سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

اتحاد نفرت
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: سروش
آنچه عموم ایدئولوژی‌ها از مردم می خواهند این است که 
حول محور نفرت از دشمن متحد شوند، 
نه حول محبت ورزیدن نسبت به اندیشه‌ای خاص. 
آنچه ما در کلام و نظریه ی شریعتی می بینیم محبت است
 اما 
دریغا که پس از او، 
اندیشه ی ایدئولوژیک کردن دین، 
حول محور نفرت تنیده شد 
و آن پیام نیکویی که در کلام او بود به درستی شناخته نشد 
و به راحتی، کاری که سخت تر بود جای خود را به کاری که آسان تر بود داد 
و به جای آن محبتی که دل ها را می ربود، 
نفرتی نشست که دل ها را می رّماند.
نقلی از کتاب از شریعتی نوشته عبدالکریم سروش

 
از شریعتی
ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: سروش
شریعتی توفیق یافت تا کسانی را که فقط با یک منبع آشنا بودند 
با منابع فکری دیگر، آشنا کند
 و به آنها، راه تازه ای برای نظر کردن در دین نشان دهد.
این توفیقات، کارنامه ی او را درخشان کرد و اهمیت او را
چنان بالا برد که امروز هم، هیچکس نمی تواند او را نادیده بگیرد.

نقل از کتاب از شریعتی نوشته عبدالکریم سروش

 
تفسیر اهل درد
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

 

اگر مُعتزله در تفاسیرى چون کشاف زمخشرى، به استخدام آیاتى خاص پرداخته‌اند، اَشاعره نیز در تفاسیرى که بر قرآن داشته‌اند و از آن جمله مفاتیح الغیب امام فخر رازى، از چنین کارى ابایى نداشته‌اند، اینان با داشتن رایى پیشین (یعنى نه اصل مسئله، بلکه جواب مسئله) به سراغ قرآن مى‌رفتند و با خواندن پاسخ خود در قرآن، خشنود باز مى‌گشتند.

تفسیر قرآن را باید اهل درد بگویند و بنویسند، نه اهل راى.

دردمند بودن باعث مى‌شود که قرآن را در پى راى و اندیشه ى خویش نکشانیم، بل خود در پى اندیشه‌ى قرآن ره بِسپُریم و علاج درد را از آن بخواهیم و در آن بجوییم.

اگر کسى به اندیشه‌اى معتقد باشد و بنا را بر آن بگذارد که از اعتقاد خود دست برندارد، چنین شخصى، در مراجعه به قرآن آیاتى را گزینش خواهد کرد که بتواند با آنها عقیده‌اش را موجه نشان دهد.

یک مُعتَزلى یا اَشعَرى معتقد، چون درد خود را درمان کرده است، دیگر در پى درمان، به قرآن رجوع نمى‌کند، بل براى توجیه اعتقاد خود با آن برخورد مى‌کند. او علاج دردش را از طبیبان دیگرى گرفته است و اینک در پى استخدام آیات قرآن است.

هرگونه برخوردى با قرآن که این چنین باشد، (یعنى براى تقویت و توجیه اندیشه و اعتقاد قبلى) تفسیر به راى تلقى مى‌شود.

تفسیر به راى، یک عقیده نیست، بل یک روش است، روشى ناصواب و ممنوع.

شما در هر مذهبى که باشید، چه حق و چه باطل، اگر آیات قرآن را مُتَکلّفانه در استخدام عقیده‌تان در آورید، کار باطلى انجام داده‌اید و به روش ناپسندى دست یازیده‌اید. پارسایان دردمندند و در پى درمان درد به قرآن پناه مى‌برند و قرآن کتاب اهل درد است تا آنها که در جستجوى درمان‌اند در نمانند، نه آنها که داعیه‌ى کیمیاگرى دارند و خاک را به نظر خویش کیمیا مى‌کنند!

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه ى چشمى به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعى

 باشد که از خزانه ى غیبم دوا کنند

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
سفر وجود
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

ما هم اکنون در بهشت و جهنم واقعیم یعنى فاصله مکانى و زمانى با آنها نداریم.

