سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

حقیقت
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

حقیقت آدم رو آزاد میکنه!

نقل از فیلم کلمات 2012/The words 


 
عشق و احترام
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

هرچه انسان در جامعه احترام بیشتری داشته باشد، روی شکل گیری رابطه ی عاشقانه هم تاثیر دارد.

بین ضعف و قدرت با عشق و همین طور فقط و ثروت با عشق رابطه وجود دارد.

در جامعه ای که فقر و فاصله ی طبقاتی کم است، پول حاکمیت بلامنازع ندارد، جامعه فر هنگی تر می شود، پای بندی به عهد و پیمان که نتیجه ی یک رابطه ی عاشقانه است، ترویج و پشتیبانی می شود.

از گفتگوی هدی ایزدی با علیرضا داودنژاد – مجله فیلم شماره 474


 
در جستجوی خوشبختی
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

اگه آرزویی داری باید سعی کنی بهش برسی!

اشخاصی که نمی تونن خودشون کاری انجام بدن بهت میگن تو هم نمی تونی!

 براش تلاش کن!

ویل اسمیت در جستجوی خوشبختی (The Pursuit of Happyness  - 2006)


 
طبقه ی هساث
ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

در شرایط سخت و پر تنش امروزی خیلی از مردم با خودشان فکر می‌کنند که فلانی فوت کرد، راحت شد و به آرامش رسید.

آرامشی که حتی شاید حسرتش را هم بخوریم!

از گفتگوی شاهین شجری کهن با کمال تبریزی (کارگردان فیلم طبقه ی هساث) منتشر شده در شماره 472 - نوروز 1393 مجله فیلم

 


 
سگ را بجنبان
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

-          نظرت چیه رئیس جمهور برنده جایزه صلح نوبل بشه؟

...

   چون اون برای ما صلح آورده!

-          ولی آخه جنگی تو کار نبوده؟

-          خوب این طوری کارش سخت تر بود.

 

  • دیالوگ داستین هافمن (Stanley motss) با رابرت دنیرو (Conrad brean) در فیلم سگ را بجنبان (Wag The Dog  - 1997)

 
رکن پنجم
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 تعهد واقعی به وفاداری نیاز داره...

 

The Fifth Estate - 2013


 
دایره بسته
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

                      

 

قانون به یه مردِ بی نقص نیاز داره!

Closed Circuit  - 2013

 


 
نبراسکا
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

-          چطور شد که تو با مامان ازدواج کردی؟

-          اون خودش دلش می خواست.

-          تو نمیخواستی اونوقت؟

-          منم گفتم: به درک!

 

              Nebraska  - 2013

                                                                                                                                     


 
ترس یا وحشت
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

-          سونیا! تو از مردن میترسی؟

-          ترسیدن کلمه‌ی اشتباهیه، ازش وحشت دارم!

 

Sonja, are you scared of dying

Scared is the wrong word،I'm frightened of it

 

 

وودی آلن و دایان کیتون در فیلم عشق و مرگ - 1975


 
عشق و مرگ
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

-          بخاطر بچه‌هامون.

بوریس:ما که بچه نداریم!

-          بخاطر پدر و مادرامون.

بوریس: اونا هم بچه ندارن٫

 

 - For our children

- We don't have any

- For our parents

- They don't have children

وودی آلن و دایان کیتون در فیلم عشق و مرگ - 1975


 
ساعت ها
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون
- یه نفر باید بمیره برای اینکه بقیه قدر زندگی رو بدونند؟
نیکول کیدمن به نقش ویرجیانا ولف در ساعت ها 2002

 
شکست
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

علی موسیو: گاهی وقتا لازمه که به طور موقت آدم یک شکست رو قبول بکنه.

ستارخان: گاهی وقت ها هم بعد از یک شکست، آدم نمی تونه رو پاش واسه!

