سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

واقعیت تاریخ
ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: تاریخ

بیهقی به راستی واقع‌گراست، اما محاکمه و اعدام پر تشریفات حسنک به شکلی توصیف می‌شود که نظام را رسوا می‌کند؛ نظامی که در این جا مثل اغلب جاهای دیگر نمایانگر بازی و نمایشی فریبکارانه است. رسم و آیین از ویژگی‌های مهم نمایش قدرت در قرون وسطی بود اما بیهقی نشان می‌دهد وقتی این‌ها را برای بیدادگری و منفعت شخصی بیشتر به کار می‌گیرند چه اتفاقی می‌افتد... خواننده باید قضاوت کند و این کار را باید برحسب سخنان بیهقی انجام دهد. این سخنان شامل مفاهیمی انتزاعی نظیر دولت، قانون یا نظام نیست: همه این‌ها، تا جایی که وجود دارند، در قالب فرمانروا تجسم می‌یابند که در این جا رفتارش در معرض قضاوت اخلاقی قرار می‌گیرد.

از کتاب تاریخ نگاری فارسی ( سامانیان، غزنویان، سلجوقیان) اثر جولی اسکات میثمی ترجمه محمد دهقانی نشر ماهی

Julie Scott meysami Persian historiography (To the end of the twelfth century)


 
شاه مشروع مشرقی
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: تاریخ

در ساختار ادواری شاهنامه، 
که تجسم اصلی تاریخی ظهور و سقوط دولت ها 
و انتقال حکومت از یک گروه به گروهی دیگر است، 
این امید تلویحا دیده می شود که پادشاهی از شرق ظهور کند 
و آرمان های ایرانی و اسلامی حکومت را با هم درآمیزد. 
هر سلسله ایرانی را فرمانروایی بنیاد می نهد که نظم و عدالت را برقرار می کند 
و هر سلسله ای 
بر اثر ضعف اخلاقی حاکم زمان، فساد سیاسی دولت و به قدرت رسیدن بیگانگان 
پایان می یابد. 
حکومت ستمگرانه ضحاک و فرمانروایی عادلانه اسکندر که ملوک طوایف را به دنبال دارد
با استقرار مجدد شاهنشاهی ایران به پایان می رسد؛ 
غلبه اسلام هم چرخه پادشاهی ایران را خاتمه می دهد 
و هم نظم شاهنامه را 
اما آنچه در این چرخه به چشم می خورد همان پارادیم فرجام شناختی است: 
حکومت بیگانه 
سرانجام جای خود را به شاه مشروع شرق می دهد 
که شاهنشاهی ایران و دین بهی را مجددا برقرار می کند. 

از کتاب تاریخ نگاری فارسی (سامانیان، غزنویان، سلجوقیان) 
اثر جولی اسکات میثمی ترجمه محمد دهقانی نشر ماهی
Julie Scott meysami
Persian historiography
(To the end of the twelfth century)
Edinburgh university Press

 
جامعه شناسی خودکامگی 8
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: تاریخ

مردمی که فرهنگ روابط اجتماعیشان در ساختار کلی با نظام سیاسی حاکم یکی است، هرگاه علیه ظلم حاکم قیام کنند و به حکومت برسند، جز ادامه ی کار گذشتگان و شاید بدتر از آن کهر دیگری نمی توانند بکنند، زیرا الگوی دیگری را نمی شناسند

اگر جامعه اصلاح کننده می بود و این فرهنگ را می شناخت، آن گاه امید بهبود می رفت که با تعویض سالم حکومت خطاهای گذشته کمتر شود

در مورد ایران قیام های سازمان یافته ی موفق و اصلاح کننده ی چندانی سراغ نداریم

قیام ها عموما حالت شورش داشته است

به طور نمونه می توان از سربداران نام برد

قیامی که به فاصله ی کوتاهی مرتکب اعمال گذشتگان شد

شورشیان یا قیام کنندگان در همان جامعه‌ای تربیت می شوند که ستمگران پرورده شده اند

جامعه شناسی خودکامگی اثر علی رضا قلی


 
جامعه شناسی خودکامگی 7
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: تاریخ

حقوق سیاسی به شکلی که امروز در جهان شناخته شده، در ایران هرگز وجود نداشته است

این گونه حقوق هم که از کشورهای توسعه یافته تراویده است، به کار کشورهایی که الگوی رفتاری قبیله ای دارند نمی خورد، چون حقوق باید در روابط اجتماعی جان بگیرد و تضمین پیدا کند، نه اینک6 توسط حقوقدانی طرح یا توسط دیگری تصویب شود

در ایران اگر کسی مخالفت سیاسی می کرد، ارّه می شد

اگر فردی در جوامع قبیله ای مورد بغض حاکمان قرار گیرد و ارّه و مثله نشود، مورد لطف قرار گرفته است، چون اگر ارّه شود و مثله گردد، هیچ ضابطه ی اجتماعی قادر به دفاع از او نیست

کسانی که می خواهند در جوامع انسانی ریشه ی ارّه کردن ها را بخشکانند، می باید کینه ی خود را فقط متوجه ارّه و ارّه کش نکنند، چرا که ارّه و ارّه کش هر دو از پدیده های اجتماعی هستند و در محیط ویژه ای رشد می کنند، علاوه بر توجه به ارّه و ارّه کش، فکر باید معطوف به محیط رشد جرایم گردد تا توفیقی نسبی در تعدیل آن به وجود آید .

جامعه شناسی خودکامگی اثر علی رضا قلی


 
جامعه شناسی خودکامگی 6
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: تاریخ

جوامع انسانی زمان طولانی طی کرده اند تا جرم را از حالت تعلق به فرد جدا کنند و به آن حالتی اجتماعی بدهند. مجرم را متجاوز به حقوق اجتماع می دانند و عمل او را یک پدیده اجتماعی تلقی می کنند. این گونه تلقی محاسن زیادی دارد. زیرا اجازه می دهد جرم را پدیده ی قانونمندی تصور کنید و بشناسید و اقدامات احتیاطی پیشگیرانه در مورد آن به کار برید. در چنین بُعدی هم از تکرار جرم به طور نسبی جلوگیری می شود و هم مجرم اصلاح می شود و اگر خودکامگی، جرمی سیاسی و پدیده ای اجتماعی تلقی شود، به طور قطع به دنبال زمینه های رشد آن و اقدامات پیشگیرانه برای بروز آن می روند، سعی می کنند آن. را بشناسند و عوامل پدید آوردنده ی آن را بیابند. اما اگر خودکامگی در خودکامه خلاصه شود و با دید فردی و متغیرهای شخصی با آن برخورد گردد، حاکم خودکامه را با خودکامه ی دیگری جایگزین می کنند. و این همان روند جمشید، ضحاک و فریدون می شود که با خسارتی جبران ناپذیر برای مملکت همراه است

مبارزه با خودکامه، مبارزه ای انفعالی است که در آن معمولا همکاری با دولت قطع می شود و سپس حالت تخریب به خود می گیرد و نهایتا موجب متلاشی شدن حکومت می گردد یا دولت توسط بیگانگان ساقط می شود.

جامعه شناسی خودکامگی اثر علی رضا قلی


 
جامعه شناسی خودکامگی 5
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: تاریخ
فشار مالی، که به صورت هزینه های خوشگذرانی خورشخانه،
در داستان تصویری فردوسی آمده است،
در زمان شخص فردوسی کار را به جایی می کشید که 
برای جمع آوری هزینه ها به مردم فشار می آورند 
و مردم لاجرم زندگی را رها می نمودند و فرار می کردند 
و در این گونه مواقع بین بد و بدتر، بد را انتخاب می کردند.
کم نبوده اند رجال و اعیانی که نامه می نوشتند و از پادشاهی دعوت می کردند که 
برای حکومت به سرزمین شان بیاید 
و قول می دادند که به هنگام ورود از حمایت اعیان برخوردار خواهد بود.
در زمان مسعود اعیان ترک به ماوراءالنهر نامه نوشتند
 و ترکان سلجوقی را به آمدن به خراسان ترغیب کردند 
و مردم خراسان هنگام ورود ایلک خان نصر از خراسان دفاع نکردند 
و همین طور زمان سلجوقیان و...
این امر در واقع، قسمتی از همان مکانیسمی است که 
حکومت را از جمشید به ضحاک 
و از ضحاک به فریدون 
و از صفاریان به سامانیان
 و از سامانیان به غزنویان 
و از غزنویان به سلجوقیان 
و از سلجوقیان به خوارزمشاهیان 
و از خوارزمشاهیان به مغولان 
و از مغولان به ... منتقل می کند.
جامعه شناسی خودکامگی اثر علی رضاقلی

 
جامعه شناسی خودکامگی 1
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: تاریخ
حاکمیت سیاسی ایران
در روابط خارجی و داخلی
که سایه شوم خود را بر حیات جمعی گذشته ایران افکنده است
با پیگیری حکومت غزنویان، صفاریان، زیاریان، آل بویه و حکومت های بعدی
به ندرت می توانیم دهه ای را با آرامش نسبی در ایران ببینیم
که مردم در آن مشغول یک زندگی نسبتا ملایم اقتصادی - اجتماعی باشند
دست نظامیان حکومت به طور معمول و نسبی باز است تا به هر نحو که مقدور باشد، 
نیاز خود را تامین کنند، 
از غصب و غارت گرفته تا دخالت در معاملات پر سود تجاری
در ایران همیشه 
درِ نام جستن برای نظامیان باز بوده است 
که یا پیروز شوند و حکومتی بر پا کنند یا مغلوب و اسیر و کشته شوند.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی علی رضاقلی

 
28مرداد
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: تاریخ
ﺑﺪﮔﻤﺎنی ها ﻣﻴﺎﻥ ﺣﺰﺏ ﺗﻮﺩﻩ ﻭ ﺟﺒﻬﻪﻣﻠﻲ، 
ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺳﻘﻮﻁ ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﺭﺍ ﺗﺴﻬﻴﻞ ﻛﺮﺩ
ﺩﺭ۲۵ ﻣﺮﺩﺍﺩ ﺑﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﺷﺎﻩ ﺍﺯﻛﺸﻮﺭ،
ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻥ ﺣﺰﺏ ﺗﻮﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎﺭﻳﺨﺘﻨﺪ،
ﻣﺠﺴﻤﻪﻫﺎﻱ ﺷﺎﻩ ﻭﺭﺿﺎ ﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ،
ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﻱ ﺟﻤﻬﻮﺭﻱ ﺷﺪﻧﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪﺩﻛﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻛﺮﺩﻧﺪ.
ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻫﺎ، ﺗﻈﺎﻫﺮ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺣﺰﺏ ﺗﻮﺩﻩ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻬﺎﻱﺷﻬﺮﺩﺍﺭﻱ ﺭﺍ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﭼﻢﻫﺎﻱ ﺳﺮﺥ ﺑﺮﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻨﺪ
ﭼﻨﻴﻦ ﺑه نظر ﻣﻲﺭﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﺷﻜﺴﺖﺳﻠﻄﻨﺖ ﻃﻠﺒﺎﻥ، ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﻛﻤﻮﻧﻴﺴﺘﻬﺎﺭﺍ ﺑﻪﺍﺭﻣﻐﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﻣﻠﻲ ﮔﺮﺍﻳﺎﻥ!
نقل از کتاب از انقلاب تا انقلاب ـ ناصر قرگزلو

 
حکومت پسرجان/آریامهر
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

پس از اینکه سردار سپه رضاخان میرپنج پدر ملت ایران شد، چون چندان زور نگرفته بود فروغی و مستوفی به ظاهر دولت ها را به مجلس معرفی و برنامه ی کار خود را به عنایت مجلس به تصویب می رسانند. لیکن زمانی که حاج مخبرالسلطنه روی کار امد، کم کم سر و کله ی منویات اعلیحضرت پیدا شد. دولت که به متین دفتری رسید، قدرت رضاشاه نیز خودکامه شده بود. از این رو دولت یکسره به دنبال فرمایشات ملوکانه ی ذات اقدس همایونی بود.

زمان محمدرضا نیز به همین منوال بود.

دولت سهیلی که روی کار آمد، دنبال سروسامان دادن به کار آن پسرجان بود. لیکن زمانی که نوبت به دکتر منوچهر اقبال رسید خداوندگار آریامهر، بزرگ ارتشتاران شاهنشاه ایران شد

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی


 
ملت در صحنه
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

 

اگر ملت صحنه را ترک کند همان می شود که شد؛ هر بار ملت یورش می کند و مواضع استعمار و استثمار و استبداد را تصرف می کند و سپس عقب نشینی می کند و استبدادِ تازه نفس تری به جای استبداد کهنه فرسوده قبلی جایگزین می شود و دوباره ملت باید چند دهه دیگر در جنگ فرسایشی شرکت کند تا نیروهای آنها را تحلیل برده با توجه به جمیع شرایط آن را سرنگون کند.

و همیشه نیز نظر خود را عطف به استبداد نموده و از بستر آن غافل بماند. اگر مردم خواسته خود را خوب می شناختند و لوازم کافی برای آن تدارک می دیدند، هر عوامفریبی قادر نبود که منافع آنها را این گونه پایمال کند.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی


 
خط کوفی
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

آنچه در خط کوفی اهمیت دارد زیبایی و شکوه است نه خوانایی!

... همان‌گونه که اتینگهاوزن گفته است:

هرچه متنی ناخواناتر و نتیجتاً درک ناشدنی‌تر باشد، مقدس‌تر به نظر می‌آید.

بچه مدرسه‌ای‌ها هم که می‌کوشند با خلق امضایی پیچیده و تقلید ناپذیر؛ شخصیت خود را مهم و مرموز جلوه دهند، در واقع از همین اصل پیروی می‌کنند.

درآمدی بر زیباشناسی اسلامی نوشته ی اولیور لیمن، ترجمه محمدرضا ابوالقاسمی، نشر ماهی.


 
ب جامعه شناسی نخبه کشی
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

توده ی مردم و مسئولین مملکت،

همیشه کارهای عاطفی و کوتاه مدت را نسبت به کارهای عقلانی و شاق و مملکت ساز و آینده نگر ترجیح دادند.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی


 
سیاست نامه
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

 

گویند خواجه از سلطان ملک شاه اجازه خواست تا به کعبه رود و فرض حج ادا کند، سلطان اجازه داد و خواجه تصمیم عزم کرد و احمال و انفال را به جانب غربی بغداد کشیدند و آنجا لشکرگاه زدند؛ خواجه نیز بگذشت و آنجا فرود آمد.

یکی از فضلای بغداد حکایت کرد که در آن حالت بخدمت خواجه می رفتم، نزدیک خیمه یکی را دیدم از درویشان که بر چهره سیمای اولیا بود.

مرا گفت: "وزیر را پیش من امانتی است لطف کن و با او برسان"

و رقعه ای بمن داد، رقعه بستدم و بخدمت وزیر رفتم و رقعه ببوسیدم و پیش نهادم.

خواجه آن رقعه را تامّل کرد و بزاری بگریست، من پشیمان شدم و عاجز و گفتم کاشکی رقعه را ندادمی.

چون از گریه ساکن شد مرا گفت: "صاحب این رقعه را پیش من آر"

بیرون آمدم آن مرد را بجستم، نیافتم؛ بازگشتم، اعلام دادم، خواجه این رقعه را بمن داد و گفت بخوان چون مطالعه کردم و در آنجا نوشته بود که پیغامبر را در خواب دیدم که مرا گفت پیش حسن رو و با او بگو که حج تو اینجاست؛ به مکه چرا روی! نه من تو را گفتم که به درگاه این ترک باش و مطالب ارباب حاجات بساز و درماندگان امّت مرا فریاد رس باش.

خواجه آن عزم فسخ کرد و بازگشت و با من گفت: "هرگاه صاحب رقعه را ببینی پیش من آر"

بعد از مدتی آن درویش را دیدم و گفتم وزیر مشتاق لقای توست اگر رنجه شوی تا بخدمت رسی لطفی باشد.

او گفت:"او را پیش من امانتی بود با او رسانیدم و بغیر از آن مرا با او هیچ کاری نیست."

 

نقل از کتاب سیاست نامه ابوعلی حسن بن علی خواجه نظام الملک طوسی 


 
تاریخ بیهقی
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

 

...ایزد عَزَّ ذِکره را تقدیرهاست چون شمشیر بُرنده که رَوش و بُرش آن نتوان دید، و آنچه از آن پیدا خواهد شد در نتوان یافت.

و از این است که عجز آدمی به هر وقتی ظاهر گردد؛ که نتوان دانست در حال که از شبِ آبستن چه زاید!