فقط از آنها محجوبیم.

جنین که در شکم مادر هست، در همین دنیا است نه در دنیاى دیگر.

چیزى که هست این دنیا را نمى‌بیند و از آن محجوب است.

ما در این جهان که هستیم در همین حال در جهان آخرتیم و با آن فاصله اى نداریم.

درست حالت جنینى را داریم و فقط باید رفع حجاب شود تا بفهمیم که هیچ فاصله‌اى با آن جهان نداشته‌ایم.

ما به آنجا سفر جسمى و زمانى نمى‌کنیم، این سفر، یک سفر وجودى است.

 

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
شیطان و اهریمن
ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

وضع شیطان در تفکر اسلامى غیر از وضع اهرمن است در تفکر زرتشتى.

در آنجا اهرمن رقیب خداوند است و در برابر او ایستاده است و با او به خصومت مى‌پردازد و کارهاى او را خنثى مى‌کند.

اما در تفکر اسلامى شیطان کارگزار خداوند است.

جزیى از هستى است و بخشى از برنامه‌ى خداوند در تدبیر این عالم است.

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
قناعت
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

قناعت امرى است که نه تنها آرامشِ درون و عزّتِ روان براى خود آدمى به ارمغان مى‌آورد، بلکه دیگران را هم نیز از مددکاری‌هاى وى بهره‌مند مى‌سازد. 
برکتِ دیگر قناعت، برکت یافتنِ عمر و دور ماندن از معاصى است. شخصِ قانع که عمرش را در فزون خواهى و لجاج و مسابقه با دیگران سپرى نمى‌کند، سرمایه‌ى حیاتش مصون‌تر و سودبخش‌تر خواهد شد و از اوقات خویش بهره‌ى بیشتر خواهد برد. 
عمر آن نیست که در نزاع و فزون‌طلبى و سبقت‌جویى به سر رود، عمر آن است که در قُرب حق سپرى شود:
عُمرِ خوش در قُرب جان پروردن است || عمر زاغ از بهر سرگین خوردن است
عُمر و مرگ این هر دو با حق خوش بود || بى خدا آب حیات آتش بود
همچنین است دورى از معاصى. 
فزون طلبْ در ورطه‌ى شُبهه خوارى و حَرام مى افتد و قانعْ دامنش از آن پاک است. 
نیز از برکاتِ دیگر آن کم شدن دشمنی‌هاست که فرزند نزاع است. شخصِ قانع نه حسرت کسى را مى‌خورد و نه با کسى به خاطر حطام دنیا درمى افتد. اگر هم غمى دارد غمِ خفتگانى است که خواب در چشمِ تَرش مى‌شکنند. غمِ فزون خواهانى است که همه چیز به دست مى‌آورند اما عمرِ عزیز و فراغِ خاطر را فداى آن مى‌کنند. برکتِ دیگر قناعت، کمتر محتاجِ خلق شدن و کمتر باج دادن است.
پارسایان – عبدالکریم سروش


 
فرار از شر
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

 

آدمى براى آنکه دیگران از شرش مصون و مامون باشند، دو راه مى‌تواند برگزیند:

اول آنکه خود را چنان تربیت کند که دست و پا و زبان و فکر و چشم و گوشش در تسخیر و فرمان او درآیند و بى رخصت او نجنبند

و دوم آنکه اگر هنوز به این درجه از تهذیب و تادیب نرسیده است، لااقل خویشتن را در معرض قدرت و امکانات فراخ قرار ندهد و همچون زنگى مست شمشیر به دست نگیرد.