ستارخان – علی حاتمی


 
وودی آلن
ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

-          دوست دختر داری؟

-          نه، من عاشق کسی هستم که با یکی دیگه ازدواج کرده

اونم عاشق یکی دیگه‌ست که اونم ازدواج کرده

و خلاصه خیلی وضعیت داغونیه

 You got a sweetheart

 No. I'm in love with a girl. She's married

She's in love with someone and he's

married. It's a real healthy situation

 

وودی آلن و دایان کیتون در فیلم عشق و مرگ - 1975


 
حقیقت
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

-          تو زن داری?

-          نه، زن ندارم.

-          پس هیچوقت نمی فهمی که گفتن حقیقت به زن آدم چقدر سخته!

Man on Fire  2004 

 


 
صلح
ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

-          طرفدار صلح نیستی؟

-          زیاد آسون نیست که طرفدار چیزی باشم که هیچی در موردش نمیدونم!

 

نقل از فیلم یک مشت دلار 1964

 


 
عشق برتر
ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

عشق هیچ کسی، بزرگتر از عشق کسانی که زندگی خودشان را

برای دوستانشان فدا می کنند نیست.

نقل از فیلم روزهای آخر زندگی سوفیا شول Sophie Scholl - Die letzten Tage 


 
زندگی
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

نمیخوام زنده بمونم،

می خوام زندگی کنم.

 

از فیلم دوازده سال بردگی 


 
جاذبه
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 خب، طوری که من می‌بینم

فقط دو تا نتیجه‌ی احتمالی در کاره:

یا صحیح و سالم می‌رسم زمین

و اونوقت یه داستان خفن برای گفتن دارم

یا

اینکه تا 10 دقیقه دیگه کباب میشم.

در هر صورت، به هر حال

آب از آب تکون نمی‌خوره!

از فیلم جاذبه 2013


 
ای حرمت...
ساعت ٤:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

داروغه: من شما رو وقتی از قفقاز اومدین دیدم، گفتن واسه صحن حضرت رضا می خوان برق بِکِشنو یه مهندس مسلمون خواستن.

...

حیدر عمو اوغلو: صحن حضرت بدون برق روشنه. مردمو باید روشن کرد.

ستارخان – علی حاتمی


 
آزادی بیان
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

جواب حمزه در برابر ابوجهل وقتی که تهمت دروغگویی به پیامبر اسلام زده شد:

 

- دروغگو؟ تو حتی نمی ذاری اون حرف بزنه

دروغ کجاست، حقیقت کجاست؟

وقتی شما نمی ذارید حرفش رو بزنه!

 

از فیلم الرساله معروف به محمد رسول اله ساخته هنرمند فقید مصطفی عقاد

 


 
قصه ها تکرار می شوند
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

قصه ها تکرار می شوند...

به نظرم آدم علاقه مند به سینما باید فیلم های تاریخ سینما را حتماَ با توالی درست ببیند...

نسل ما نسل شتاب و عجله است. نسلی است که فکر می کند اگر فیلم های اسکار و کن امسال را نبیند از همکلاسی ها، همکاران و دوستانش عقب است اما کمتر از بابت ندیدن فیلم های تاریخ سینما شرمنده است و با عباراتی چون "از فیلم سیاه و سفید خوشم نمی آید" و "بگذار بلو-ری اش بیاید بعداَ" سر و ته قضیه را هم می آورد. غافل از این که بالاخره یک جایی لو میرود و کم می آورد...

سمیه قاضی زاده - مجله فیلم، شماره 464


 
سه روز کندور
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

شماها فکر میکنین که اگه دروغ هاتون برملا نشه

مثل این میمونه که دارید حقیقت رو میگید؟

 

 

 

سه روز کندور  ساخته سیدنی پولاک


 
توطئه فامیلی
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

- کی آشپزی میکرد ؟

- اون زنه

 -چرا ؟

- چون یه مرد دوست نداره به خودش زحمت بده از اینجور کارها انجام بده...

 

از فیلم توطئه فامیلی آخرین اثر آلفرد هیچکاک


 
کار، ترافیک و جوراب
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

  اولین مورد در لیست مواردی که آمریکایی‌ها از اون تنفر دارند:

کار

دومیش ترافیکه

و سومیش گم کردن جوراب.