و خردمند آن است که خویشتن را در قبضه ی تسلیم نهد، و بر حول و قوّت خویش و عُدّتی که دارد اعتماد نکند، و کارش را به ایزد عَزَّ ذکرُه بازگذارد، و خیر و شر و نصرت و ظفر از وی داند؛

که اگر یک لحظه از قبضه ی توکل بیرون آید، و کِبر و بَطر (خودپسندی) را به خویشتن راه دهد، چیزی بیند به هیچ خاطری ناگذشته و اوهام بدان نارسیده، و عاجز مانده آید.

و ما ایزد عزّ ذکره را خواهیم، به رغبتی صادق و نیتی درست و اعتقادی پاکیزه، که ما را در هر حال فی السّرّاء و الضّرّاء و الشّدّة و الرخاء مُعین و دستگیر باشد،

و یک ساعت بلکه یک نفَس ما را به ما نگذارد، و بر نعمتی که دهد و شدّتی که پیش آید، الهام ارزانی دارد، تا بنده‌وار صبر و شکر پیش آریم و دست تماسک وی زنیم، تا هم نعمت زیادت گردد به شکر، و هم ثواب حاصل آید به صبر!

نقل از گزیده ی تاریخ بیهقی نوشته ی ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی به کوشش سید محمد دبیرسیاقی 


 
جامعه شناسی نخبه کشی
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

 

رضاخان به مجلس لقب افتخاری طویله را داده بود

و هرکس که می خواست نماینده بشود، می گفت که به طویله ببرندش.

البته اگر طویله نبود رای به شاهی او نمی داد.

 

 

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی

 


 
نتیجه خودکامگی
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

تا سال 1312، رضاشاه همه را گرفت و بست و کشت و هیچ جنبنده ای در داخل ایران در مقابل او جرات بی اندامی نداشت.

او یکه تاز میدان شد و چنان تنها شد که در 1320 با یک اخطار دولت انگلیس وطن آریایی را رها کرد و به جزیره ی موریس رفت

و این هم نتیجه ی خودکامگی که هم محصول ملت است و هم کشنده ی آن.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی


 
جامعه شناسی نخبه کشی
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

 

چیزی که در این مملکت وجود ندارد، شرف، حیثیت، ایمان و حق شناسی است. سودپرستی و طمع ورزی حاکم بر همه چیز است و انگیزه های آنی و هوس و نیرنگ و افسون بر این جامعه مستولی است.

گفتار شیل وزیرمختار انگلیس در ایران در اوائل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی


 
سپاه سلطانی
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

 

تاکید و توجه سُلْطان مَحمود بر ارتش فوق العاده بود. به گفته ی راوندی، او اهالی کشور را به دو دسته تقسیم کرده بود، نیروهای مُسَلَّحْ و اهالی محل.

او به سپاهیان حقوقْ می داد و از آنها انتظار داشت که بدون چون و چرا تمام فَرامین او را اجرا کنند.

...

سران سپاه (اُمَرا و بُزرگان ارتشِ جدید) که عُمْدَتاً بَردِگان و غُلامان تُرکْ نِژاد آزاد شده بودند، به تدریج درون الیگارشی قدرت جای گرفته و بخش مهمی از آن شدند.

...

به نوشته ی هارتوگ ارتش یگانه پایگاه قدرت و تنها حافظ تاج و تَخت سُلطان بود. بنابراین شاه برای بقاء خودش چاره ای نداشت بجز آنکه خواست ها و منافع ارتش را در وَرای منافع مردم و کشور قرار دهد. او به هر قیمتی که شده بود می بایستی جلوی ناخشنودی اریستوکراسی – نظامی را که در میان سران ارتش به وجود می آمد، می گرفت تا بقاء حکومت و اقتدارش تهدید نشود.

نقل از کتاب ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام (چاپ پانزدهم)


 
مطیع لله
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

خواجه ی بزرگ روی به حسنک کرد و گفت:

خواجه چون می باشد و روزگار چگونه می گذارد؟

گفت: جای شکر است!

خواجه گفت:

دل، شکسته نباید داشت، که چنین حال ها مردان را پیش آید. فرمانبرداری باید نمود به هرچه خداوند فرماید، که تا جان در تن است امید صدهزار راحت است و فَرَج است.

گزیده ی تاریخ بیهقی به کوشش سیدمحمد دبیر سیاقی


 
ما چگونه ما شدیم
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

چطور شد که هزاران مُبَلِّغِ مسیحی از اروپا راهی چین، هند، ایران، افریقا و ینگه دنیا شدند برای تبلیغ و گسترش مَسیحیّت؛ اما کمتر ایرانی یا عربی سوار بر کشتی شد یا با کاروانی به راه افتاد که برود در میان سیاهان زنگی آفریقا یا سفیدپوستان آلاسکا که تبلیغ تَشَیُّع یا مذهبِ شافعی یا حنبلی نماید.

با کمتر چینی یا نژاد زردی یا هندی برای تبلیغ آئین کُنْفُسیوس، بودایی یا هندو و برهمایی بار سفر بربسته و رهسپار دیارهای ناشناخته شدند؟

چطور شد در حالی که در قُرون وُسْطی هزاران دریانَوَرْد اُروپایی دِلْ به اُقیانوس هایِ سَهْمْگین زدند تا سرزمین هایِ جدیدی را کشف نموده و راه هایِ نویی به اَقالیم دیگر پیدا کنند، یکی قاره آمریکا را کشف کرد، یکی اُسْتُرالیا و زِلانْدِ جدید را، چهارمی راهِ جدیدِ آبی از اروپا به شِبهِ قارهِ هِند گشود، یکی در قلبِ آفریقا به سیاحت پرداخت و دیگر سعی کرد جنگل هایِ انبوهِ آمازون را بِپِیْمایَد، کمتر هندی، چینی، عرب یا ایرانی به فکر رفتن به دنیایِ جدید و کشف و یافتن سرزمین هایِ تازه و راه های میان بُر اُفتاد؟

واقعِ مطلبْ این است که این حسِ ماجراجویی، این علاقه به سیر و سیاحت و شجاعت و شهامت گام نهادنْ در آب ها، خشکی ها، بیابان‌ ها، یخ ها و جنگل هایِ اَنبوه و کوه هایِ سَر به فلکْ کشیده و مواجهه با مردمان کاملاً ناشناخته و غریب از خصوصیّاتِ بارزِ اجتماعیِ غربیان بوده است.

اگر چه برخی از آنها از این رَهگُذَر به مال و جاه و مقامی رسیدند و توانستند منافعی برای کشورهایشان فراهم آورند، در مقابل و هزاران برابر این عدّه کسانی بودند که در این سیر و سیاحت ها و سیرو فی الاَرض ها گام در راه هایِ بی برگشت گذاردند و در نهایت گمنامی جان باختند.

سرنوشتی که بسیاری از اروپائیان از آن بی اطلاع نبودند.

اگر کِریسْتُفْ کُلُمْبْ و ماژِلان، یا واسْکودوگاما و کاپیتان کوک توانستند آمریکا یا اُستُرالیا را کشف کنند، در مقابل هزاران دریانوردِ دیگری نیز بودند که به روی عرشه کشتی هایشان در پَهنِه ی اُقیانوس هایِ بی پایان بر اثر گُرُسْنِگی و تِشْنِگی یا بیماری تَلَف شدند، یا کشتی شِکسته به قَعر دریاها رفتند یا در طوفان جان باختند یا در چَنگالِ دُزدان دَریایی یا قدرت هایِ دیگر گِرفتار آمدند و به هَلاکَت رسیدند.

 

نقل از کتاب ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام (چاپ پانزدهم)


 
اریستوکراسی نظامی
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

تاکید و توجه سُلْطان مَحمود بر ارتش فوق العاده بود. به گفته ی راوندی، او اهالی کشور را به دو دسته تقسیم کرده بود، نیروهای مُسَلَّحْ و اهالی محل.

او به سپاهیان حقوقْ می داد و از آنها انتظار داشت که بدون چون و چرا تمام فَرامین او را اجرا کنند.

...

سران سپاه (اُمَرا و بُزرگان ارتشِ جدید) که عُمْدَتاً بَردِگان و غُلامان تُرکْ نِژاد آزاد شده بودند، به تدریج درون الیگارشی قدرت جای گرفته و بخش مهمی از آن شدند.

...

به نوشته ی هارتوگ ارتش یگانه پایگاه قدرت و تنها حافظ تاج و تَخت سُلطان بود. بنابراین شاه برای بقاء خودش چاره ای نداشت بجز آنکه خواست ها و منافع ارتش را در وَرای منافع مردم و کشور قرار دهد. او به هر قیمتی که شده بود می بایستی جلوی ناخشنودی اریستوکراسی – نظامی را که در میان سران ارتش به وجود می آمد، می گرفت تا بقاء حکومت و اقتدارش تهدید نشود.

نقل از کتاب ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام (چاپ پانزدهم)


 
دولت/ مجلس/ملت
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

 

مصدق همیشه می گفت که قدرت دولت و مجلس از ملت است و شرح می داد که اگر آنها وارد حیات سیاسی – اجتماعی خود نشوند در عمل مجلس و دولت از کار می افتد. این کاری است که در عمل در طول عمر پارلمانی ایران انجام شده است.

ایرانی ها از ظلم به ستوه آمده اند، شوریده اند، نظامی را سرنگون کرده اند ولی دوباره به دامن استبداد افتاده اند. اگر نارس نبودند می توانستند همیشه از پارلمان خود دفاع کنند. این کاری است که باید انجام می دادند و نمایندگان خود را به پارلمان می فرستادند، تا دولت نیز نماینده پرالمان باشد، نه اینکه قدرت به کمک و نفوز بیگانه کم کم غصب شود و دولت برای تامین اهداف قشر خاص و به پشتیبانی بیگانه و منافع او، نادان ترین و احمق ترین و وطن فروش ترین عناصر را نماینده ی مجلس کند که هر رطب و یابسی را به او تحمیل می کنند، قبول کند.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی

 


 
بودجه
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

مشکلاتی چون بودجه تراشیِ دستگاه های دولتی، رشوه و تضییع حقوق دولتی، فساد و تخریب بودجه در حین مصرف، که هر کدام احتیاج به بحث مبسوط دارد...

به راستی در ایران تلقی از کار دولتی مساویِ تعویض زمان با پول است و اینکه ساعاتی در اداره بخورند و پولی بگیرند،

در حالی که در یک جامعه ی صنعتی، تلقی کارمند تعویض کار با پول است که چنین چیزی هیچ وقت در ایران نبوده است.

...

این پدیده که بی جهت از بودجه عمومی بگیرند و کار نکنند، جزء لاینفک فرهنگ اقتصادی ایران شده است.

کار مفید اداری امروز بیش از یک ساعت نیست، یعنی به ازای یک نفر، هشت نفر وقت تلف می کنند و وبال بودجه عمومی هستند

و معلوم نیست در چه زمانی و چه کسی قادر خواهد بود این مسئله را حل کند.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی

 


 
سنت یا تجدد
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

اگر بپذیریم که صورت ایدئولوژی حاکم بر نظام پهلوی، حرکت به سمت مدرنیستم و محقق ساختن بخشی از ارزش های غربی بوده، باید بپذیریم که بالا گرفتن مخالفت بر ضد این ایدئولوژی می توانسته موجودیت نظام پهلوی را در معرض مخاطره قرار دهد.

همان اندازه که اقبال به مشروطه در موجی از عنایت و توجه به مدرنیسم بود، انقلاب اسلامی در سایه ی موجی از مخالفت با نوگرایی افراطی شکل گرفت... البته مخالفت ها با نوگرایی ویژه متدیّنین نبود و بسیاری دیگر از روشنفکران با شکل های خاصی از آن مخالف بودند؛ حتی مارکسیست ها نیز با برخی از مظاهر جدید به عنوان مظاهر سرمایه داری مخالفت می کردند.

شاید بهتر باشد تاریخ ایران را در یکصد سال اخیر به دو بخش تقسیم کنیم. دوره ای که ما یک مرتبه شیفته غرب شدیم، و چون پیشرفت های آن را دیدیم، عقاید و دیدگاه های اخلاقی و ارزشی آن را هم پذیرفتیم.

اما اندکی که گذشت و احساس کردیم که در اثر اوج گرفتن آن نگرش ها و بازتاب های اجتماعی آن، در حال از دست دادن دین و فرهنگ و هویت ملی مان هستیم، یک مرتبه مسیر را عوض کردیم. اگر روزی تقی زاده می گفت باید از نوک پا تا فرق سر فرنگی شویم، حتی او هم، وقتی در مرحله دوم قرار گرفت، اظهار ندامت و پشیمانی کرد و گفت اشتباه کردم. دلیل این امر آن بود که تقی زاده هم هر دو مرحله را درک کرده بود. هم مرحله اقبال به سمت غرب و هم مرحله ای که حس می شد. فرهنگ و هویت ما در حال نابودی است. مشروطه برآمده از حس اول و انقلاب اسلامی برآمده از حس دوم است.

از کتاب جریان ها و سازمان های مذهبی- سیاسی ایران نوشته ی رسول جعفریان


 
چه فرمان یزدان...
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

آدم ترسو و توسری خور همیشه سالم است.

این موهبت نصیب ما نشده مگر از جهت ترتبیتمان. از توی مکتب خانه ما را تربیت کردند که اگر فحش شنیدی یا توسری خوردی دم بر نیاور.

وارد مدرسه شدیم گفتند مدیر و معلم که جای خود دارند، اگر مبصر کلاس هم توی سرت زد حق اعتراضی نیست.

بالاتر رفتیم گفتند بچه باید از بزرگتر اطاعت کند و اگر دو تا هم تو سرش زدند چیزی نگوید، به دکانمان فرستادند به استاد گفتند گوشت و پوستش از تو، استخوانش از ما و به ما هم سفارش کردند که اگر استاد تکه تکه ات هم کرد صدایت نباید درآید.

به نظام هم رفتیم تابین یک به تابین ارشد بود و این ارشدیت دور تسلسل داشت و در همان روزهای اول تعلیم دادند که امر مافوق اجرایش بدون چون و چراست و چه در خدمت و چه در غیرخدمت روی حرف و امرش بالایش حرفی ندارد و فحش و توسریش را باید گل کرد و به کاکل زد.

در اداره هم که رئیس بر مرئوس حکم خدا را داشت و چه فرمان یزدان و هر چه گفت روی حرفش حرف ندارد و کورکورانه لازم الاجراست...

 

نقل از کتاب حاجی در فرنگ نوشته جعفر شهری

 


 
حاجی در فرنگ
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

یکی از عجایب این مملکت آن است که مسئله نان و آب و بهداشت و کار و داد و ستد و معاملات و آنچه حاجت روزمره و مبتلا به ما و بسیاری از ممالک دیگر است در آنجا حل شده و کسی را که مثلا در تقلای کار یا تلاش معاش به گرد کوی و برزن برآمده باشد نمی توان یافت که به نظر من این یکی از نواقص تشکیلات آنجاست و مملکتی که مردمش دست به گریبان این گونه مسائل نباشند معلوم نیست پس سرشان باید به چه چیز گرم باشد و اوقاتشان چگونه بگذرد!

از پیران به خاطر دارم که قرون متمادی است در مملکت خودمان یکی از ارکان مهم سیاست و مشغول داشتن مردم مسئله نان و گوشت بوده که هنوز هم جزء مسائل مهم روز به شمار می رود و مرتب نان ارزان در صفحات روزنامه ها برای مردم پخته می شود، اما پای ترازوی نانوائی به دست کس نمی رسد و باز گوشت فراوان و ارزان به قناری های اخبار رادیوها آویخته است و چشم کسی نمی بیند که مسئله بیکاران و ورشکستگان تجارت و فساد مواد غذائی و تعیین نرخ ها را هم باید از همان گونه مسائل شمرد و پیداست همانطور که پدران ما آمدند و رفتند و این مشکلات به حل نیامد اولاد و احفاد ما نیز خواهند آمد و از دنیا رفت و این مسائل هنوز همچنین لاینحل باقی خواهد بود!

 

نقل از کتاب حاجی در فرنگ نوشته جعفر شهری در وصف و مقایسه کشور آلمان با مملکت خودمان نوشته شده در تاریخ 13 اردیبهشت ماه سال 1344 خورشیدی


 
از چاله به چاه
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

مولف گمنام مناقب اوحدالدین که از پله های ترقی در علوم مرسوم سخن می گوید سه درجه را در سلسله مقامات اهل مدرسه مشخص می کند:

ادناش فقاهت است، وسطش تدریس، اعلاش قضا باشد.

دانشجویی که به درس فقه می پرداخت فقیه نامیده می شد.

از طلاب فاضل و با قریحه که استعداد تدریس داشتند به عنوان مُعید استفاده می کردند که دستیار مُدرّس بود.

برای مُعید علاوه بر شهریه، جامه و مرکوب هم می دادند.

