیل خارج شده و به فجایع حاصل از نبردهای داخلی سرگرم بود . رژیم صهیونیستی اسرائیل نیز با سوءاستفاده از این فرصت استثنایی به اشغال جنوب لبنان شتافت تا اسطوره ی مقاومت فلسطین را نیز درهم شکند و آبرویی را که چند سال پیش از آن ، در اکتبر 1973 و به دنبال شکست در برابر اعراب از دست داده بود ، بازیابد و خاطره ی نبردی باورنکردنی را که دنیا را به شگفتی واداشت و افسانه ی شکست ناپذیری اسرائیل را درهم شکست، از ذهن ها بزداید. اما امام موسی صدر ، بسی دورتر را می نگریست و بر آن بود که با به حرکت درآوردن کشورهای عربی ، از نابودی دستاوردهای پیروزی اعراب در نبرد اکتبر جلوگیری کند . از این رو تلاش می کرد با برپایی اجلاس اضطراری سران عرب ، اسرائیل را از جنوب لبنان بیرون براند . این در حالی بود که در آن زمان ، دولت لیبی پرچمدار ملی گرایی عربی بود و در لبنان نیز مردان هزار چهره ، به زیر این علم سینه می زدند .

 با توجه به شرایط آن روز جهان عرب ، امام موسی صدر ترجیح داد که طرابلس ، پایتخت لیبی را محلی برای رسیدن به اهداف مورد نظر خویش قرار دهد ، اما هنگامی که به همراه یارانش ، شیخ محمد یعقوب ، و روزنامه نگار لبنانی عباس بدرالدین ، به لیبی رسید ، به دنبال جدال لفظی با قذافی ، ربوده و ناپدید گردید .

 ماه آگوست ، مصادف است با سالگرد ناپدیدشدن امام موسی صدر ، بنیانگذار مجلس اعلای شیعیان لبنان و جنبش محرومان ؛ که مقدمه پیدایش جنبش امل به رهبری نبیه بری ـ وکیلی که در آن زمان ، به تازگی از آمریکا به لبنان بازگشته بود و اکنون ریاست مجلس شورای لبنان را برعهده دارد ـ بود ، تاسیس جنبش حزب الله به رهبری سید حسن نصراله نیز از پیامدهای آن است. از زمان ناپدیدشدن امام صدر ، خانواده و هواداران ایشان ، لحظه ای از تلاش برای حل معما و آگاهی از سرنوشت امام و یارانش غافل نبوده اند و در این راستا ، بسیاری از رهبران عرب و حتی ایران را ـ که پس از پیروزی انقلاب آیت الله خمینی ، در نزد قذافی جایگاهی مهم یافته بود ـ واسطه قرار دادند ، اما نتوانستند پرده از این راز بزرگ برگیرند ، زیرا دولت لیبی ابتدا هرگونه ارتباط با این حادثه ی شگفت انگیز را انکار کرد ، سپس با تغییر در موضع خود ، پذیرفت که امام صدر در لیبی بوده، اما این کشور را به مقصد ایتالیا ترک کرده است . دولت ایتالیا پس از انجام تحقیقات رسمی ، ورود امام موسی صدر از طریق هوا یا دریا به این کشور را منتفی اعلام ؛ و موضوع را خاتمه یافته تلقی کرد .

 بدین ترتیب ، جز خانواده و دوستداران امام ـ که بنابر گواهی شاهدان عینی معتقدند که ایشان زنده هستند و در لیبی به سر می برند دیگران پرونده را مختومه پنداشتند . هرچند دولت لیبی به انکار و پنهان کاری متوسل گردیده است ، اما مراجع قضایی لبنان ـ آن هم درعالی ترین سطوح عقیده ی دیگری دارند و هفده تن از مسئولان لیبیایی و در رأس آنان ، معمر قذافی رهبر این کشور را در حادثه ی ناپدیدشدن امام موسی صدر ، مسئول و متهم می شمارند و بدین ترتیب ، همگان را در موضع انفعال قرارداده اند . به گونه ای که برخی تحلیل گران معتقدند که دستگاه قضایی لبنان ، در واقع به جمهوری لیبی اعلان جنگ داده است ، آن هم در حالی که دولت لیبی ، به نحو بی سابقه ای به غرب گرایش پیدا کرده و سیاست درهای باز را در قبال غرب ـ که روزی از نگاه دولتمردان لیبی ، امپریالیست به شمار می آمد ـ در پیش گرفته است . با چنین وصفی ، آیا ممکن است خانواده ی امام صدر ، به پاسخ قانع کننده ای برای معمای ربوده شدن ایشان دست یابند؟