 

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
کلام خدا
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

 

فرق است بین کسى که تماشاگر سخن گفتن دو کس است، با کسى که مخاطب گوینده است. مشارکت ما در تلاوت قرآن، ابتدا مشارکتى تماشاگرانه است، یعنى بازیگران صحنه دیگران‌اند و ما به تماشا دعوت شده‌ایم. این نحوه از مشارکت مى‌تواند ارتقا یابد و به مشارکتى بازیگرانه تبدیل شود. یعنى به جایى برسد که ما احساس کنیم، مخاطب مستقیم کلام خداوند هستیم و اینجاست که بهره‌اى دیگر مى بریم و لذتى دیگر، از مرتبه‌اى والاتر

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
عالم خاشع
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

عالم بودن مشروط به این شرط است که شخص اهل خشیت هم باشد.

انباشتن علم بدون تحصیل اوصاف دیگر، مطلوب اسلام نیست.

شخص عالم همان طور که دغدغه و وسواس آموختن و اندوختن علم را دارد،

باید وسواس و دغدغه ى اندوختن اوصاف دیگرى مثل حلم و صمت را هم داشته باشد.

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
نسبت شیطان با آدمى
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

نسبت شیطان با آدمى چیست؟ آنچنان که قرآن به ما مى آموزد این نسبت، در حد دعوت است و شیطان هیچ گاه انسان‌ها را به اجبار به سویى نمى کشاند، او تنها دعوت مى کند و آدمى که مخاطب دو دعوت خدا و شیطان است یکى را برمى گزیند. وقتى که در قیامت عده‌اى شیطان را به دلیل اضلالش ملامت مى کنند شیطان با آنها محاجه مى کند و مى گوید:

و قال الشیطان لما قضى الامر ان الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فاخلفتکم و ما کان لى علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لى فلا تلومونى و لوموا انفسکم... (ابراهیم،22)

آن هنگام که کار به انجام رسید، شیطان گفت: خداوند شما را وعده‌ى حق داد و من نیز وعده‌اى دادم و سپس خلف وعده کردم. و مرا بر شما هیچ سلطه‌اى نبود جز آنکه شما را دعوت کردم و شما مرا اجابت کردید، پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید...

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
در چشم مردم
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

اگر زندگى عُرفى را زندگى متعادل و متعارف بنامیم،

پارسایان در چشم مردم،

آدمیانى غیرمتعادل و غیرمتعارف به نظر خواهند رسید.

آنان به خاطر اِهتِمامى که نسبت به تهذیب نَفْس دارند و هدف دیگرى که در زندگى دنبال مى‌کنند،

مردم آنان را چون خود نمى‌بینند و نمى‌یابند.

پاره‌اى از امور حَقیر نزد آنان والاست و پاره‌اى از امور والا نزد ایشان حقیر.

بدن آنان در زمین و در میان مردم است ولى روح و فکر آنان در جایى دیگر.

گویى از جهانى دیگر و از مقامى رفیع‌تر به این جهان نظر مى‌افکنند.

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
بردوباخت
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

اگر آدمیان در این دنیا از اختلاف، معناى رقابت در بازى را بفهمند و این بازى را هم قائم به برد و باخت و پیروزى و شکست و بلکه عین آنها بدانند و شکست را هم همان قدر لازمه‌ى بازى بدانند که برنده شدن را و فکرِ برنده شدنِ بیرون از بازى را از سر بیرون کنند، اختلافشان عینِ رحمت خواهد بود.

در این دنیا ما بیشترین لطمه را از ناحیه‌ى کسانى مى‌خوریم که مى‌خواهند بازى نباشد اما آنها را برنده اعلام کنند.

مشکل کار با اینهاست. اینان‌اند که بازى را به جَنگ بدل مى‌کنند و وجود رقیب را برنمى‌تابند و به حذف او فتوا مى‌دهند.

و الا اگر همه وارد بازى شوند و قبول داشته باشند که بردن فقط در داخل بازى میسر است نه در بیرون و در بازى هم فقط بردن رُخ نمى‌دهد، بلکه باختن هم وجود دارد و وجودِ رقیب براى بقاىِ بازى لزوم و اهمیت دارد و حذف او عینِ حذف بازى است، دیگر هیچ اشکالى پیش نمى‌‌آید، زیرا

اولاً آن تسامحِ لازم براى همنشینى با دیگران و خود را در عرضِ هَمِگان پنداشتن به خوبى حاصل مى‌شود

و ثانیاً آدمى به جاى اینکه براى روشن نمودنِ خویش از خاموش کردنِ دیگران استفاده کند، روشنایىِ دیگران را که مى‌بیند، فتیله‌ى استعدادهاى خود را بالاتر مى‌کشد تا بتواند در میدانِ رقابت دوام بیشتر بیاورد

و آخر اینکه از بازى بَهره مى‌برد نه زیان.