اوحدالدین کرمانی که در درس فقه پیشرفت می کند پس از چندی معید می شود و کم کم گشایشی در کار او پیدا می آید و به قول نویسنده ی مناقب از مال و ملبوس و مرکوب برخوردار می گردد، تا آنگاه که مدرّس مدرسه ی حکاکیه –یکی از مدارس بغداد- وفات می یابد و جا خالی می شود و شیخ را به منصب مدرّسی ارتقا می دهند و با دستیابی به این مقام است که شیخ سری توی سرها در می آورد و کار او رفعت و ترقی می گیرد و شهرتی عظیم حاصل می شود.

قضاوت البته بالاترین مدارج ترقی در روحانیت بود که صاحب مناقب می گوید: ورای این منصب نخواهد بودن.

آری همه مدرّسان به مقام قضا نمی رسیدند زیرا که در هر شهری بیش از یک قاضی لازم نبود .

در هر حال سابقه ی تدریس اعتبار و صلاحیتی برای شخص تامین می کرد که او را از حرمت و مقام اجتماعی قابل ملاحظه ای برخوردار می ساخت.

علمای پارسا و وارسته معمولاً از قبول شغل قضا خودداری می نمودند و از قرار گرفتن در لغزشگاهی که ممکن بود صفای خاطر و صلاح و سداد آنان را خدشه دار گرداند برحذر بودند امّا شمار آنان که در این راه سر و دست می شکستند بسیار بیشتر بود.

حتی گاهی شغل قضا هم مانند بسیاری از مشاغل رسمی دیگر سرقفلی پیدا می کرد یعنی برای گرفتن آن منصب رشوه می دادند و طبیعی است که قاضی رشوت ده از فساد و رشوت ستانی ابایی نداشته باشد.

شمس تبریز سوگند می خورد که صدق و صفا در مدرسه ها نمانده است:

والله، بالله و تالله که این قوم که درین مدرسه ها تحصیل می کنند جهت آن می کنند که معید شویم، مدرسه بگیریم... تا فلان موضع بگیریم. تحصیل علم جهت لقمه ی دنیاوی چه می کنی؟ این رَسَن از بهر آن است که از چَهْ برآیند، نه از بهر آنکه ازین چَهْ به چاه های دگر فرو روند.

نقل از کتاب شمس تبریزی نوشته ی محمدعلی موحّد


 
غول رانت و چراغ نفتی توسعه
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

داگلاس نورث می گوید:

"تاریخ مهم است،

نه تنها به این دلیل که می توانیم از آن در مورد گذشته بیاموزیم،

بلکه به این خاطر که گذشته را از طریق استمرار نهادهای یک جامعه به حال و آینده متصل می کند.

انتخاب های امروز و فردا را گذشته شکل می دهد."

به اعتبار حرف نورث، باید دیدی اجدادمان بر پیشانی تهران چه نوشته اند که فقر و نابرابری شده است گوشه ای از هویت این شهر و مهاجرت، گوشه دیگر هویتش.

 

از مقاله غول رانت و چراغ نفتی توسعه نوشته علی نیلی منتشر شده در شماره اول نشریه نمایه تهران


 
صنعت ملی
ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

...محمدرضا با غرور و خوش­وقتی اتومبیل پیکان را که تازه یکی دو سال بود در ایران مونتاژ می­شد به­عنوان پیروزی صنعتی ایران به چائوشسکو (رئیس­جمهور دیکتاتور رومانی) نشان داده بود، اما چائوشسکو به محمدرضا گفته بود:

شما اگر اسب پرورش بدهید بهتر از آن است که اتومبیل انگلیسی را به نفع اقتصاد بریتانیا مونتاژ کرده و به مردم خودتان بفروشید!

 

از کتاب دخترم فرح تقریر فریده دیبا


 
کارها خوب پیش می رود
ساعت ٤:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

مرحوم دریابیگی پدربزرگم روزهای آخر زندگیش را می گذراند و بیشتر در حالت اغما و بیهوشی بود و این در سال 55 یعنی دو سال قبل از انقلاب بود.

یک روز علیاحضرت به عیادت به خانه ما آمد.

وقتی علیاحضرت آمد بعد از حال و احوال، مرحوم دریابیگی که در ضعف کامل بسر می برد، تمام توانایی اش را یکجا جمع کرد و در درون بستر بیماری اش نیم خیز شد و با لحنی که در آن تلخی و گزندگی محسوس بود رو به شهبانو کرد و گفت:

هویدا مملکت را از بین برده . اینها پایه های مملکت را خراب کرده اند و به آن خیانت می کنند همه شان دو تا پاسپورت در جیبشان دارند و اگر خبری بشود می گذراند و در می روند و کسی دور و بر شما نمی ماند.
شهبانو دفاع می کرد ... که این طورها که شما فکر می کنید نیست، همه چیز درست است و کارها خوب پیش می رود و چیزی هم از مملکت خراب نشده تا چه برسد به پایه هایش.


نقل از کتاب من و خاندان پهلوی - احمدعلی مسعود انصاری


 
آینده
ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ
And 
It Coninues؟!

 
عصر طلایی
ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

در خفقان حکومت چائوشسکو، در آن 22 سال ذلّت مشهور که او خود عصر طلایی می خواند، چه بر روزگار آن دست از مردمان رومانی رفت که نگفتن دردهای خصوصی شان را بر نگاه ناباور ببینندگان جهان ترجیح دادند؟ پشت هر تاریخ نگاریِ موجز که زخم های پیدا و پنهان ملّتی را در قالبِ اطّلاعاتِ مصرفیِ صرفْ خلاصه می کند، واقعیتِ رنجْ بار زندگی چه طعمی دارد؟

واقعیتی که نمی توان در آمارها و ارقام به دنبالش گشت و سراغش را از مستندهای به جامانده از گذشته گرفت، چه گونه بازیابی می شود؟

واقعیّتی که آدم ها در پستوها قایم اش می کنند و بر زبان نمی آورند تا مایه ی شرمْساری شان نشود، چه میزان بی پرده است؟ من و ما تا کجا تحمّل رو به رو شدن با حقایق را داریم؟

نقل از شماره 459 ماهنامه سینمایی فیلم نوشته آرمین ابراهیمی در ابتدای نقدی بر فیلم آن سوی تپه ها


 
پیام آور وحدت
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ ،مذهبی

دشمن به تشخیص تفرقه بینداز و حکومت کن! ...مردم مملکت را به دو دسته ی متخاصم تفکیک نموده، به اسم شیعه و سنی به جان همشان انداخته، به وسیله ی آن تا به کجایمان کشیده، چه به روزمان آورده بود؟!

شیعه و سنی ای که خدایشان واحد و کتاب آسمانی و پیامبرشان واحد و تنها به خاطر اندک اختلاف به برانگیختن تعصب تا حد دو دشمن صلبی به طرف هم تیغ بکشند!

تعصبی منبعث از جهل و بیسوادی و جهلی که باعث کوری و کری و جلوگیر دید و شنید و تمیز و تشخیص دوست از دشمن و راه از چاه و پسند از ناپسند و مستعد هر تحقیق و تحریک و پذیرای هرگونه فریب و نیزنگ و دروغ و جهلیات و مزخرفات، از جمله تعصب کورکورانه بشود!

...عده ای از اهل سنت یافت نمی شدند که در حد توانایی خود از ایذاء و آزار شیعه خودداری داشته و همچنین پاره ای از شیعه نبودند که افراد این فرقه را مورد نفرت قرار نداده، از لعن و طعن خلفای ثلاثه پرهیز داشته، لعنت بر آنان را که غاصب حقوق جانشین حقیقی پیغمبر می دانستند از زمره ثواب های عمیم و اجور دو دنیا به حساب نیاورد.

...البته ایراد زشتی و شناعات این اعمال بر عوام کالانعام آن زمان که اکثریت را تشکیل می دادند نبوده بلکه ...متوجه عقلا و فهما و علما و بزرگانشان بوده که چگونه با علم به نتایج کار و اطلاع رفتار سنیان که منشاء آن همین حرکات بوده، از آن ممانعت به عمل نیاورده، سکوت می کرده؟!

مگر گفته شود نخواسته یا نتوانسته، یا دست عدو در هدایت و جلوگیری از ایشان قوی تر بوده است؟!

که باشد نظر دوم صائب باشد که نمی توانسته اند ...امکان داشته سکوت فهما و علمای آن زمان هم به همین خاطر بوده که تکفیر و به انواع کفریات متهمشان نموده، خود و رساله شان طرد بکنند!

که باید گفت امان از جهل و بی خردی که هیچ فرد و جماعت و ملت ذلیل نشد جز این که شعور از دست نهاد، و شعور از کف نرود مگر قبول جهل و خرافات و تعصب و مهملات بشود، همانا که دشمن همه همّ خود صرف ترویج و رواج آن نموده و میکند.

 

نقلی از جلد سوم کتاب وزین طهران قدیم اثر خواندنی جعفر شهری


 
دیکتاتور
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

 البته آن اعلیحضرت وقتی که شاه شد این اعلیحضرت این اواخر نبود، به کلی از این رو به آن رو شد.

اون سال ها، خیلی خیلی دمکرات منش بود. افکار آزادی خواهی و ملت خواهی زیادی خیلی زیاد داشت.

دیکتاتور را خود ملت ساخت، خود مردم ایران و خود همین مردم و خود همین وزرا و اینها و وکلا بودند که آن شاه آزادمنش و بی ادعا را تبدیل اش کردند به خدا!

 

نقلی از ارتشبد جم از کتاب در دامگه حادثه پرویز ثابتی


 
جاسوس بازی
ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

جنگ های طولانی ایران و روم در مدتی بیش از بیست سال، که جز در سال های نخست به زیان ایران بود، فشارها بر مردم وارد کرد. در این جنگ ها چه نیروهای انسانی فراوانی که از پا درآمد و چه شهرها و ده ها که بیهوده ویران شد و چه مالیات های سنگین که برای تامین هزینه ی این جنگ های طولانی بر ملت تحمیل گردید! ناامنی شهر ها و راه ها که لازمه ی چنین وضعی است، بحران وضع بازرگانی و خرابی اقتصاد، هریک از این عامل ها برای ناخشنود کردن مردم و ایجاد گلایه و شکوه و مقاومت در برابر دولت کافی است، چه رسد بدان که همه یکباره فراهم آید.

بدیهی است در چنین وضعی برای این که حکومت ها بتوانند در کار خود پابرجا باشند و مردم ناراضی نتوانند به شورش برخیزند باید از شبکه ی جاسوسی استفاده شود و برای آن که مردم از گزند جاسوسان در امان بمانند باید نفاق و دورویی را پیش گیرند. بظاهر به حکومت وفادار، و در نهان، ناخشنود و یا در تلاش رهایی باشند. در چنین اجتماعی، حکومت و ملت هر دو یکدیگر را می فریبند، و دانسته خود را به نادانی می زنند.

وصف ایران زمین در اواخر دولت ساسانی به نقل از کتاب وزین تاریخ تحلیلی اسلام نوشته ی زنده یاد استاد سیدجعفر شهیدی، نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی


 
نمایش قدرت
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

نمایش کارناوال نیز تظاهری بود که اواسط سال 1312 در میدان توپخانه بعمل می آمد که دو سه سالی بیشتر نپائیده، نیمه ی سال سوم از هم پاشیده شد، به قول معروف (از بس شور بود خان هم فهمید!) به تعطیل انجامید.

شروع آن به مناسبت الغاء امتیاز نفت دارسی بود که به امر رضاشاه صورت گرفت و آن لغو قراردادی میان کمپانی انگلیسی و ایران درباره ی نفت بود که چند سال دیگر از مدت آن باقی مانده، شاه منتظر پایان آن نشده، آنرا یک جانبه لغو کرده بود! و مردم درباره اش می گفتند: روزی شاه به آبادان می روند و لوله های بسیاری را مشاهده می کنند که از هر طرف کشیده شده است و از چگونگی آنها سوال می کنند؟

بعرض می رسد که اینها لوله های نفتی است که توسط کمپانی انگلیسی از ایران خارج می شود،

که سوال دوم که بابت آن چه مبلغ عاید ایران می گردد؟ پیش می آید

و جواب آن نیز چنین اظهار می شود که جز مقدار ناچیزی نمی باشد!

که با عصبانیت دستور بستن شیرها را صادر می کنند و وقتی بعرض می رسد این کار از حزم و احتیاط بدور است و امکان قشون کشی انگلیس را به خاک ایران باعث می شود،

با خشونت می فرمایند:

ما هم سر لوله های نفت را در دریا رها می کنیم و یک کبریت هم به رویش می اندازیم و همه قشون و مملکتشان را به آتش می کشیم!

و در همانجا قرارداد را یک طرفه لغو می کنند که ناچار انگلیسی ها هم چون سمبه را پرزور و خود را در برابر چنان قدرتی ناچیز می یابند، تن به قضا داده، تسلیم نظریات اعلیحضرت می شوند و قرارداد ظالمانه ی یک طرفه را باطل و قرارداد عادلانه ی جدیدی منعقد می کنند و ایران فاتح می شود!!!

البته در صورتی که این امر، غیرواقع تلقی شود تحققش هم از طرف چنان پادشاه پرسطوتی مستعبد نمی توانست باشد...

با این واقعه بود که هر خیانت و امر مهم زیرجلکی را باید وارونه جلوه داده، سر و صداها براه اندازند. دستور چراغانی صادر و مملکت غرق نور و شادی و سور و سرور و آذین بندی گردیده، شعارها بر پارچه ها نوشته شده وسط خیابان ها کشیده شده، عکس ها و نوشته های گوناگون بر در و دیوار ها و پشت شیشه ها و ویترین های مغازه ها چشبانده شد و بیرق ها به جرزها و سر در دکان ها و خانه ها آویخته گردید و شهری و دهاتی به شادی و نشاط و رقص و پایکوبی برخاستند و از آن جمله بود حرکت کارناوال که سه شب به دور توپخانه برای دو سه نوبت براه افتاد و سپس برای همیشه به تعطیل انجامید.

نقل از جلد اول کتاب وزین طهران قدیم اثر خواندنی جعفر شهری


 
اشدا علی الکفار؟!
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

 

... همان فرماندهان و درجه دارانی که از هیبتشان لرزه بر اندام سرباز افتاده، سینه ها را در برابر صفوف گروهان و گردان و هنگ سپر کرده، به احترام قدومشان قراول بیرون می کردند و به برخورد در خیابان باید جهتشان جبهه بسته در حاشیه ی لاله زار و استانبول، رستم دستان و سام نریمان هایی بودند که با درجه و نشان و حمایل و واکسیل بندهای خود، فخر بر زمین و آسمان می فروختند، از همان دو نارنجک و چهار برگ اعلامیه که در روحیه ی افراد عادی، مختصر تغییری نگذارد، آنچنان فرار را بر قرار ترجیح دادند که در صندوقخانه ها و پستوها مخفی بشوند، چنانکه موشی بوی گربه شنیده باشد و آن چنان ترس در وجودشان و وحشت سراپایشان را فراگیرد که چادر سیاه، چادر نماز زنانه ی یکی دو سه قران را تا یکی پانزده بیست تومان خریده، بر سر کرده، پا بگریز بگذارند!

و همان هایی که در جنگ با برادران کرد و لر و سرکوبی مردم بی سلاح شهری و دهاتی، شیر ژیان و اژدهای دمانی بودند که هزار هزار را به مسلسل بسته، خانه هایشان را بر سرشان خراب کرده، زن و فرزندانشان را نفت ریخته، آتش زده، افتخار به نام جلاد و قصاب خودشان بکنند، نه تنها مردم بی دفاع، بلکه زن و بچه و نوامیس خود را رها کرده، به بیغوله ها بگریزند و نه فقط شهامت آن را نداشته باشند که از تشتت و تفرقه ی سربازان خود که سر و پا برهنه در شهرها و بیابان ها پراکنده شده، به گدایی می رفتند، جلوگیری نموده، لااقل سربازخانه های خود را حفظ نمایند؛ بلکه حتی جرات آن را هم نداشته باشند که حقیقت امر یعنی تفوق خصم را بر خویش و عدم توانایی مقابله ی با دشمن را به سمع شاهشان برسانند.