گروهی براین باورند که زمان آشکار شدن سرنوشت امام موسی صدر نیز خواهد آمد، چنان که دولت لیبی ابتدا نقش خود در سقوط هواپیمای پان امریکن بر فراز دهکده لاکربی اسکاتلند در سال 1988 را منکر می شد، اما با عقب نشینی از موضع خود، مسئولیت حادثه مذکور را پذیرفت و خسارتی معادل با 2/7 میلیارد دلار پرداخت نمود . در حادثه سقوط هواپیمای فرانسوی یوتا در کشور نیجر به سال 1989نیز مشابه این موضع گیری های متناقض را از دولت لیبی مشاهده کردیم که سرانجام مسئولیت آن را نیز دولت قذافی به عهده گرفت . اکنون نیز دولتمردان این کشور ، سرگرم گفتگو با مقامات آلمان غربی برای پذیرش مسئولیت حادثه انفجار رستوران لابیل در آلمان غربی سابق در سال 1986 و پرداخت خسارت آن هستند . برخی از آگاهان سیاسی معتقدند که رفتار سران کشور لیبی در قبال بحران ربوده شدن امام صدر نیز بی شباهت به حوادث مذکور نخواهد بود . اما خانواده صدر ضمن رد این سیاست ، خواهان دست یابی به حقیقت امر هستند ، حتی اگر این روند مدت ها به درازا بکشد . دولت لیبی نیز ضمن اعتراف پنهانی به مسئولیت خود در حادثه ی ربوده شدن امام صدر و یارانش ، بار دیگر دولت ایران را واسطه قرار داد تا با استفاده از نفوذ خود در میان شیعیان لبنان ، در ازای پرداخت خسارت سنگین و بازگرداندن جنازه ربوده شدگان ، پرونده را مختومه اعلام کند ، اما خانواده صدر با این پیشنهاد به شدت مخالفت کرده اند ، تا قضیه امامِ ربوده شده ، همچون جراحتی برجامانده از جنگ سرد اعراب علیه اعراب ، برای زمان تصفیه حساب ها ، همچنان سرگشاده باقی بمانَد .

روزنامه الاهرام العربی در راستای تلاش برای یافتن حقیقت ، پیچیده ترین گمانه های موجود در این زمینه را افشا کرده است . بر مبنای یکی از این احتمالات ، امام صدر هنوز زنده است و در یکی از زندان های شهر سبها در جنوب لیبی به سر می برد . این در حالی است که هر یک از این گمانه ها می تواند به مهمترین چالش موجود در جهان عرب در سال های آینده تبدیل گردد .

 

منبع: الاهرام العربی

 نوشته ی مهدی مصطفی

ترجمه ی مهدی سرحدی

 

 


 
کتیبه
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: امام موسی صدر

 

این روزها، بین هیاهوی انتخابات ، وسط خواندن خبرها و بحث کردن ها و دیدن اتفاقات بیرون، من در ذهنم دنبال تعریفی از خودم و مردمم می گردم.

این روزها که همه جا بحث بر سر انتخابات  22 خرداد است و هر روز انواع خبرها و تحلیل ها مطرح می شود ، من دنبال تعریفی از ایرانی می گردم ؛ چیزی که بین همه این هیاهو ها گم شده ، از بین رفته و کسی دنبالش نیست.

 این روزها همه ما، چنان به جان هم افتاده ایم که انگار میدان جنگ است و رقیب ، نه هموطن ما ، که مزدور و خارجی و دشمن است .

 

این روزها بیشتر از هر زمانی برای مردمم افسوس می خورم که چرا بعد از قرن ها مبارزه برای آزادی و عدالت، بعد از 30 سال گذشتن از انقلاب مردمی اش ، به این روز افتاده که هموطنش را دشمن و منافق و کافر بخواند ،  فقط به این دلیل که موضع سیاسی اش با او یکی نیست .

 

این روزها بارها در دلم گریستم برای وطنم که دارد روزهایی را می بیند که در آن کسی یک شبه جاسوس و مزدور و جیره خوار می شود و همه حیثیت و آبروی خود ، خانواده و طرفدارانش به بازی گرفته می شود .

 انتخاب ! اما گویا تحمل این انتخاب و این حق برای عده ای بسیار سنگین است . اصلا انگار برای همه ما سنگین است .

 

 

و این روزها  ... 

بیشتر از همیشه به یادت هستم امام من ؛ سید موسی .

 این روزها دوباره یادم آمد چرا باید برای آزادی ات و بودن دوباره ات مبارزه کرد. فهمیدم و دوباره به من ثابت شد که تلاش برای بودن و گفتن از فکرت بیشتر از همیشه برای ایران و ایرانی لازم است .

 

مرهم این زخم عمیقی که بر روح ایرانی افتاده که هموطنش را دشمن می داند و هنوز یاد نگرفته که تفاوت انسان ها موهبتی است الهی نه وسوسه ای شیطانی ، تفکر امام موسی ست . امام موسی صدری که لبنان هزار پاره هزار طایفه را یکی کرد و میهن را برایشان معنی کرد . امامی که فریاد زد همه انسان ها ، جدا از نژاد و مذهب و عقیده ، در قانون انسانیت با هم برابرند . مردی که توانست مردمی را که تا دیروز به روی همدیگر اسلحه می کشیدند، یکی و برادر کند و یادشان بدهد که باید مقابل خارجی بایستند، آن هم زمانی که قصد دشمنی و فتنه دارد.