دیالوگی از فیلم  Stranger Than Fiction 2006


 
همه دان ها و هیچ ندان ها
ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

این جا سرزمین دانایان است، همه از همه چیز آگاهند و اعتراف به ندانستن نکته ای از عالم هستی، نشانی از بی خردی محض. پس ما همه، همه چیز را می دانیم و تصویرش می کنیم و غرق در توهم های خویشیم.

نقل از مقاله خواندنی همه دان ها و هیچ ندان ها/چه کسی صلاحیت اظهارنظر دارد؟ به قلم ملک منصور اقصی، مجله فیلم، شماره 461


 
مشروطیت
ساعت ٢:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

حیدر عمو اوغلو: : [مشروطه] یعنی اینکه مردم اختیارشون دستِ خودشون باشه.

...

ستارخان: [مردم] باید به یه چیزی دل خوش کنن. اونا یاد گرفت دخیل ببندن، حالا این درخت نشد، یه درخت دیگه. حالا این آبادی نشد، یه آبادی دیگه. باهاس شیکمشونو سیر کرد، اینا همش حرفِ مُفته!

ستارخان – علی حاتمی


 
صبر
ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

علی موسیو: باید صبر کنید، وقتی میوه رسید، خودش از درخت میفته!

ستارخان: ولی خدا به آدم دست داده که میوه رو از درخت بچینه، خیلی وقتا میوه خشک میشه و به درخت می مونه!

دیالوگی از فیلم ستارخان ساخته زنده یاد علی حاتمی


 
آشفتگی و نظم
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ادبیات ،سینما و تلویزیون

شخصیت هلمز مثل بیمارات اسکیزوفرنیک یا مبتلایان به عارضه ی شیدایی - افسردگی می تواند با کمترین فاصله ی ممکن، بین قطب های کاملا متضادی از نهایت شور و شوق و بی انگیزگی و سکون مطلق و پر حرفی توقف ناپذیر و سکوتی چند روزه و ممتد در نوسان باشد...

برخلاف پوآرو، هلمز یکی از بی مبالات ترین و شلخته ترین انسان های دنیاست اما در بطن همان چیزی که در نگاه دیگران، آشفتگی محض می نماید هم نظمی دقیق و کمابیش ناممکن را برقرار کرده و به همین دلیل بارها در برابر چشمان حیرت زده ی دیگران، با شیرجه ای جانانه به میان تل کاغذهای پخشو پلا در اتاقش بلافاصله و خیلی راحت دقیقا همان کاغذی را که می خواسته، پیدا می کند!

نقل از شماره 442 مجله وزین فیلم



 
بازی با آتش
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

- ما قوی هستیم و آزاد از استبداد،

تا زمانی که هریک از ما وظیفه شهروندی خود را به یاد داشته باشد.

خواه یک دست انداز در انتهای خیابان و یا یک دروغ در دولت!

بلند صحبت کنید و آن سوالات رو بپرسید، حقیقت را بخواهید.

دموکراسی یک سواری مجانی نیست!

 

مونولوگی از  فیلم آتش بازی محصول 2010 با بازی شان پن


 
طرفداری
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

یک وقتی باید مشخص کنی طرف کی هستی

وگرنه بی شخصیتی!

 

منولوگی از فیلم دیدنی زندگی دیگران 2006


 
انتقاد
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

- زندگی بدون نقد ناگهان می پوسد!

از گفتگوی حامد بهداد منتشر شده در ماهنامه وزین فیلم شماره 444 تیرماه 1391


 
درسی برای تمام فصول
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

وقتی یک مرد سوگند یاد میکنه؛ وجدانش رو در دستهاش گرفته مثل آب،

و اگر دستش رو باز کنه امیدی نیست که وجدانش رو دوباره بدست بیاره!

...

اگر در جامعه ای زندگی می کردیم که پرهیزگاری و قناعت یک فضیلت محسوب میشد و حرص و آز عیب؛ مطمئناً مشکلی نداشتیم،

ولی حالا که می بینیم آز، خشم، تکبر و حماقت به وفور بیشتر از عدالت، سخاوت، درستی و ایمان رایج هست باید استوارتر بایستیم و از هیچ چیزی نترسیم!