وصف شهریور 1320 از جلد اول کتاب وزین طهران قدیم اثر خواندنی جعفر شهری


 
طهران قدیم
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تاریخ

 در سفر آخری که احمدشاه به فرنگ رفت، یا فرستاده شد و دیگر بازنگشت، با شروع زمزمه هایی مقدماتی از هر طرف غوغایی جهت برانداختن سلسله ی قاجار برخاست که حرف آن از جمهوریت و حکومت مردم بر مردم شروع شده، صحبت آن ورد زبان ها گردیده، گروه هایی نیز به طرفداری سلطنت برخاسته، هریک دسته جات و احزابی به راه انداخته؛ به تشکیل انجمنی پرداختند و تابلوهایی نوشته بر سر درها چسباندند از این قرار:

انجمن اخوت، انجمن تهرانی ها، انجمن دمکرات، حزب اعتدال، انجمن برادران، حزب خلق، انجمن اسلام، حزب انقلاب، انجمن آذربایجان، حزب نجات، حزب پیمان، حزب وطن، انجمن همدانی ها، انجمن جنوب و الی آخر ... تا آنجا که از هر ده پانزده خانه یکی نام انجمن به خود گرفت.

قسمتی از این احزاب را جوانان و متجددین و درس خوانده ها و اصلاح طلبان و انقلابیون و چپی ها و کارگران ... تشکیل می دادند که مخالف حکومت سلطنتی و تازنده به آن بودند و دلایلی از حکومت صد و پنجاه ساله ی قاجاریه داشتند که در احزاب و تظاهرات عنوان نموده، مظالم ایشان گوشزد می کردند و روز به روز هم بر تعدادشان اضافه می گردید.

سخن این عده این بود که جمهوری، دوست ملت ها و مردم می باشد و اگر اختیار آن به کف مردم افتد؛ پدر آجان ها و مالیه چی ها را در می آورند و دیگر بلوای ناامنی و آشوب نمی بینیم و همیشه نان روی منبر و گوشت به قناره های قصابی ها می آویزد (یکی از سیاست های همیشگی دولت ها در تحمیل نظرات و امور زیرپرده ی خود به مردم، به وجود آوردن تنگی و سختی نان و گوشت و قحط و غلای مصنوعی بود که تا انجام مقصود و مقاصد ادامه می گرفت) و هفته به هفته حوائج هر خانواده را به در خانه هایشان می برند و حکیم و دوا مفت و مجانی و ریاست و بزرگی میان مردم قسمت می شود و هر عمله اکره ای می تواند رئیس و وزیر و وکیل شده کسب افتخار بکند و و عده و وعیدهایی ... و دیگر دلخوش کنک های دیگر که مردم را تحریک می نمود.

...در مقابل این عده جمعیتی هم از سالخوردگان و آخوندها و منبری ها و قدیمی مسلک ها و امّل ها و کسبه و تجار و داش مشدی ها و یکه بزن ها و اکثریت حقوق بگیرها و مستمری دارها و شاهزادگان و جیره خواران و دعاگویان و امثال آن بودند که طرفداری از حکومت سلطنتی کرده بر تابلوهایشان لفظ انجمن نوشته می شد و غالب آنها هم از فرط بیگانگی با نام جمهوری و جمهوریت، جمهوری را جمبوری می گفتند و بر رد عقاید جمهوری خواهان دلایلی به این شرح می آوردند:

شاه مظهر ملیت و قومیت و موجب آبرو و موقعیت اجتماع و مظهر استقلال کشور و سکان دار کشتی مملکت بوده، فقدان او در حکم فقدان سر در بردن و عقل از آدمی و سبب وجودی شاه برای اجتماع تفسیرهایی از آیات قرآن می آوردند و سر و سروری او را بر دیگران عزت خدایی می دانستند که مخالفت با او مخالفت با قرآن و دستورات قرآنی را معلوم می نمود.

نقل از جلد اول کتاب وزین طهران قدیم اثر خواندنی جعفر شهری


 
پادشاه همه عالم
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

وقتی جور ضحاک سخت شد و بلیه دوام یافت و روزگارش دراز شد، مردم از محنت به جان آمدند و بزرگان قوم درباره ی وی نامه ها کردند و اتفاق کردند که به در او روند و سران و بزرگان از نواحی و ولایات به در وی شدند و گفتگو انداختند که به نزد او روند و تظلم کنند و به جلب عطوفتش بکوشند و اتفاق کردند که کابی اصفهانی [کاوه آهنگر] را به سخن گفتن پیش اندازند و چون به در شاه رسیدند، خبر دادند و اجازه ی ورود یافتند و به درون رفتند و کابی پیشاپیش بود و جلو شاه ایستاد و سلام نکرد و گفت:

"ای پادشاه! چگونه به تو سلام گویم، سلام به شاه همه اقالیم گویم یا به شاه یک اقلیم و بس!"

ضحاک گفت:‌"سلام به شاه همه اقالیم گوی که من پادشاه روی زمینم."

اصفهانی گفت: "اگر شاه همه اقالیمی و دست تو به همه جا می رسد؛ چرا از همه مردم اقالیم، بار و جور تو بر دوش ماست و فلان و بهمان را میان ما و اقالیم دیگر تقسیم نکنی؟!"

تاریخ طبری، جلد اول، صفحه 141


 
گذشته چراغ راه آینده
ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 در آیات بسیاری از قرآن کریم و روایات معتبر معصومین علیهم­السلام تاکید بسیاری در جستجو در احوال گذشتگان و عبرت گرفتن از سرنوشت ایشان شده است .

بسیار شنیده ایم که ملتی که گذشته را فراموش کند مجبور به تکرار آن است .

 به راستی گذشته چراغ راه آینده است .


 
سایه شیطان
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تاریخ ،مذهبی

با این روش فریبنده به نام غمخواری دین و نگهداری آیین، ظل الشیطان را بر سر عموم می گسترانند و در زیر این سایه ی شوم جهل و ذلت، مردم را نگاه می دارند.

این دسته چون با عواطف پاک مردم سروکار دارند و در پشت سنگر محکم دین نشسته اند خطرشان بیشتر و دفع شان دشوار تر است.

این شعبه با شعبه ی استبداد سیاسی در صورت جدا و از جهت و چگونگی عمل مشترک است. هر دو در صرف قوای مالی و معنوی مردم برای حفظ شهوات شخصی می کوشند.

آن شعبه مردمان فرومایه و سفیه را به درجات و مقامات دولتی بالا می برد و دانشمندان و خیرخواهان را ذلیل و زیردست می گرداند.

این شعبه عوام را در لباس دین ترویج می کند و علمای آشنا به اصول و مبانی و مجاهد را به گوشه گیری و انزوا سوق میدهد و در ذی طرفداری توحید، متولیان بتکده و ترویج کنندگان بت پرستی اند

و به نص آیات قرآن، اطاعت از اینان شرک به ذات اقدس الهی است.

نقل از کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله نوشته ی علامه نائینی


 
مجلس
ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تاریخ

 

بنده هیچ نمی خواهم راجع به پایان کار مشروطیت صحبتی بکنم... تنها این جمله را عرض کنم که جمهوری اسلامی ایران بر ملت ایران منت گذاشت که نام مجلس خود را از مجلس شورای ملی برداشت و به مجلس شورای اسلامی تبدیل کرد.

نقل از کتاب مستطاب شاهنامه آخرش خوش است اثر استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی


 
روابط قطع شده
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تاریخ

 

...یک روزنامه فرانسوی ضمن انتقاد شدید از وضع ایران اشاره کرده بود که در ایران همه چیز دکور است، بیمارستان هست بدون طبیب، و دانشگاه هست بدون استاد، و راه آهن هست بدون بار و کالا، و در آخر نوشته بود:

"شاه در فرانسه، بازیچه است و در ایران، حکومت می‌کند!" (کلمه شا در زبان فرانسوی به معنی گربه است)

روابط [ایران و فرانسه] قطع شده و مقاله عامل اصلی آن بود. این وضع ادامه داشت تا وقتی خواستگاری از فوزیه صورت گرفت. (بهمن 1317 ش)


 
روحانی و شاه
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تاریخ

... شاه در اوج قدرت و اعتماد به نفس بود. او می توانست به اشاره انگشتی، سران کشورهای خارجی یا وزیران آنها را به دیدار خود در تهران، یا در استراحتگاه زمستانی اش در سن موریتس احضار کند. مدیران شرکت های خارجی، دانشمندان، استادان یا خبرنگاران خارجی، به حضورش شرفیاب می شدند و به رهنمودهایش خردمندانه سر تکان می دادند. شاه از این وضع لذت می برد، چرا که با جهان غرب در جایگاه شخصیتی مغرور و والامقام برخورد می کرد که در عین حال مانند یک مدیرکل یا رییس شرکت دست یافتنی و قابل درک بود...

اما او به ندرت، بخش دست یافتنی خود را به مردم خویش نشان می داد، ترجیح می داد که به صورت پادشاه والامقام و پرشکوه سنتی دیده شود که تنها در مناسبت های رسمی سخن می گوید.

... به وجه شگفت آوری خودمانی و گشاده رو با برخی روزنامه نگاران ناشناس خارجی، موقر و ساکت با رعایای خودش.

نقل از کتاب روحانی و شاه نوشته ی دزموند هارنی


 
ای علی!
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مصطفی چمران ،علی شریعتی ،تاریخ

دکتر چمران بر مزار شریعتی:

ای علی همیشه فکر می کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متاثرم که اکنون من بر تو مرثیه می خوانم !

...

ای علی گفتی که هر کس گفتنی هایی دارد و شخصیت هر انسانی به اندازه ناگفتنی های اوست. و من اضافه می کنم که درجه دوستی و محبت من با انسانی دیگر، به اندازه ناگفتنی هایی است که می توانم با او در میان بگذارم و از این ناگفتنی ها که می خواستم با تو بگویم، بی نهایت داشتم...

ای علی وقتی تو را شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق روحت و قلبت شنا کردم و احساسات خفته و ناگفته خود را در آن یافتم ...

ای علی همراه تو به کویر می روم ، کویر تنهایی ، زیر آتش سوزان عشق، در طوفان سهمگین تاریخ، که امواج ظلم و ستم، در دریای بی انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات و وجود ما می سازد و می تازد.

...

ای علی همراه تو به قلب تاریخ فرو می روم و راه و رسم عشقبازی را می آموزم و به علی بزرگ آنقدر عشق می ورزم که از سر تا به پا می سوزم .

ای علی همراه تو به نخلستان های کنار فرات می روم و علی دردمند را در دل شب می یابم که سر به چاه کرده و سینه پردردش را خالی می کند...

ای علی، تو دست مرا گرفتی و به ازلیت بردی و فراز و نشیب تاریخ را نشان دادی  قدم به قدم تخته سنگ های مانع تکامل را به من نمودی، مرا به دیدار طاق شکسته کسری بردی و اهرام مصر را نمودی و زیر تخته سنگ های آن، استخوان های خرد شده محرومین را دیدم که هنوز فریادشان به آسمان بلند است. تو مرا به دیدار فرعون بردی که ادعای خدایی داشت و ستمگری های او را نمودی، تو مرا به دیدار گنج های قارون بردی و عاقبت خدایان زر و سیم را نشان دادی، تو مرا به خانه بلعم بردی و عاقبت خدعه و تزویر مدعیان دین را روشن کردی که چگونه خدای آسمان را فدای مائده های زمینی می کنند.

...

ای علی با خروش تو به جنگ استعمار و استبداد و استحمار بر می خیزم و همراه تو تاریخ را می شکافم و فرعون ها و قارون ها و بلعم ها را لعنت می کنم.

...

ای علی دینداران متعصب و جاهل تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ روشنفکر می نامیدند ترا به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت ها کردند و رژیم شاه نیز که نمی توانست وجود تو را تحمل کند، روشنگری تو را مخالف مصالح خود می دید، ترا به زنجیر می کشید و بالاخره شهید کرد.

یکی از مارکسیست های انقلابی نما در جمع دوستانش در اروپا می گفت که شریعتی انقلاب کمونیستی در ایران را 70 سال به تاخیر انداخت و من می گویم که دکتر علی شریعتی، سیر تکاملی مبارزه را در راه حق و عدالت 70 سال به جلو برد...

ای علی، تو مفهوم واقعی اسلام را در معرکه حیات نشان دادی و برتری بی چون و چرای آن را بر مکاتب فکری دیگر ثابت کردی ، تو اصالت انقلابی اسلام را از زیر پرده های جهل و وسواس و تقیه بیرون کشیدی و ضرورت مبارزه و التزام ایمانی، و مسئولیت اجتماعی را معرفی کردی و اعجاز شهادت را نشان دادی و انسان را از زیر بار جبر و ذلت تسلیم آزادی کردی، تو پرچم رسالت بزرگی را به دوش کشیدی، رسالت انسانیت، حق و عدالت، مبارزه با ظلم و ستم، اسلام واقعی و تشیع حسینی و هزاران مومن ملتزم مسئول گرد پرچم تو جمع آمدند. و دست به مبارزه ای بی امان زدند، عده ای شربت شهادت نوشیدند و عده ای دیگر در انتظار شهادت و فداکاری و جانبازی می کنند...

ای علی، در تاریخ معاصر ایران، تو مصدق بزرگ را با خمینی عالی قدر پیوند دادی و بینش سیاسی را با روح خداپرستی در آمیختی، فرهنگ ملی و غنی تاریخی ما را با علم جدید و شیوه های نوین مجهز کردی، خدا را از تجرد خشک آزاد نمودی و او را از آسمان های سرد و دور به قلب گرم و پر تب تاب اجتماع وارد کردی و دین را از زاویه مسجد بیرون کشیدی و در صحنه حیات در خدمت مردم به کار انداختی و هیج گاه حقیقت را فدای مصلحت نکردی.


 
افشاگری
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تاریخ

نظر شهید آیت الله بهشتی درخصوص افشاگری‌ های دانشجویان پس از اشغال سفارت آمریکا:

نظر ما این است که مدارک سیاسى در یک کشور به اطلاع ملت برسد،

منتهى آن شیوه اى که تا حالا عمل شده بود، سه تا عیب داشت:

یک عیبش این بود که همه اوراق و اسناد مربوط به یک فرد یا یک مؤسسه باید ارائه بشود، تا مردم بتوانند جمع بندى کامل کنند. در برخى موارد، گفته مى شود که همه اوراق یکجا ارائه نمى شود. خوب اگر قرار است مردم درباره یک فرد یا مؤسسه چیزى بدانند باید همه اوراق آنجا را بخوانند تا بتوانند جمع بندى کنند.

نقص دوم این بود که باید همان شب که این اوراق از رادیو تلویزیون و روزنامه ها پخش مى شود آن فرد یا گروه هم بتوانند بیایند توضیح بدهند. تنها به قاضى رفتن درست نیست و ملت قاضى است.

عیب سومى که در کار دانشجویان وجود دارد، این است که تا حالا جز در یک مورد که در رابطه با روزنامه جمهورى اسلامى بوده در بقیه موارد، همه اسناد مأیوس کننده و منفى پخش شده است. اگر راجع به افراد، گروه ها و مؤسسات دیگر، اسناد مثبت وجود دارد، اینها را هم نشان دهند که مردم به سمت بدبینى و یأس کشانده نشوند.

سوق دادن به بدبینى خطر بزرگى است براى جامعه!

نقل از کتاب آنسوی اتهام – خاطرات عباس امیرانتظام


 
خلیفه مسلمین و کفار
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخ

 

در کتابی برخوردم به قراردادی که معاویه در سال آخر حکومت خویش با رومیان منعقد کرده بود.

معاویه که سال‌های سال با دیکتاتوری بر عموم مسلمین به خشونت حکومت کرد چنین در برابر بیگانگان نرم‌خو و مسالمت‌جو بود.

متن قرارداد خلیفه مسلمین در برابر امپراطور روم:

1-       مصالحه 30 ساله میان کنستانتین پادشاه ممالک غرب و معاویه پسر ابوسفیان خلیفه بلاد شرق و میان ولاه‌عهد و سرداران طرفین.

2-       خلیفه مسلمین و اخلاف او سالانه سی‌هزار سکه طلا و هشت‌صد اسیر مسیحی و هشت‌صد راس اسب عربی به روم خواهد فرستاد.

3-       تعهد امپراطور و اخلافش مبنی بر تعرض ننمودن به بلاد اسلامی.

 


 
اسرار هزارساله
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخ

 

بسیاری از نویسندگان ما برای اینکه مردم را از خود نرنجانند و زمینه انتخاب یا فروش روزنامه‌شان بر هم نخورد، هر نقصی در توده ببینند گناهش را به گردن دولت می‌اندازند و حال آنکه دولت کسی جز خود مردم نیست. اگر توده راستی چیزی را بخواهد دولت چکاره است؟!

از کتاب جنجالی اسرار هزارساله نوشته‌ی علی اکبر حکمی زاده


 
کمال انسان
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخ

فبــشر عبــاد الذین یـسـتـمـعـون الـقـول فـیـتـبـعـون احسنه

اولـئـک الذین هدى بالله و ...

این درس ماست، این مکتب ماست که حرف حسابى را بشنویم صاحب عقل‌ها و هدایت یافته‌ها چنین هستند، این وسیله کمال انسانى است که حرف طرف، حرف مخالف شنیده شود و بعد بهترین گرفته شود.