قطعاً یکى از دلایل پیدایش دیکتاتورى آن است که حاکمان نمى‌خواهند با مَردم وارد بازى شوند و در این گفت و شنود و تواصى به حق و تواصى به صبر با هم پیش بروند.

مى‌خواهند آنان گوینده و دیگران شِنونده باشند.

این عین بازى نکردن است و همان اِختلافِ غیرِمَمدوح و نزاعِ مَذمومى است که باید از میان برداشته شود.

یک دیکتاتور همیشه با جامعه‌ىِ خود نزاع دارد و هیچ وقت حاضر به بازى دوستانه با آنان نیست، بلکه همیشه مى‌خواهد بیرون از بازى برنده اعلام شود. همه‌ى کسانى که چنین اند دیکتاتورند. و همه‌ى دیکتاتورها چنین اند.

دولت و ملت، حاکم و رَعیّت، اگر دو سوى یک بازى بودند، سعادت نصیب هر دو است، وگرنه به جاى آن جَنگ و شقاوت خواهد نشست.

عدالت هم در این بازى پیدا مى‌شود. عدل آن نیست که حاکم آن را در جامعه بَسط دهد یا بدان اعطا کند. عَدل لازمه‌ى رعایتِ قواعدِ بازى است. اگر اختلاف با توصیه به حق و توصیه به صبر همراه شود نه تنها مذموم نیست که مَمدوح است و اتفاقاً تمرین نیکویى براى خودسازى نیز هست. توصیه به حق و توصیه به صبر یعنى با دیگران وارد بازى شدن و دیگران را نیز هم‌عَرضِ خود دیدن. کسى که خود را برتر از حَق مى‌شُمارد، هرگز خویش را محتاج به توصیه‌ى دیگران نمى‌بیند. اما در بازى، همسرى و همنشینى است، همه مى‌گویند و همه مى‌شنوند و همه همدیگر را تکمیل و تصحیح مى‌کنند. هیچ کس فوق تَعدیل و تَصحیح نیست.

اوصاف پارسایان – عبدالکریم سروش


 
غزالی و مولوی
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

بر وعّاظ بانگ زد که ریاکارانه سخن از ذمّ ریا می‌گیوند و بی‌بهره از اخلاص درباره ی اخلاص داد سخن می‌دهند و به سجع و وزن اشتغال می‌ورزند تا کلامشان گوش‌نواز و دلربا گردد و ابیاتی در فراق و وصال می‌خوانند تا مخاطبان را به وجد و نشاط آورند و سخنان شبه ناک و شطح و طامات صوفیان را بر زبان می‌آورند تا به تصوّف تظاهر کنند.

مردم را نه به خدا که به خویش دعوت می‌کنند. از انس به حق دم می‌زنند، اما لحظه‌ای خلوت را تحمّل نمی‌کنند.

از آفات شهرت سخن می‌گویند، اما بی‌اعتنایی مردم و قلّت مریدان را برنمی‌تابند و خود دلباخته‌ی اقبال و تکریم خلایقند.

داروها را خوب می شناسند و می‌ستایند، اما مرهمی بر زخم‌های نهان روان خویش نمی‌نهند.

ایشان شیاطین انس و ابلیسان آدمی روی و آدمی‌خوارند که نَفَس‌های زهر بارشان، چون باد خزان در نهال مطّرای روح، آتش مرگ می‌افکند.

از مقاله غزالی و مولوی – عبدالکریم سروش


 
بانگ صالحان
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

دو بانگ همواره در جهان بلند بوده است:

یک بانگ، بانگ صالحان و رسولان خداوند

و بانگ دیگر، بانگ اشقیا و ناپاکان.