 

اما ما، هموطنان امام صدر، سی سال بعد از ربودنش، به ظاهر می خواهیم براساس دموکراسی انتخاب کنیم ، اما هنوز باور نداریم کسی که مخالف ماست هم به اندازه ما ایرانی ست و به اندازه ما دلش برای میهنش می تپد. ما هنوز دنبال اندازه گیری ایمان دیگران هستیم تا صف بهشت و جهنم و دوست و دشمن را کامل کنیم .

هنوز فکر می کنیم هرکس عقیده دیگری داشت ، حتما سر در آخور ابرقدرتی دارد . هنوز اگر کسی علاقه ای برای بحث تند فکری نداشت که حتما باید نتیجه ای هم داشته باشد، او را متهم به ترس و محافظه کاری می کنیم .

هنوز مدارا ، همزیستی و پذیرش مخالف برای ما چیزی بیشتر از کلماتی روی کاغذ نیستند . هنوز فکر می کنیم وظیفه داریم مخالف را به هر قیمتی ارشاد کنیم و اگر نشد، گمراه و متحجر و سطحی و عقب مانده است.

مسئول چنین وضعی را نه مردم عادی ای چون خودم ، که بزرگان جامعه  می دانم .  کسانی که در طول این سال ها باید روح ایرانی و میهن دوستی را بنیادین می کردند ، اما نکردند . کسانی که باید به ما یاد می دادند به هموطنمان ، بخاطر ایرانی بودنش احترام بگذاریم ، اما در عوض علایق دینی را با بازی سیاسی یکی کردند تا هر عقیده متفاوتی را با برچسب ضد دین بودن سرکوب کنند و از علایق دینی پاک مردم برای تثبیت قدرت استفاده کنند . امروز، من آن جوان مسلمانی که من و امثال من را بخاطر متفاوت بودن منحرف می داند مقصر نمی دانم . کسی که از احساسات پاک دینی او سوء استفاده کرده تا به او یاد بدهد هرکس حرفی غیر از حرف تو زد، می خواهد دینت را خراب کند، مقصر می دانم و برای آن جوان ، به اندازه خودم افسوس می خورم که چگونه ندانسته بازیچه دیگران شده است .

امام موسی صدر 19 سال در لبنان فعالیت کرد، بدون اینکه رئیس جمهور یا نخست وزیر یا حتی وزیر باشد . بدون اینکه رسانه ای رسمی و سراسری داشته باشد . او به عنوان یک خارجی به جامعه ای 16 طایفه ای رفت که همه قدرت های شرق و غرب در آن منفعتی داشتند .

با همه اینها ، در 19 سال، امام موسی جامعه ای ساخت که در نبودنش هم همچنان ملت باقی ماند . او ، 50 سال پیش ، از کرامت انسان گفت و آن را برای مردمش تفسیر کرد . واژه ای که امروز ، پنجاه سال بعد از سید موسی حتی شنیدنش در ایران ، تازه و عجیب است!

او کرامت انسان را با احترام به افراد، فرصت دادن به مخالف، توانمندسازی ضعیفان و مدارا معنی کرد . او صدای مردم نشد، به مردم یاد داد چطور حرف بزنند . او به خوبی انسان ، به فطرت الهی اش ایمان داشت . برای همین، هرگز کسی ، حتی در اوج سختی ها و تهمت ها و توطئه های دیگران علیه امام ، واژه ای علیه کسی از او نشنید .

او از مردمی که جنگ داخلی و کشتن همسایه واژه ای آشنا برایشان بود، ملتی ساخت که امروز ، برای فهمیدن اینکه چطور می شود رنگ های مختلف کنار هم بنشینند ، لبنان را مثال می زنیم . اما امروز ، من نگرانم از اینکه این موج تخریب و تهمت بعد به برادرکشی و جنگ داخلی برسد!

امروز، من هموطن سید موسی، در قرنی که او، آن را قرن همزیستی مسالمت آمیز ادیان و تمدن ها خواند، روزی را برای ایران می بینم که ایرانی ایرانی را بکشد، چون مخالفش است!

این روزها، من بین همه تلاش های انتخاباتی ام، بین همه حرف ها و دغدغه هایم برای انتخاباتی آزاد و اصلاح وضع ایران، آرزو می کنم موسی صدر برگردد.

این روزها، سید موسی صدر و زندگی در دنیایی که او می سازد، بیشتر از هر زمانی آرزوی من است.

 

 

نقل از وبلاگ کتیبه