مجاهد نستوه آیت الله طالقانى


 
دولت کودتا
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخ

پس از کودتای 28 امرداد 1332 خورشیدی و بازگشت محمدرضا پهلوی از ایتالیا به ایران ؛ محمدرضا سعی کرد کاشانی را با خود درگیر نکند لذا سرلشکر باتمانقلیچ رئیس ستاد ارتش را فرستاد تا اگر خواسته ای دارد اجابت کند .

باتمانقلیچ به حضور وی رسید و گفت چه خدمتی از او و ارتش می تواند موجب رضایت آیت الله را فراهم کند ؟

آیت الله کاشانی با تمسخر گفت : بیت المقدس را آزاد کنید .

 رییس ستاد ارتش با جمله آیت الله زبانش بند آمد و سکوتی حیرت آور او را فراگرفت و سختمات شده بود و بدون خداحافظی محل را ترک کرد .

 

بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران نوشته ی روح الله حسینیان


 
درس تجربه
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخ

جامعه‌ای بخصوص جامعه ای نظیر جامعه ما،

مردم حرف هایی دارند که همین جور جمع شده

و استبداد نگذاشته که اینها بیان بشود.

حال، اگر کسی پیدا شد و اینها را اظهار کرد،

جامعه راه می افتد، به حرکت در می آید،

شور و شوق پیدا می کند و حالت زنده پیدا می کند.

اگر جریانی خود را جبهه ملی می‌داند،

باید بتواند بیان کننده این حرف های ناگفته یک ملتی باشد در یک دورانی.

بستگی دارد به دوره تاریخی اش.


 
رمضان
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخ

شبهای ماه مبارک رمضان را به خصوص در تابستان مردم تا صبح بیدار می ماندند و این کار در تمام طبقات مرسوم بود .

بعضی مشغول عبادت و خواندن دعا و قرآن می شدند و برای درک ثواب هر شب تا صبح بیدار می ماندند .

زمره ای شب ها بیدار می ماندند که صبح ها لامحاله تا نزدیک ظهر بتوانند بخوابند و اثر روزه در آن ها کمتر باشد .

بالاخره دسته ی سومی هم بودند که شب را به قمار صبح می کردند و می گفتند اگر به این سرگرمی مشغول نشوند ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمی روند و روزه برای ان ها مشکل خواهد شد .

این دسته بیشتر اعیان زاده ها بودند ولی روزه را در هر حال می گرفتند و اگر اشخاصی بودند که می خواستند طفره بروند چون حتی در خانه ی خود هم جائی نداشتند که روزه خواری کنند ناچار بودند همرنگ جماعت باشند .

به نقل از شرح زندگانی من نوشته ی عبداله مستوفی

 


 
اشدا علی الکفار و ...
ساعت ٥:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخ

 

در کتابی برخوردم به قراردادی که معاویه در سال آخر حکومت خویش با رومیان منعقد کرده بود.

معاویه که سال‌های سال با دیکتاتوری بر عموم مسلمین به خشونت حکومت کرد چنین در برابر بیگانگان نرم‌خو و مسالمت‌جو بود.


 
صنعت ملی
ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: تاریخ

...محمدرضا با غرور و خوش­وقتی اتومبیل پیکان را که تازه یکی دو سال بود در ایران مونتاژ می­شد به­عنوان پیروزی صنعتی ایران به چائوشسکو (رئیس­جمهور دیکتاتور رومانی) نشان داده بود، اما چائوشسکو به محمدرضا گفته بود:

شما اگر اسب پرورش بدهید بهتر از آن است که اتومبیل انگلیسی را به نفع اقتصاد بریتانیا مونتاژ کرده و به مردم خودتان بفروشید!

 

از کتاب دخترم فرح تقریر فریده دیبا


 
حقوق­بگیران انگلیس در ایران
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: تاریخ

میرزا تقی­خان امیرکبیر مظهر وطن­پرستی بود. یعنب همان اصلی که در ایران مجهول است.

آنچه می­دادند و او نمی­گرفت خرج معدوم کردن وی شد.

 

از کتاب حقوق­بگیران انگلیس در ایران نوشته­ی اسماعیل رائین


 
خدمت به مردم؟!
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ تیر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: تاریخ

بعضی اوقات مصاحبه­ها در روزنامه­ها چاپ می­شد و من می­دیدم گه مثلاً آقای فلان­الدوله و فلان­السلطنه گفته بود که هدف من خدمت به مردم است!

یک مخبر روزنامه از علی امینی پرسیده بود هدف شما از بازگشت به ایران چیست؟ و علی امینی که قبلاً سفیر ایران در آمریکا بود و به ایران دعوت شده بود تا در کابینه عضو شود گفته بود من هدفی را برای خودم ندارم الا خدمت به مردم ایران!

این حرف مرا به خنده انداخت. چون خانواده امینی از جمله مادرش خانم فخرالدوله از ملاکین بزرگ بودند که خیلی به رعیت­های خود ظلم می­کردند...

سال­ها این جمله یادم بود تا یک روز که نخست­وزیر شد و برای دست­بوسی آمده بود به او گفتم اگر راست می­گویی و هدفت خدمت به مردم است اول کاری که می­کنی برو و زمین­هایت را بین رعیت­ها تقسیم کن!

گفت: علیاحضرت پهلوی می­دانند که سیاستمداران خیلی حرف می­زنند و خیلی کم عمل می­کنند!!

پس از من قبول گنید که اصولا نوع انسان اخلاقاً و فطرتاً، یا به قول فرنگی­ها به­طور ژنی قبل از هر چیز به منافع شخصی خود و خانواده­اش فکر می­کند و هرکس غیر از این بگوید دروغ گفته است.

از خاطرات ملکه مادر (ملکه پهلوی) تاج الملوک آیرملو، همسر اول رضاخان و مادر محمدرضا پهلوی


 
دوقرن سکوت
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: تاریخ

سقوط نهاوند در سال 21 هجری، چهارده قرن تاریخ پر حادثه و باشکوه ایران باستان را که از هفت قرن قبل از میلاد تا هفت قرن بعد از آن کشیده بود؛ پایان بخشید. این حادثه فقط سقوط دولتی با عظمت نبود، سقوط دستگاهی فاسد و تباه بود، زیرا در پایان کار ساسانیان از پریشانی و بی­سرانجامی در همه کارها فساد و تباهی راه داشت. جور و استبداد خسروان آسایش و امنیت مردم را عرضه­ی خطر می­کرد و کژخویی و سست­رایی موبدان اختلاف دینی را می­افزود.

...سال­ها بود که خطر سقوط و فنا در کنار مرزها و پشت دروازه­های دولت ساسانی می­غرید. مردم که از جور فرمانروایان و فساد روحانیون به­ ستوه بودند آیین تازه را نویدی و بشارتی یافتند و از این رو بسا که به پیشواز آن می­شتافتند... در ولایاتی مانند ری و قومس و اصفهان و جرجان و طبرستان مردم جزیه را می­پذیرفتند اما به جنگ آهنگ نداشتند و سببش آن بود که از بس دولت ساسانیان دچار بی­دادی و پریشانی بود کس به دفاع از آن علاقه­یی و رغبتی نداشت.

دو قرن سکوت نوشته­ی عبدالحسین زرین­کوب


 
نوروز
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

یا مقلب القلوب و الابصار

 


 
مروج پیشرو اندیشه ناب اسلامی
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

بسمه تعالی                                                            

جناب آقای دکتر یدالله سحابی

درگذشت مرحوم آقای مهندس مهدی بازرگان را به جناب عالی و خانواده محترم آن مرحوم تسلیت می گویم . ایشان یکی از مبارزین دیرین با رژیم ستمشاهی و نیز از جمله پیشروان ترویج و تبیین اندیشه های ناب اسلامی با زبان و منطق و شیوه نوین بود و از این رهگذر بی شک در چشم همه علاقه مندان به گسترش و رواج ایمان اسلامی در میان طبقات تحصیلکرده در دوران خفقان و دین زدایی رژیم پهلوی ، دارای شأن و ارزش بخصوصی بود . خداوند ایشان را مشمول رحمت و مغفرت و فضل خود قرار دهد و به تلاش های ایشان با چشم رضا و قبول بنگرد . لطفاً مراتب تسلیت این جانب را به همسر و فرزندان محترم ایشان ابلاغ فرمایید .                                                 

سید علی خامنه ای     

 5/11/1373


 
اصلاح افکار عامه
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

...البته من می­گویم ایرانی­ها با انگلیس نباید عداوت بورزند. برعکس عقیده­ی من این است که نهایت جد را باید داشته باشیم که با انگلیس دوست باشیم و در عالم دوستی از او استفاده هم بکنیم. اما این همه مستلزم آن نیست که ایران در مقابل انگلیس کالمیت بین یدی الغسال (همانند مرده ای در برابر غسال) باشد.

من خودم این فقره را کتبا و شفاها به انگلیس­ها گفته­ام و می­گویم، تصدیق می­کنند. اما چه فایده، یک­دست بی­صداست...

...باری این حرف­ها بیهوده است و یقین دارم خواهند گفت فلان کس هم تحت اثر هوای فرنگستان حرف می­زند و حال آنکه چنین نیست و این همان عقایده است که من در ایران هم داشتم و می­گفتم.

ایران ملت ندارد. افکار عامه ندارد. اگر افکار عامه داشت به این روز نمی­افتاد و همه­ی مقاصد حاصل می­شد. اصلاح حال ایران و وجود آن متعلق به افکار عامه است...

از نامه­­ی محمدعلی فروغی ذکاءالملک نماینده ایران در  کنفرانس صلح ورسای پاریس به سال 1268 هجری قمری و در هنگامه امضای قرارداد تحت الحمایگی 1919 میلادی بین ایران و انگلیس توسط  وثوق­الدوله که بیانگر گوشه­ای از حال و احوال هموطنان عزیز در دوران معاصر می باشد.

از کتاب بازیگران عصر پهلوی نوشته­ی محمود طلوعی

 


 
شیخ صادق خلخالی
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

مردم  در سراسر تهران از خانه ها بیرون آمدند و شادمانی می کردند و از همان ساعت که شاه از ایران فرار کرد ، شروع به پائین کشیدن مجسمه های محمدرضا و رضا کردند و تا ساعت 10 شب ، حتی یک مجسمه هم در ساسر ایران نماند و همه ی آنها را مردم خرد کرده بودند . تمام وزارتخانه ها و ادارات به دست مردم افتاد و مردم سر از پا نمی شناختند. تظاهرات در همه جا، حتی در روستاهای دورافتاده نیز به راه می افتاد؛ ولی رادیو و تلویزیون این جریان ها را منتشر نمی کردند ؛ زیرا گردانندگان آنها با مردم مخالف بودند و مردم به وسیله­ی تلفن از جریانات باخبر می شدند .

 

از کتاب خاطرات شیخ صادق خلخالی


 
نتیجه خیرخواهی
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

ماروین زونیس نویسنده­ی امریکایی کتاب نخبگان سیاسی در ایران:

در دومین روز شورش و تظاهراتی پردامنه­ای که در جریان عزاداری ماه محرم و به دنبال بازداشت آیت الله خمینی در ژوئن 1963 میلادی روی داد و طی آن خون هزاران نفر به زمین ریخته شد، عالیجناب حسین علاء که در آن موقع وزیر دربار شاهنشاهی بود از عواقب این کار اندشناک شد و مصلحت آن دید که نگرانی­های خود را با جمعی از رجال معمر درمیان بگذارد. او چند تن از برجسته­ترین نخبگان سیاسی ایران را که عبدالله انتظام، سردار فاخر حکمت و ژنرال مرتضی یزدان­پناه از آن جمله بودند نزد خود فراخواند و با آنان به مشورت پرداخت. همه­ی آنها متفق الرأی بودند که شدت عمل و ریختن خون کسانی که تنها شعارشان اعتراض به دستگیری و بازداشت یک رهبر مذهبی است به صلاح اعلیحضرت نیست...

این چهار خدمتگذار صدیق شاه، برای بیان نظرات خود بوسیله­ی حسین علاء تقاضای شرفیابی فوری کردند و نگرانی­های خود را با شاه درمیان گذاشتند.

نتیجه­ی این جسارت برکناری علاء از وزارت دربار، خانه نشین شدن انتظام رئیس شرکت ملی نفت، جلوگیری از تجدید انتخاب سردار فاخر حکمت به نمایندگی و ریاست مجلس و استعفای ژنرال یزدان پناه از ریاست بازرسی شاهنشاهی بود...

از کتاب بازیگران عصر پهلوی نوشته­ی محمود طلوعی

 

 


 
اهانت به مرجعیت
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

امروز نوزدهم دی ماه برابر است با روزی که جرقه اصلی انقلاب اسلامی زده شد و این آتش افرزی نه از سوی انقلابیون بلکه از سوی رژیم پهلوی زده شد.

مقاله توهین آمیز احمد رشیدی مطلق و اهانت به ساحت مرجعیت باعث شد که در ایرن آتشی برپا گردد که سال بعد موجب سرنگونی پهلوی ها گردد.

چه بسا اگر اهانت و حرمت شکنی که از سوی حاکمان وقت و دولتمردان به مردم و مقدسات ایشان و مرجعیت عظمای تشیع صورت نمی گرفت، سالهای سال مبارزه برای سرنگونی رژیم سلطنتی ادامه پیدا می کرد.

اگر محمدرضا پهلوی حاکم وقت ایران مشاوران بهتری در پیرامون خویش داشت و کمی هوشیارتر و با درایت تر می بود اکنون وضعیت جامعه ما چنین نبود.

هرگاه حاکمان سیاسی این سرزمین به حاکمان مذهبی بی اعتنایی نموده اند حوادث بسیار تلخی بر مردم وارد شده است.

و متاسفانه تاریخ همواره در حال تکرار است و ای کاش ما درس بگیریم از گذشتگان !


 
کشف حجاب
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

اعلامیه وزارت کشور دو روز پس از واقعه­ی مسجد گوهرشاد مشهد که در پی اعتراض مردم به دولت وقت با حمله­ی نظامیان به کشته و زخمی شدن عده­ای از مردم  معترض منجر شد:

برطبق راپورت واصله از ایالت خراسان، شب نوزدهم تیرماه شیخ بهلول نامی که سوسوابق او از شرارت و فساد معلوم و سابقا تحت تعقیب نیز واقع شده بود، در مشهد مقدس جمعی از عوام ساده لوح را در مسجد به عنوان موعظه دعوت کرده و دو سه روز این عمل را مداومت داده و اراذل و اوباش را دور خود جمع و عنوان کلاه و لباس را پیش کشیده و یاوه سرایی­ها نموده کار را به هتاکی کشانید. مامورین انتظامی خواستند بدوا با ملایمت و نصیحت او را از این رفتار و گفتگو های خلاف و مفسدت آمیز بازدارند. مساعی انها ثمری نبخشید و بیم اخلال نظم رفته و مردم از این جهت اظهار نگرانی نمودند. مامورین درصدد تفرقه­ی آنها برآمدند، مقاومت نموده مامورین نظمیه را مورد حمله قرار دادند و بعضی از آنها را مجروح و مقتول نمودند. مامورین ناچار از نظامیان استمداد کردند. اشرار با آنها هم ستیزه نموده و آلات ضرب و قتل را که همراه داشتند به کار بردند. نظامیان هم مجبور شدند با استعمال اسلحه­ی گرم حفظ نظم را به آنها الزام نمایند. در نتیجه اراذل و اوباش که باعث این بی نظمی شده بودند بعضی گرفتار و بعضی متفرق شدند و لیکن متاسفانه شیخ بهلول که این مفسده را برپا کرده موفق به فرار شده است. امنیت و انتظام کاملا برقرار گردیده و نظمیه فعلا مشغول تعقیب قضیه و کشف حقایق می باشد.

محمود جم

وزیر کشور

برگرفنه از کتاب بازیگران عصر پهلوی نوشته­ی محمود طلوعی


 
سفرنامه خوزستان
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

قسمتی از سفرنامه­ی خوزستان رضاخان پهلوی که بعد از بازگشت پیروزمندانه­ی او از این سفر و شکست دادن شیخ خزعل منتشر شد:

 من از اقلیت خیلی تعجب نداشتم، زیرا که آنها مدتی بود با من مخالفت می­کردند و آشفته­ی پول شده بودند. حیرت و خشم من از اعمال چند نفر دیگر بود که در حضور من موافق و خادم و در غیاب من منافق و خائن بودند.

سرکشیک زاده، میهن، داور به همراهی یک نفر یهودی به نام هایم (حییم) که مسیر ترقیاتش معلوم است حرکاتی کرده اند که مستقیماً بر ضرر ایران و برخلاف من بوده است.