مهم این است که اینها بانگ‌اند نه تازیانه و نه زنجیر.

نه به جبر مى رانند و نه به جبر مى بندند. کارشان دلربایى است. تا دل، ربوده‌ى کدام شود.

وجود این دو دعوت، زمینه ساز اختیار بشر است.

از جهان دو بانگ مى آید به ضِد

تا کدامین را تو باشى مُسْتَعِد

آن یکى بانگش نشور اَتقیا

وان یکى بانگش فریب اَشقیا

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
مدح
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

یکى از عواملى که بیشترین نقش را در تبهکار شدن جباران تاریخ داشته است، عامل تملق و چاپلوسى است.

ظرفیت خودفریبى در انسان، بى‌نهایت است. وقتى که انسان خودش را فریب داد آمادگى آن را هم خواهد داشت که فریب دیگران را نیز (در مورد خودش) بخورد.

رواج مداحى، رواج نفاق است

و هر کس که دوستدار چنین وضعیتى شد شخصیت فرعونى و هویت منافق دارد

و اولین گام براى فرو افتادن در چاه ظلمت نفاق، پذیرش و پسند صفات منافقان است.

اگر از نفاق متنفر نشدیم و آن را در دیگران پسندیدیم یعنى از مداحى شان استقبال کردیم، آماده شده‌ایم تا خود، منافق شویم و تن به این چرکابه بشوییم و دل به افسونش بسپاریم.

پارسایان خودشناس‌اند.

چون خودشناس‌اند حسابگر و مراقب اند.

این است که خود را متهم مى‌کنند تا از کاستی‌ها غافل نمانند.

و کدام زیان از این بالاتر که زبان پلید مداحان دل پالوده ى پارسایان را آلوده سازد؟

 

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
ایثارگر
ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

 به راستى چه کسى مى‌تواند انفاق کند؟

نکته‌ى مهمى که باید بدان توجه کرد آن است که تمکن مالى به تنهایى توانایى انفاق به انسان نمى‌بخشد

بلکه آنچه آدمى را بر انفاق کردن سخى مى‌کند قناعت است.

تنها کسى مى‌تواند بى دریغ و دریاصفت همه را از وجود خویش بهره‌مند کند و دریاصفت به نزدیکان گوهر ببخشد و بر دوران باران ببارد که

ابتدا به کمکِ قناعت ترک بسیارى از زوائد زندگى برایش میسر شده باشد.

انسان اگر قانع شد مى‌تواند مُنفق هم باشد و الا به جاى ایثار، استیثار خواهد کرد.

مومن کسى است که به خیر او امید برود (الخیر منه مامول) و اگر کسى از او استمداد کرد به کمک بیاید

و این میسر نمى‌شود جز از کسانى که در سایه‌ى درخت قناعت نشسته اند.

اوصاف پارسایان – عبدالکریم سروش


 
دوستان حقیقی
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

قرآن به ما مى‌آموزد که:

الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین (زخرف، 67)

دوستان در روز قیامت با هم دشمن‌اند مگر متقین.

دوستى ورزیدن‌هاىِ پارسایانه چنان پایدارند که تا عرصه‌ىِ مَحشَر هم کِشیده مى‌شوند و به بِهشت هم مى‌رسند.

سایر دوستی‌ها، به حقیقتْ دشمنى است.

و به همین سببْ اهلِ جهنمْ همه در تَخاصُم‌اند.

تحریفى و خیانتى از این بالاتر نیست که آدمى بر «سوارى گرفتن از دیگران» نام دوستى بنهد.

دوستى، هَمدِلى و مَحرَمى است.

مداحان، که در دل بر آدمى مى‌خندند و به زبان ستایش او مى‌گویند، نه دوست که دشمن‌اند:

غیرتم نایَد که پیشت بایستَند || بر تو مى خَندند عاشق نیستند

 

اوصاف پارسایان – عبدالکریم سروش