این اشخاص برای جلب منفعت شخصی و رسیدن به مقام و خودنمائی، در غیاب من وارد سیاست خطرناک شده بودند که اگر من متحمل لطمات آن نمی­شدم پیکر ایران را متلاشی می­ساخت.

...اگر راپرت­های مختلفی که از اعمال اینها و خصوصیات کارهایشان رسیده درج کنم همه کس تعجب خواهد کرد که چگونه ممکن است بشر ایرانی، وکیل ملت و مدیر روزنامه به این رذالت­ها و خیانت­ها تن در دهد و برای جلب مشتی پول و متزلزل ساختن من به تجزیه­ی وطن و استقرار نفوذ اجانب و از هم گسیختن نظام رضا بدهد...

 

از کتاب بازیگران عصر پهلوی نوشته­ی محمود طلوعی


 
پلکان حرام و بام سعادت؟
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،شهید بهشتی

 

گفتند حالا که مرگ بر شاه همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم:

شاه زنازاده است، خمینی آزاده است.

بهشتی آشفته شده ‌بود و گفت:

رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است.

از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

نقل از اینجا

 


 
قهرمان خائن
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

معدل و حاصل کار هرکس، معیار پذیرفته شده­ای در تمام دنیا، برای قضاوت درباره­ی نیکی و بدی یا خدمت و خیانت است.

در میان معروفترین دولتمردان جهان چرچیل و روزولت و دوگل، هریک در طول زندگی سیاسی خود مرتکب خطاهای متعددی شده­اند، که بارزترین نمونه­ی آن چرچیل نخست وزیر نامدار زمان جنگ انگلستان است. مردم انگلستان چرچیل را بعد از جنگ دوم جهانی کنار گذاشتند. ولی هرگز به او تهمت خیانت نزدند، زیرا ارزش خدمات او برای مردم انگلستان، خطاهای کوچکی را که مرتکب شده بود می­پوشاند. چنانکه دوگل هم با همه­ی خدماتش برای مردم فرانسه با رای نه مردم در آخرین رفراندوم او کنار رفت، ولی نام وی به عنوان یک قهرمان، برای ملت فرانسه جاودانه شد.

از کتاب بازیگران عصر پهلوی نوشته­ی محمود طلوعی


 
آزادی بیان
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: امام خمینی ،سیاست ،تاریخ

... 

اسلام دین مستند به برهان و متکى به منطق است و از آزادى بیان و قلم نمى‏هراسد و از طرح مطلب‏هاى دیگر که انحراف آن‏ها در محیط خود آن مکتب‏ها ثابت و در پیش دانشمندان خودشان شکست خورده هستند، باکى ندارد.

شما دانشجویان محترم نباید با پیروان مکتب‏هاى دیگر با خشونت و شدت رفتار [کنید] و درگیرى و هیاهو راه بیندازید که مى‏دانم نخواهید کرد و خود با آنان به بحث و گفتگو برخیزید و از دانشمندان اسلامى دعوت کنید با آنان در بحث بنشینند تا تهى بودن دست آنان ثابت شود و اگر آنان با جنجال و هیاهو با شما مواجه شدند از آنان اعراض کنید و با خونسردى بگذرید که یکى از نقشه‏هاى آن‏ها آن است که شما را به درگیرى بکشند و از آن استفاده، استفاده‏هاى غیر مشروع کنند...

رهبر انقلاب حضرت امام خمینی

صحیفه نور، جلد پنجم، صفحه­ی 158


 
حسنی و حسینی
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی ،سیاست ،تاریخ ،مذهبی

همه ما امام حسین (ع) را به روحیه شهادت طلبی و گذشتن از جان و مال و خانواده در راه خدا می شناسیم. اما امام حسین (ع) فقط این نیست. معتقدم جفای بزرگی که در حق ائمه معصومین رفته است، ناشناخته بودنشان است. ما امامانمان را به مردم نشناساندیم و از مردم توقع پیروی از آنها را داریم. خودمان هم آنها را نشناختیم.

 

 

بسیاری از حتی مذهبیون ما فکر می کنند "روحیه" امام حسن مجتبی (ع) با امام حسین (ع) تفاوت داشت که اولی با معاویه صلح کرد و دومی با یزید به جنگ برخاست! حال آنکه همین امام حسین (ع) که با یزید می جنگد، 10 سال پس از امام حسن (ع)، هم عصر معاویه بوده است و ایشان هم مانند برادر بزرگتر و بزرگوارشان، با معاویه نجنگیدند و در صلح بودند و تنها پس از به خلافت رسیدن یزید بود که قیام خود را آغاز کردند.

 

در واقع نطفه حرکت حسین (ع) را امام مجتبی گذاشت، آنجا که در صلح با معاویه شرط نمود "معاویه حق ندارد برای پس از خود جانشین تعیین کند". معاویه در هنگام مرگ، زیر عهد خود زد، و شرایط برای قیام اباعبدالله آماده شد. ضمن اینکه معاویه حداقل در ظاهر، دستورات اسلام را رعایت می کرد، حال آنکه یزید علنا به فسق و فجور می پرداخت.

 

اینکه قیام اباعبدالله (ع) را به "روحیه" ایشان مرتبط کنیم، ظلمی است که به ایشان و دیگر امامان کرده ایم. همه آنها از نور واحد بودند. اینطور نبود که حسین بن علی (ع) اهل جنگ باشد و حسن (ع) اهل صلح و سازش! شرایط اینطور حکم کرد و الا اگر حسن بن علی (ع) هم در شرایط حسین بن علی(ع) می بود، قطعا قیام می کرد.

 

بعضا از زبان برخی مسؤولین ما که می خواهند بگویند خیلی انقلابی هستند شنیده می شود که "ما پیرو حسین (ع) هستیم و اهل سازش نیستیم!" حداقل دو ایراد به این گفته وارد است:

 

حسین (ع) زمانی سازش کرد و زمانی قیام نمود. پس هم اهل سازش بود و هم اهل قیام! نه سازش کردنش ایراد داشت و نه قیامش!

این حرف، ظاهرا طعنه ای بزرگ به حسن بن علی (ع) و دیگر ائمه هست که ظاهرا بقیه ائمه اهل سازش بودند و امام حسین (ع) نبود. جفایی بزرگ در حق همه ائمه!

روح ولایت، شناخت زمانه و حرکت خداپسندانه بر اساس مقتضیات زمان است که همان عقل مداری می باشد.

 

اتفاقا این روز ها تقریبا سالگرد آغاز حرکت امام حسین (ع) است. وقتی حضرتش در مکه بودند و مثل الآن موسم حج بود، ایشان پس از خواندن دعای عرفه، که چقدر زیباست، مراسم حج را نیمه کاره رها کردند و به سمت عراق حرکت نمودند. خود نیمه کاره گذاشتن حج، نمادی پر معنا بود و هست؛ که ای حاجی، حج واقعی، طواف به دور ولی خداست، که خدا در قلب او متجلی است، نه طواف به دور خانه ای سنگی.

 

به نقل از وبلاگ موسی وار

http://mousivar.blogspot.com


 
اکثریت و اقلیت
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سیاست ،تاریخ

اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سوال می کند:

 آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آن سوی اقیانوس هند می روید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است نمی توانید انجام بدهید ؟

وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ می دهد:

برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم ؛

اکثریت نادان و اقلیت خائن .

نقل از اینجا


 
شهید فقید
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سیاست ،تاریخ

 

متن آگهی رسمی وزارت دربار پهلوی که در روزنامه های مورخه یازدهم آبان ماه سال هزار و سیصد و سی و سه هجری خورشیدی منتشر شد:

 

وزارت دربار شاهنشاهی ایران با کمال تاسف و تالم اعلام می دارد طیاره والاحضرت شاهپور علیرضا پهلوی در ارتفاعات شمالی لار نزدیک قریه یوش سقوط کرده است . پیکر شهید فقید امروز به مسجد سپهسالار انتقال داده خواهد شد . مراسم رسمی تشییع جنازه ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 12 آبان ماه 1333 فردا از مسجد سپهسالار به محل آرامگاه اعلیحضرت فقید انجام خواهد یافت .


 
ولیعهد
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،مذهبی

بررسی موقعیت های طرح اندیشه ی ولایتعهدی

 

موقعیت اول :

مامون هنگامی تصمیم گرفت خلافت مسلمین را به محلی که خداوند قرار داده است ، بازگرداند که خود در شرایطی کاملا بحرانی قرار داشت . سپاه و لشکریان او رو به هزیمت گذاشته بودند و هرثمة بن اعین گریخته بود . مرکز حکومت او ؛ خراسان توسط صاحب السریر تهدید می شد و عیسی بن ماهان سردار سپاه امین به قصد دستگیری او عازم بود ، تا وی را به بغداد نزد خلیفه ببرد .

خاستگاه مامون در این زمان بنا بر اعتراف و اقرار خود صادقانه به نظر می رسد .

 

موقعیت دوم :

بعد از کشته شدن امین در محرم سال 198 هجری و بازگشت قدرت به مامون ، فضل بن سهل ، عهد و تصمیم مامون را یاد آور می شود . فضل خواست که خلافت را از عباسیان بگرداند و به علویان منتقل سازد .

بی شک مامون در این زمان در شرایط اولیه ی خود قرار نداشت ریال زیرا عامل تهدید کننده ی حیات و قدرت سیاسی او از میان رفته بود ، اگرچه سایر عوامل تهدید کننده همچنان پابرجا بودند مانند خیزش علویان که همچون آتش زیر خاکستر کانون های قیام را در پهنه ی قلمرو غربی حکومت وی گرم می کرد و البته خاندان عباسی که اختلافات دیرینه ای با مامون داشتند و متعصبان آنان هیچگاه او را یک عباسی اصیل ندانسته بلکه او را تنها یک کنیز زاده به حسای می آوردند . و همچنین کشتن امین و خشم زبیده همسر هارون الرشید .

این حوادث به همان اندازه که از اعتبار بنی عباس می کاست بر مهر و علاقه ی مردم نسبت به خاندان علی بن ابی طالب می افزود و بناچار مامون بقای حکومت خویش را تنها در حمایت از علویان دید و در چنین طوفانی نزدیکی به علی بن موسی الرضا تنها راه نجات و یگانه روزن امید او بود .

خاستگاه مامون در این مرحله فقط حفظ حیات خلافت خویش بود و صداقتی که در مرحله اول وجود داشت اینجا به چشم نمی خورد .

موقعیت سوم :

مامون در زیر لوای اقتدار معنوی علی بن موسی الرضا به خود و حکومتش مشروعیت می بخشد . این اعتبار علاوه بر استحکام پایه های حکومت مامون ضعف هویتی او را جبران می کرد .

اتخاذ سیاست های درست و به جای علی بن موسی اهداف مامون را نقش بر آب کرد و مسئله ولایتعهدی به شکست انجامید . هدف علی بن موسی همواره اثبات حقانیت ولایت و امامت خاندانش بود آن چنان که در طول مسیر سفرش از مدینه به مرو شاهدش بودیم . حادثه ی نیشابور و حدیث سلسلة الذهب و بیانیه ی امام در پشت عهدنامه ولایتعهدی از جمله صریحترین مواضع علی بن موسی است .

در چنین شرایطی مامون برای نزدیک شدن به عباسیان باید از موضع گذشته ی خود باز می گشت و مهم ترین مانع ولیعهدی بود که از خاندان علویان بود و در انجام این کار چاره ای نداشت جز توسل به شیوه ی نیاکان خود ، و با طرح توطئه ای پنهانی علی بن موسی را به شهادت رساند و با شرکت در مراسم تشییع پیکر آن حضرت و مجالس سوگواری ردپای خود را در این حادثه پاک می کرد .

وی سرانجام آخرین حلقه ی اتصالش به علویان را که لباس سبز بود گشود و با بیرون کردن آن از تن برای همیشه لباس سیاه پوشید .

 

منبع :

کتاب جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا علیه السلام از مدینه تا مرو

نوشته ی جلیل عرفان منش

 


 
حکومت کودتا
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

 

آیت الله خامنه ای:

حکومت کودتایی، معلوم است چطور حکومتی است:

برمردم تحمیل و از آراءِ مردم، عقاید مردم، دلبستگی­های مردم، فرهنگ مردم و درخواست و اراده آنها هیچ نشانی نبود. آنها برای آراءِ مردم، برای خواست مردم، برای عقاید مردم، برای دین مردم و برای فرهنگ مردم، هیچ احترامی قائل نبودند؛ هیچ رابطه صمیمی و دوستانه‏ای با مردم نداشتند.

یعنی حکومت مطلقه‏ای که هیچ تعهّدی در مقابل مردم ندارد.

 


 
هاشمی موهبت الهی
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

 

آیت الله سیدعلی خامنه­ای :

آقای هاشمی رفسنجانی برای کشور، انقلاب و مردم ما حقیقتاً یک موهبت و نعمت الهی است و اطمینان دارم که مردم قدر این نعمت را می دانند و تاکنون وفاداری خود را به ایشان نشان داده اند.

 

هشتم شهریورماه سال هزار و سیصد و شصت و هشت


 
ذوب در ملت
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

 

بنده نمی‏فهمم معنای ذوب در ولایت را. ذوب در ولایت یعنی چه؟

 

باید ذوب در اسلام شد. خود ولایت هم ذوب در اسلام است.

 

روزی که شهید صدر گفت :

در امام خمینی ذوب شوید؛ همچنان ‏که او در اسلام ذوب شده است ؛

 تنها شاخص صحت راه، شخص امام بود؛ نه قانون اساسی بود، نه جمهوری اسلامی بود، نه نظامی بود، نه دستگاهی بود. در صحنه‏ی آشفته­ی هوی­ها و جریان­ها و خطوط مختلف، یک قامتِ برافراشته و یک علمِ سرافراز وجود داشت و او امام بود؛ شهید صدر می‏گفت در او ذوب شوید. راست هم می­گفت؛ ذوب در امام، ذوب در اسلام بود.

 

 امروز این‏طوری نیست. ذوب در رهبری، ذوب در شخص است؛ این اصلاً معنا ندارد. رهبری مگر کیست؟ رهبری هم باید ذوب در اسلام باشد تا احترام داشته باشد. احترام رهبری در سایه­ی این است که او ذوب در اسلام و ذوب در همین هدف­ها بشود؛ پایش را یک قدم کج بگذارد، ساقط می‏شود. هیچ‏کس در شخص و در جهت ذوب نمی­شود؛ در آن هدف­ها باید ذوب شد؛ در اسلام باید ذوب شد؛ در اهداف والای اسلامی باید ذوب شد؛ در واقع در ملت باید ذوب شد.

 

 آیت الله سیدعلی خامنه ای


 
مجلس بی نقش
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

 

دشمنان نظام اسلامی همواره یک مجلس بی‏نقش را خواسته‏اند؛ مجلسی که تأثیری نداشته باشد، یا تأثیر منفی داشته باشد. نخیر، مجلس باید اثرگذار، پُررنگ، فعال و دارای نقش باشد؛ همه­ی تلاش باید دنبال این باشد.

...
نماینده‏ی مردم باید نماینده‏ی توده­ی مردم باشد؛ بخصوص نماینده­ی کسانی باشد که به حضور نماینده‏شان در سطوح تصمیم‏گیری و تصمیم‏سازی کشور بیشتر نیاز دارند؛ آنهایی که دستشان به جایی نمی‏رسد و محرومیت بیشتری را دارند.

 

آیت الله خامنه ای


 
شیوه برخورد با مخالفان سیاسی
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،مذهبی

مهم‌ترین‌ حقوقی‌ که‌ مخالفان‌ سیاسی حکومت‌ علوی‌ از آن‌ برخوردار بودند عبارت‌ است‌ از:

1.       حق‌ حیات‌ و آزادی‌ تن‌

امام‌ علی علیه السلام حق‌ زندگی را مهم‌ترین‌ و اساسی‌ترین‌ حق‌ شهروندان‌ می‌داند و به‌ خطر افکندن‌ آن‌ را، جز در مواردی‌ که‌ خداوند اجازه‌ داده‌، ممنوع‌ می‌شمارد. بر همین‌ اساس‌، آن‌ بزرگوار به‌ کارگزارانش‌ چنین‌ سفارش‌ می‌کرد:

از خون‌ریزی‌ ناروا سخت‌ بپرهیزید که‌ آن‌ به‌ خشم‌ خدا نزدیک‌تر است‌ و بزرگ‌ترین‌ کیفر را در پی‌ دارد و زوال‌ نعمت و سرنگونی را زمینه‌ ساز می‌گردد و خداوند سبحان‌ در روز قیامت‌ خود بر خون­بهای‌ به‌ ناحق‌ ریخته‌ بندگانش‌ حکم‌ می‌کند، پس‌ به‌هیچ‌ روی‌ با ریختن‌ خون‌ حرام‌، پایه‌های‌ فرمانروایی‌ خویش‌ را استوار نکنید که‌ این‌ کار از عوامل‌ ناتوانی و سستی و حتی‌ نابودی و از دست‌رفتن‌ فرمانروایی است‌. 

2.       حق‌ کرامت‌ انسانی

یارانش‌ را چنین‌ اندرز می‌داد:

من‌ برای‌ شما نمی‌پسندم‌ که‌ ‌حتی‌ به‌ دشمن دشنام‌ دهنده‌ باشید، اگر به‌ جای‌ دشنام‌، کردار و حالشان‌ را بیان‌ کنید، از نظرگفتار بهتر و در مقام‌ عذر مؤثرتر است. 

3.       حق‌ آزادی‌ اندیشه‌ و عقیده

بهره‌ خرد و اندیشه‌ات‌، همین‌ بس‌ که‌ به‌ آن‌، راه‌ سقوط‌ را از رشد و کمال‌ بازشناسی. 

4.       حقوق  و آزادی‌های‌ سیاسی 

 ...و بعضی‌ از حقوق  مخالفین‌ متخاصم‌ از دیدگاه‌ امام‌ علی علیه السلام اشاره‌ می‌کنیم‌: 

حق‌ ارشاد و راهنمایی‌ مخالفین که با این کارها  انجام گرفت : ملاقات‌، مکاتبه‌ و فرستادن‌ نماینده‌ برای‌ سران‌ گروه‌ها ، استفاده‌ از شخصیت‌های‌ مورد احترام‌ پیامبر و مسلمانان‌ و تأخیر در عملیات‌ نظامی.

حق‌ ایمنی‌ غیر نظامیان

حق‌ رعایت‌ کرامت‌ افراد دشمن‌

حق‌ وفای‌ به‌ عهد با دشمن‌

حق‌ استیمان‌

 

برگرفته از مخالفان سیاسی حضرت علی علیه السلام نوشته­ی سید مهدی‌ منصوری‌

 

 

 


 
مشاور انقلابی و مجرب
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

بسم‌ الله ‌الرحمن ‌الرحیم‌


جناب‌ حجة‌الاسلام ‌والمسلمین‌ آقای‌ حاج‌ سید محمد موسوی ‌خوئینی ‌دامت‌تأییداته‌


با توجه ‌به‌ اصل‌ یکصد و دهم‌ قانون‌ اساسی‌ که‌ سیاستگذاری های‌ عمده‌ی‌ نظام‌ جمهوری ‌اسلامی‌ را بر عهده‌ی مقام‌ رهبری‌ قرار داده‌ است‌ و با معرفت‌ به‌ خصوصیات‌ انقلابی و تجارب‌ عملی‌ جنابعالی‌ در دوران‌ ده ساله‌ی‌ گذشته‌ و بالخصوص ‌مسؤولیت های‌ مهمی که‌ از طرف‌ رهبر کبیر و امام‌ فقیدمان ‌رضوان‌الله ‌علیه ‌به ‌جنابعالی‌ محول‌ گردید و حاکی‌ از اعتماد معظم‌لهبه‌ شما می‌باشد، جنابعالی ‌را به‌ مشاورت‌ سیاسی‌ خود منصوب‌ می‌کنم‌. حیطه‌ی‌ کار آن‌ مشاورت‌، عبارت‌ است ‌از سیاست های‌ کلی‌ کشور در امور داخلی‌ و خارجی‌ و قضایای‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌، سیاسی‌، فرهنگی‌ و غیره‌، لازم‌ است‌ در امور ارجاعی‌ و غیره‌ نظرات‌ بررسی شده ‌و سنجیده‌، تدوین‌ و به‌ عنوان‌ نظر مشورتی‌ ارایه‌ گردد. مقتضی‌ است‌ از آحاد مؤمن‌، و هوشمند و انقلابی و مجرب‌ بدون‌ رعایت‌ نسبت های‌ جناحی‌ و گروهی‌ برای‌ بررسی‌ و سنجش‌ دقیق‌ و عمیق‌ مسایل‌ استفاده‌ فرمایید، شرح‌ وظایف‌ به ‌صورت‌ ریز را تهیه‌ و ارایه‌ فرمایید.

خداوند به‌ جنابعالی‌ توفیق‌ عنایت‌ فرماید.

هفدهم دی ماه سال هزار و سیصد و شصت و هشت هجری خورشیدی

 سید علی‌ خامنه‌ای‌


 
حکومت ناباب
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست


آیت الله سید علی حسینی خامنه­ای:

تمام مشکلاتی که برای افراد یا اجتماعات بشر پیش می‏آید، بر اثر یکی از این دو است:

 یا عدم بصیرت، یا عدم صبر.

یا دچار غفلت می‏شوند، واقعیت­ها را تشخیص نمی‏دهند، حقایق­ها را نمی‏فهمند، یا با وجود فهمیدن واقعیّات، از ایستادگی خسته می‏شوند.

...

در طول سال­های قبل از انقلاب، هرچه شما عقب بروید، محنت، ذلّت، بدبختی، فشارهای گوناگون از طبقات حاکم و سلطه و زورگویی و تحقیر از طرف قدرت­های بیگانه را در کشور ما می‏بینید. در این کشور، سال­های متمادی انگلیسی­ها، سالهای متمادی روس­ها، سال­های متمادی هر دو، و در نهایت سال­های متمادی امریکاییها، هرچه تصمیم گرفتند، نسبت به این ملت انجام دادند. ملت ما همین ملت بود و همین استعدادها را داشت اما به خاطر حکومت­های ناباب و به‏خاطر تربیت­های غلط، بصیرت و صبرش کم بود. وقتی در برهه‏ای از زمان، آگاهان جامعه، بزرگان جامعه، دانایان جامعه و کسی مثل امام بزرگوار پیدا شدند، در مردم بصیرت دمیدند، مردم را به صبر وادار کردند، و تواصوا بالحق و تواصوبالصبر را در جامعه رایج کردند، این دریای خروشان به‏وجود آمد و توانست آن تاریخ سرتاپا ذلّت و محنت را قطع کند و تسلّط بیگانگان را بر این کشور از میان بردارد.

 

به نقل از سخنرانی دوازدهم آبان ماه سال 1377 هجری خورشیدی

 

 


 
نصیحت امام صادق به رهبر جامعه اسلامی
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،مذهبی

هنوز سالى چند از حکومت منصور عباسی نگذشته، جامعه اسلامى از او و ماموران او چه ستمى را تحمل مى‏کرده‏اند:

شبى منصور در طواف بود، شنید کسى مى‏گوید:

خدایا از آشکارى ستم و تباهى در زمین و طمعى که میان حق و اهل حق در مى‏آید به تو شکایت مى‏کنم.

منصور از طواف برون رفت و در گوشه‏اى از مسجد نشست و آن مرد را خواست. وى دو رکعت نماز گزارد و دست ‏بر رکن کشید و با فرستاده منصور نزد او آمد و به خلافت ‏بر وى سلام داد.

منصور گفت:

چه بود که از تو شنیدم؟ از آشکارى تباهى و ستم در زمین یاد کردى. طمعى که میان حق و اهل حق در آمده چیست؟ به خدا گوش­هایم را از سخنى پر کردى که مرا به درد آورد.

مرد گفت:

اگر مرا ایمن مى‏دارى، تو را از اساس کارها آگاه مى‏کنم، و گرنه از تو دور مى‏شوم و به کار خود مى‏پردازم که مرا از دیگر کارها باز مى‏دارد.

منصور گفت:

در امانى.

مرد گفت:

آنکه طمع در او راه یافته و آشکار بودن تباهى و ستم را از او پوشیده تویى!

- واى بر تو ! چگونه چنین مى‏شود، زر و سیم در اختیار من است. شیرین و ترش نزد من است، چگونه طمع در من راه مى‏یابد؟

- آیا طمعى که در تو است در دیگرى هست؟ خدا کار و مال بندگان خود را به دست تو داده و تو از کار آنان غافلى و به گرد آوردن مال سرگرمى. میان خود و آنان پرده‏اى از آجر و گچ کشیده‏اى و درهایى ازآهن گذارده‏اى! نگهبانانى با سلاح گمارده‏اى و خود را در زندانى نگاه داشته‏اى و مامورانت را براى گرفتن مال به این سو و آن سو فرستاده‏اى و آنان را با سپاهیان و سلاح و اسبها تقویت کرده‏اى و گفته‏اى کسى جز فلان و فلان که نام آنان را برده‏اى بر تو در نیاید و نگفته‏اى ستم دیده و درمانده و گرسنه و برهنه و ناتوان و مستمند را نزد تو آرند. در حالى که هیچ کس نیست جز آنکه او را در این مال حقى است.

از یک سو این مردم را بر خود مخصوص کرده‏اى و آنان را بر رعیت ‏خویش مقدم داشته‏اى و گفته‏اى هیچ کس مانع درآمدن آنان بر تو نشود و از سوى دیگر مال­ها را مى‏گیرى و گرد مى‏آورى. آنان که تو را چنین مى‏بینند گویند: او در مال خدا خیانت مى‏کند، چرا ما نکنیم؟ پس با هم یک سخن شده‏اند که کسى تو را از حال مردم خبرى ندهد، جز آنچه آنان بخواهند، و هیچ مامورى خلاف آنان نکند جز که او را نزد تو خائن به حساب آرند، و او را از تو دور گردانند، تا آنجا که وى را مقامى نماند. چون مردم از رفتار آنان و تو آگاه شوند، بزرگشان شمارند و از ایشان بترسند و به آنان رشوت دهند، و نخستین کسان که به آنان رشوت دهند عاملان تو باشند که هدیه و پول دهند تا در ستم کردن به رعیت تو قوى شوند. پس از آنان، قدرتمندان و مالداران رعیت که تا بتوانند به زیردستان ستم کنند. بدین سان طمع شهرها را پر از ستم، تعدى و تباهى کرده و این مردم در قدرت تو شریک‏اند و تو از آنان غافل. و اگر داد خواهى بیاید او را نگذارند نزد تو آید. و هنگامى که برون مى‏آیى اگر کسى بخواهد شکایت نامه خود را به تو دهد مى‏بیند از این کار نهى کرده‏اى و کسى را گمارده‏اى تا او در شکایت نامه آنان بنگرد و اگر داد خواهى نزد تو آید و خبر آمدن او به نزدیکان تو رسد، از آنکه براى رسیدگى گمارده‏اى‏بخواهند تا شکایت نامه او را به تو نرساند. پس آن ستمدیده پیوسته نزد او رود و بدو پناه برد و شکایت کند و فریاد خواهد و او بازش گرداند، و او ناچار شود هنگامى که تو را بیند فریاد شکایت‏برآرد، اما چنانش بزنند که عبرت دیگران گردد و تو بینى و مانع نشوى. پس اى امیر مؤمنان اسلام بدین سان چگونه پایدار ماند؟

...

تو به خدا ایمان دارى. از خاندان پیغمبر او هستى، لیکن رافت تو به مسلمانان بر حرص تو غالب نمى‏شود.

...

این تو نیستى که مى‏بخشى! خداست که به هر کس آنچه خواهد مى‏بخشد. اگر مى‏گویى مال را فراهم مى‏آورى تا سلطنت ‏خود را قوى سازى، خدا بنى امیه را براى تو مایه عبرت ساخت. مال­ها که فراهم ‏آوردند و مردان و سلاح و اسبان که گرد کردند آنان را سودى نبخشید.

و اگر گویى مال را براى به دست آوردن مرتبتى بالاتر از آنچه در آن هستى فراهم مى‏کنى، به خدا سوگند مرتبتى از آنچه در آن هستى برتر نیست. مگر مرتبتى که آن را به خلاف این حالت‏خواهى به دست آورد. آیا آن را که نافرمانیت کند به سخت‏تر از کشتن کیفر خواهى داد؟

پس با آنکه دنیا را در اختیارت نهاده چه خواهى کرد؟ کیفر او کشتن نیست، جاودانگى در عذاب سخت است.

مردم را پیشوایانى است که در دین خود بدانها حاجت مى‏برند و در دنیاى خویش به آنان راضى هستند. آنان را به خود نزدیک ساز تا راهنماى تو باشند و در کارها با آنان مشورت کن تا تو را بر راه راست‏بدارند.

ترسیدند که تو از آنان بخواهى به راه تو بروند.

در خانه‏ات را باز بگذار و دربان­هاى ملایم بگمار. ستمدیده را یارى کن، ریشه ستمکار را بکن. مالیات و صدقات را به حق بگیر و به حق و عدالت‏بر مستحقان آن بخش کن. من از سوى آنان ضامنم که بیایند و تو را در آنچه به صلاح امت است‏یارى کنند.  

نقل از کتاب زندگانى امام صادق علیه­السلام نوشته­ی سید جعفر شهیدى


 
آخرین نماد مرجعیت واحد شیعه
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،مذهبی

 

 

پنجاه سال قمری از درگذشت آیت الله العظمی سید محمد حسین طباطبایی بروجردی گذشت، اما شیعیان در این نیم قرن پرحادثه که دست کم در دو مقطع آن، مرجعیت شیعه تأثیرات جهانی و منطقه ای مهمی از خود بر جای گذاشت، از مراجع تقلید متعددی پیروی کرده اند و هنوز هم مرجع یکپارچه ای چون میرزای شیرازی، سید ابوالحسن اصفهانی و یا آیت الله بروجردی ظهور نکرده است.

...


 
تشکیلات ذی نفوذ
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

یک بار در ایامی که آیت الله خامنه­ای در پست ریاست جمهوری بودند از ایشان وقت گرفتم تا به همراه اعضای بخش سیاسی که مسئولیت بخش مزبور را برعهده داشتم خدمت ایشان برسیم

 ...

 فرمودند

...

در نظام­های حکومتی در برخی از مواقع و موارد حکومت نمی­تواند به طور مستقیم وارد شود و اظهار نظر نماید ؛ در عین حال دوست دارد که کلام و مرام او از کانال یک تشکیلات ذی نفوذ در میان عامه ابراز شود در این حال نظام اگر هم از تشکیلات یاد شده حمایت کند در خفا خواهد بود ...

جامعه مدرسین حکم همان تشکیلات را دارد .

 

از کتاب خاطرات شیخ محمد یزدی

 


 
انفجار اطلاعات
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

شهروند مطیع کسی است که وجود فردی اش مستحیل است در جامعه ای که پیرامون او وجود دارد .

اعتراضی ندارد .

استدلال های رسمی را می پذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی دارد تا آنجا که تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون که تابع آن می بیند .

به آنچه فرا می خوانندش روی می آورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند . دروازه های گوش و چشم و عقلش برای پیام های پروپاگاندا باز است و مثلا در ایران خودمان وقتی می شنود که بانک فلان ، بانک شماست ؛ باور می کند و پولش را در بانکی انبار میکند که جایزه بیشتری می دهد و از این قبیل .

 

شهید سید مرتضی آوینی

 

کتاب انفجار اطلاعات


 
تاریخچه دموکراسی ایرانی
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

دموکراسی اگر وجود داشته باشد غیر از این کاری که ما می کنیم چه معنایی می تواند داشته باشد ؟

راستی معنای دموکراسی چیست ؟

...

آن وقت ، آن مملکت که در مهمترین انتخاباتش حداکثر 45 تا 50 درصد از رای دهندگان شرکت می کنند و مردم هم همانطور که گفتم نفله می شوند ، می خواهند از ما درباره دموکراسی و حقوق بشر سوال کنند ؟ واقعا مسخره است .

مگر دموکراسی فقط فحش دادن است ؟

مگر دموکراسی فقط دزدیدن است ؟

مگر دموکراسی فقط هوچی بازی است ؟

پس حقوق کسانی که بی­گناه در خیابان ،در خانه ،یا در اتاق هتل مفت کشته می­شوند چه می شود ؟ آنها بشر نیستند ؟ آنها حقوق ندارند ؟

اگر دارند ، چه کسی حقوق آنها را حفظ می کند ؟

...

ولی ما چه می کنیم ؟

ما جلوی کسی را می گیریم که علاوه بر اینکه خائن و وطن فروش است ، تروریست هم هست . ما مردم را از شر او حفظ می کنیم و نمی گذاریم مملکت را دو دستی تقدیم دشمن بکند .

آیا ما به این خاطر که نمی گذاریم افراد بیگناه کشته شوند ، حقوق بشر را حفظ نکرده ایم ؟

 

محمدرضا پهلوی

هشتم آبان ماه 1355 هجری خورشیدی

 

 


 
صدام و روح تازه اسلام
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

 

در تیر ماه 1358 خورشیدی صدام حسین در مصاحبه با هفته نامه آلمانی اشپیگل گفت :

به حفظ حسن همجواری با ایران علاقه مندیم .

و البته اضافه کرد که رهبران ایران به اسلام روح تازه ای بخشیده اند .

 

 


 
حرف حساب
ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

 

بچه­های خوب ، بچه­های مومن ، بچه­های صادق ، بچه­های سالم ، بچه­های خوش­فکر ، خوشدل گاهی اشتباه می کنند راه را باید شماها توجه داشته باشید . یک نفری که اینجا حرف بی ربطی دارد می­زند خیلی خوب ، شما وقتی حرفش تمام شد یا در همین جلسه بلند شوید منطقی و صحیح حرفتان را بزنید یا بگویید که عجله هم نداریم شما گفتید بساطت را جمع کن برو ، بنده بعد از شما دو سه روز دیگر می آیم همین جا یا جای دیگری اعلام هم می­کنم منطقی هم حرف شما را رد می کنم .

 این طوری بگویید ، بگذارید جوان صاحب شوق و تشنه­ی فهم حقیقت حرف حساب را از شما بشنود .

 

سخنرانی آیت­الله خامنه­ای در جمع فرماندهان سپاه پاسداران

چهاردهم اسفندماه سال هفتاد و شش هجری خورشیدی

 


 
تکفیر
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

وضعیت آلمان در زمانه لوتر (1546-1483 میلادی ) که حرکت اصلاح دینی را در برابر استبداد پاپ و کلیسای کاتولیک در قرون وسطی شروع کرد که منجر به پیروزی پرئتستانیسم گشت ، از زبان کاردینال الئاندر نماینده­ی پاپ پس از اعلام حکم تکفیر مارتین لوتر :

از هر ده نفر آلمانی ، نه نفر می­گویند لوتر و دهمی فریاد می زند مرگ بر پاپ !

...

بسیاری از آلمانی­ها که نمی دانند لوتر به چه می تازد و برای چه می جنگد ، تنها از آن­روی که از پاپ دلخوشی ندارند ، به وی گرویده­اند . اینان یقین دارند که حتی وقتی سر از فرمان پاپ بازپیچند ، باز هم مسیحیان و کاتولیک های با ایمان و خوبی هستند .

 

تاریخ تمدن - جلد ششم – اصلاح دینی

ویل دورانت


 
انحصارگرایی و تجربه آموزی
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

 

...

انحصارگرائی که به شکل همسوگرایی و یک سو کردن کلیه­ی عوامل اجرایی خود را نمایش داد ، به گونه ای تاسف­بار به صورت تفتیش عقاید و اعمال و اندیشه­ی سیاسی در کلیه­ی زیرمجموعه­ی وزارت کشور رسوخ پیدا کرد و بسیاری از مدیران باتجربه­ی نظام را از دم تیغ تصفیه­ی جناحی گذرانید و امنیت شغلی را ، آن هم در میان مدیران ، بویژه رده­ی بالای وزارتخانه متزلزل کرد .

آیا هنگامی که هزینه­ی مشارکت سیاسی را تا این حد بالا ببریم که هرگونه عدم توافق با نظریات و نگرش خاص وزیر ، منجر به تصفیه خواهد شد ، مشارکت سیاسی فعال و آزادانه را شاهد خواهیم بود یا مشارکت مقلدانه و منفعلانه را ؟

آیا این روش تشویق استقلال رای و روشنفکری است یا هدایت افراد به سوی پیروی کورکورانه و ارتجاع محض ؟

آیا این معنای نقدپذیری است یا تجسم نقدستیزی ؟

آیا اگر دهان منتقدین دلسوز را به هر وسیله­ی ممکن ببندیم ، با دست خود آزادی مشارکت سیاسی را به گور نسپرده­ایم ؟

آیا باید همگان را با خود هماهنگ کنیم یا همه و خود را هماهنگ با حق بجوییم ؟

بدون هرگونه مسامحه ، این گونه اندیشیدن را انحصارطلبی محض و کورکورانه می دانم .

 

محمدرضا باهنر

نماینده مخالف وزیر

 

...

ملت عزیز هرگاه که روزنامه ای را می­گشایند با خیل عظیم عزل و نصب­ها در سطوح مختلف و در وسعتی کم­نظیر ، اگر نگوییم بی­نظیر مواجه می­شوند .

...

ما مخالف تجربه­آموزی نیستیم ، ولی برای آزمون تجربی استانداری که جای بسیار حساسی است محل مناسبی نیست ! در همین جهت تلاش وسیع در عزل و تعویض مدیران کل استان­ها و روسای ادارات شهرستان­ها و شهرداران و دهداران به طرز نگران کننده­ای صاحبان تجربه و اطلاعات گران­بها و علاقه­مندان و دلسوزان نظام را از صحنه­ی خدمت به ملت عزیز حذف کرده است .

...

تعداد کل این نیروی انسانی تعویض شده 1689 نفر است . اگر سابقه مدیریتی هریک از افراد فوق را حداقل به طور متوسط 10 سال بدانیم جمعاً 16890 سال تجربه­ی مرتبط با وزارت کشور از مجموعه­ی این وزارتخانه­ی­حساس کنار گذاشته شده است.سابقه­ی مدیریتی حداقل 10سال یعنی 10سال از عمر 20ساله­ی انقلاب و ملاحظه بفرمایید که تا چه حد ضرر به پیکره­ی اجرایی و نیروهای کارآزموده ، صرف­نظر از وابستگی جناحی ، در جریان این تغییر و تعویض ها وارد آمده است .

...

برادری را با 11 سال سابقه­ی وزارت کشور ، 4 سال سابقه­ی استانداری اردبیل و 7 سال سابقه­ی فرمانداری ، بخشداری ، مشاورت وزیر و استانداری به کنار نهاده­اید .

 

 

مرضیه وحیددستجردی

نماینده مخالف وزیر

 

جلسه استیضاح عبداله نوری وزیر کشور دولت هفتم در مجلس پنجم

 

 


 
بیت المقدس
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

بیت‌المقدس ، این شهر در فلسطین واقع شده و دارای دو بخش می‌باشد ؛ یکی بخش قدیمی که همان مجموعه عبادتگاه‌ ها و مکان‌ های مذهبی را در برگرفته است و دیگری بخش جدید که بیرون از حصار بخش قدیمی است و از نظر وسعت بزرگتر از آن می‌باشد . بخش قدیمی قدس به واسطه وجود اماکن مذهبی که از نظر هر سه دین اسلام ، مسیحیت و یهودیت مورد احترام است . بخش عمده بیت‌المقدس بنایی چهارضلعی ، تقریباً شبیه به ذوزنقه با مساحت 138 هزار متر‌مربع حرم‌الشریف بر روی یک صخره‌ی بسیار بزرگ قرار دارد . این صخره طبق نقل ، صخره‌ای آسمانی است که بین زمین و آسمان معلق است و هر چند اکنون با قرار گرفتن خاک در زیر آن و همچنین درختانی که دور‌تا‌دور آن را فراگرفته‌اند ، معلق بودن آن مشهود نیست .    


 
ولایت مردم بر مردم
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

از نظر علی علیه­السلام منشاء اصلی حکومت ، یک سلسله ارزش­های معنوی است اما این ارزش­ معنوی هم به تنهایی کافی نیست تا اینکه انسان فعلاً و عملاً حاکم و والی باشد بلکه مردم هم در اینجا سهمی دارند که مظهر آن بیعت است .

بیعت منجز کننده حق خلافت است .

آن ارزش ها وقتی می تواند فعلا و عملا کسی را به مقام ولایت امر برساند که مردم هم او را بپذیرند !

 

سخنرانی در کنگره هزاره نهج­ البلاغه

در مدرسه­ی ­عالی شهیدمطهری

توسط ریاست­ جمهوری وقت آیت الله سید علی خامنه ای

در تاریخ اردیبهشت ماه 1360 هجری خورشیدی برابر ماه رجب 1401 هجری قمری .

 

 

 

 


 
تهران نو
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

احداث کوی تهران نو

رحیم خامنه ای پور از بازرگانان آذربایجانی تبار از 1325 خورشیدی به فکر شهرک سازی افتاد و با آمد و رفت و بازدید زمین های پیرامون تهران که تقریبا به شهر پیوسته بود ، زمین های سلیمانیه را انتخاب کرد و پس از دیدار با دکتر آشتیانی داماد وثوق الدوله پیشنهاد خرید یک میلیون متر مربع از آخرین حد جنوبی زمین های سلیمانیه را به وی عرضه کرد و پس از گفتگو ها ، خامنه ای پور یک میلیون متر مربع از زمین های سلیمانیه را از قرار متری یک تومان خریداری کرد و به قطعات 200 و 300 و 400 متری با رعایت کوچه بندی و خیابان سازی تفکیک نمود و خیابان ها را نامگذاری کرد و یک میدان و خیابان اصلی هم به نام وثوق نامگذاری شد و تهران نو در شرکت عمرانی وثوق احداث شد .

 

 


 
نامه ی صفوی
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

اقسام نامه ها در دوران صفویه :

نامه ها در دوره صفویان غالبا دارای هقت رکن بوده است .

1-       تحمید و تمجید

2-       صلوات و تسلیم

3-       سبب صدور منشور

4-       توصیف و تعریف آن کس که منشور به نام اوست

5-       حکم سلطان بر تفویض امر بر آن کس که منشور به نام اوست

6-       تاکید بر اجرای آن امر به طریق شایسته

7-       تاکید بر اصحاب دیوان و غیر آن

 

صفویه در گستره تاریخ ایران زمین  نوشته ی مقصود علی صادقی

 


 
بهارستان
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

بهارستان

مجموعه کنونی باغ و کاخ ، مسجد و مدرسه ، میدان و بناهای پیرامون آن که به نام بهارستان شهرت دارد ، در اوائل دوره قاجار ، زمین های بایر و باغ های نیمه آبادی را شامل می شد که در خارج از شهر تهران آن روزگار که به تازگی از شهرت پایتختی برخوردار گردیده بود ، واقع شده بودند .

این اراضی که بخشی از آن ها جز املاک محمدحسن خان سردار ایروانی بود از شمال به باغ دیوانی نگارستان ،از جنوب غربی به باغ نظامیه ، از شرق به زمین های بایر راه دوشان تپه ، خیابان ژاله و فرح آباد سابق و مجاهدین اسلام کنونی و از جنوب پس از عبور از خیابان نظامیه به محله عولادجان مربوط می شد .

محمدحسن خان سردار ایروانی اراضی خود را در جوار دروازه دوشان تپه به حاجی علی خان حاجب الدوله مقدم مراغه ای ملقب به اعتماد السلطنة اول مبلغ هشت هزار تومان فروخت که وی بر روی این اراضی ، سکونت گاهی بنا نمود که بایستی پس از کوشک های محقر سردار ایروانی ، بناهای او دومین دور ساختمان سازی در بهارستان بوده باشد .

اعتماد السلطنه از آن جا که نتوانست دیون خود را بپردازد ، پنج دانگ و نیم از این زمین ها را نزد پاشاخان امین الملک گرو گذاشت و پس از فوت ، بین فرزندان او اختلافاتی بر سر مرده ریگ پدر پیش آمد که این اختلافات باعث شد پاشاخان امین الملک اراضی را به میرزا حسین خان سپهسالار قزوینی بفروشد و سپهسالار برخلاف قباله واگذاری پاشاخان ، هر شش دانگ را تصرف کرد ولی با مخالفت ورثه ی حاجب الدوله مواجه شد که اعتراض وارثان به نتیجه نرسید و این امر باعث شده است که برخی از مردم زمین های بهارستان را غصبی بدانند و از برگزاری نماز در مسجد سپهسالار خودداری کنند .

سپهسالار در 1289 هجری قمری بودجه های زیادی برای اجرای طرح های بزرگی بر روی زمین های بهارستان در نظر گرفت و میرزا مهدی خان ممتحن الدوله شقاقی به عنوان طراح و ناظر ساخت استخدام شد .

 


 
شرح زندگانی من
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

شبهای ماه مبارک رمضان را به خصوص در تابستان مردم تا صبح بیدار می ماندند و این کار در تمام طبقات مرسوم بود .

بعضی مشغول عبادت و خواندن دعا و قرآن می شدند و برای درک ثواب هر شب تا صبح بیدار می ماندند .

زمره ای شب ها بیدار می ماندند که صبح ها لامحاله تا نزدیک ظهر بتوانند بخوابند و اثر روزه در آن ها کمتر باشد .

بالاخره دسته ی سومی هم بودند که شب را به قمار صبح می کردند و می گفتند اگر به این سرگرمی مشغول نشوند ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمی روند و روزه برای ان ها مشکل خواهد شد .

این دسته بیشتر اعیان زاده ها بودند ولی روزه را در هر حال می گرفتند و اگر اشخاصی بودند که می خواستند طفره بروند چون حتی در خانه ی خود هم جائی نداشتند که روزه خواری کنند ناچار بودند همرنگ جماعت باشند .

شرح زندگانی من نوشته ی عبداله مستوفی

 


 
دولت کودتا و علمای تشیع
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

به نام خدا

 

پس از کودتای 28 امرداد 1332 خورشیدی و بازگشت محمدرضا پهلوی از ایتالیا به ایران ؛ محمدرضا سعی کرد کاشانی را با خود درگیر نکند لذا سرلشکر باتمانقلیچ رئیس ستاد ارتش را فرستاد تا اگر خواسته ای دارد اجابت کند .

باتمانقلیچ به حضور وی رسید و گفت چه خدمتی از او و ارتش می تواند موجب رضایت آیت الله را فراهم کند ؟

آیت الله کاشانی با تمسخر گفت : بیت المقدس را آزاد کنید .

 

رییس ستاد ارتش با جمله آیت الله زبانش بند آمد و سکوتی حیرت آور او را فراگرفت و سختمات شده بود و بدون خداحافظی محل را ترک کرد .

 

بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران نوشته ی روح الله حسینیان

 

 


 
بزرگی بزرگان
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ
 
ظل الله
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

برخی بر این عقیده اند که پادشاه به واسطه فره ایزدی که او را از جمله ی خلایق متمایز می کند ؛ توسط خداوند برگزیده شده و بر مردمان ، سمت سروری یافته است . نفس نفیس او ظل الله است و حکومتش تقدیر الهی .

مولانا جلال الدین دوانی در کتاب لوامع الاشراق فی مکارم الاخلاق ریشه های این نگرش به سلطنت و شاه را در فرهنگ و تاریخ ایران نمایان می سازد :

رتبه ی سلطنت از جلائل نعم الهی است که از خزانه ی الطاف نامتناهی بعضی از افراد امجاد عباد را ارزانی شده و چه مرتبه به این رسد که حضرت مالک الملوک یکی از خواص عباد خود را در مسند خلافت خاصه و متمکن داشته است پس درجه پادشاهی نبوت است چه نبی واضع شریعت است و پادشاه حامی و حافظ آن .

مبانی اقتدار و سامان سیاسی در ایران معاصر نوشته ی رحیم رئوفت .

 

 


 
حاکمیت بهلول
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

می گویند بهلول سرزده به قصر حاکم کوفه وارد شد و بر مسند حاکم نشست . فراش ها و نگهبان ها ریختند و با چوب و کتک او را از آن مسند مبارک به زیر آوردند .

در این بین حاکم در رسید و بهلول روی به او کرد که :

من چند دقیقه ای بر این مسند تکیه زدم ، این همه عذاب کشیدم ؛ خدا می داند فردا از این بابت بر سر تو چه خواهند آورد ؟!

 

نقل از کتاب هزار و یک حکایت تاریخی نوشته ی محمود حکیمی

 

 

 


 
نوری سعید
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

نوری سعید سیاستمدار پیشین عراق که افکارش به مدت 38 سال بر مقدرات مردم عراق مسلط بود ؛ اگر در حضورش سخن از موضوعی پیش می آمد که راجع به آن اطلاعی نداشت سخت ناراحت می شد ، زیرا عقیده داشت که دنیا به تمامی در حد معلومات او پایان می پذیرد و آنچه او نمی داند در حقیقت وجود ندارد .

 

به نقل از کتاب در خاورمیانه چه گذشت  ؟!

ترجمه ی م . روحانی صفحه ی 11

 

 


 
پادشاه مستبد و ...
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

ناظم السلام کرمانی در کتابش تاریخ بیداری ایرانیان در مورد محمدعلیشاه پادشاه مستبد قاجار چنین می نگارد :

 

اظهار تدین می کرد اما مقید به دین نبود ، خود را مسلمان می دانست ولی به مسجد و معبد توپ بست ، نسبت به سادات اظهار اخلاص می کرد لیکن سید را می کشت و چنانچه مرحوم سید جمال الدین اصفهانی را به دلیل آزادی خواهی حکم قتل داد .