منولوگی از زبان سر ریچارد مور در فیلم سینمایی مردی برای تمام فصول شاهکار دیدنی فرد زینه مان


 
اسکار مجازی
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

فرهنگ اَخِ غربی امروز وقتی می‌خواهد از هنرمَندش انتقاد کند یا حتی به او دشنام بدهد، این انتقاد یا دشنام را با یک جایزه همراه می‌کند (تَمِشکِ طلایی، گیرم سیاست‌هایی هم پشتش باشد).

برعکس، فرهنگ بَه‌بَهِ شرقیِ ما، که به رَواداری هم شُهرِه است، جایزه‌های هنرمندان خود را با یک دنیا تهدید و انتقاد و دشنام همراه می‌کند.

 

از مقاله اُسکار مَجازی، نوشته حسن ملکی

منتشر شده در شماره 442 ماهنامه وزین فیلم.


 
موثرین تاریخ
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

رسم زمانه بر این است که تاریخ با همه­ی اوج و افتش خود را به آدمی تحمیل کند و می کند.

اما هستند مردمانی که با درایت و ذکاوت خود را به تاریخ تحمیل می­کنند،

این نوادر چه خوب باشند، چه نباشند؛ تاثیر خوبی بر نسل­های آینده می­گذارند!

 

از دیالوگ­های زنده­یاد مهدی فتحی بازیگر نقش عمروعاص در مجموعه تلویزیونی امام علی علیه­السلام  ساخته­ی فاخر داوود میرباقری


 
چوپان خوب
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

... وقتی به دوستان چیزی رو که می دونستی درست نیست گفتی و می دونی که اگه اونا بفهمن دیگه دوستت نخواهند داشت!

... اگه به دوستات دروغ بگی، اونا بهت اعتماد نمی کنن؛

و تو هیچ چیز نخواهی داشت؛

و تو هرگز در امان نخواهی بود!

 

مونولوگی از فیلم چوپان خوب (The Good Shepherd 2006)


 
درباره انسانیت
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

... آقای فرهادی خیلی نگران بود که اگر آدم‌ها اسم مرا در تیتراژ اول ببینند، با توجه به اینکه موضوع طوری پیش می‌رود که همه‌ی بازیگران در اولین سکانس فیلم معرفی می‌شوند و دیده می‌شوند، همه میگوند پس او کو؟ ... این ترسی بود که کاملا در مورد آن به آقای فرهادی حق می‌دادم اما در عین حال او خیلی آدم اخلاقی‌ای است، مثلا می‌گفت در تیتراژ اول که خیلی تیتراژ مهمی است نمی‌شود اسم تو را نزنیم ... مسلم است که بودن در تیتراژ اول فیلم فرهادی برای من خیلی مهم بود ولی هیچ پیشنهادی بابت این‌که اسمم در تیتراژ آخر چطوری بیاید ندادم و فقط سعی کردم در خدمت فیلم کارم را انجام دهم ...

من اولین بار وقتی در سینما آن لحظه را دیدم که ته فیلم آمد "و صابر ابر..."  برای خودم این طور بود که خیلی دوستش داشتم ولی غافل‌گیری بیشتر از دوست داشتن بود.

من فکر می‌کنم آدم‌ها خودشان فردای‌شان را مشخص می‌کنند یعنی اصلا چیزی نیست که تو در آن بی‌تاثیر باشی. قطعا تاثیر داری.

حتما جنس برخورد من، رفتاری که با آقای فرهادی داشتم، گپی که در مورد این موضوع زدیم و درکی که داشتم موثر بوده. شاید می‌توانستم حتی این حرف را بزنم که در تیتراژ اول اسمم بیاید، حالا عده‌ای می‌فهمند، عده‌ای نمی‌فهمند ولی فکر می‌کنم مهم‌ترین و بزرگ‌ترین ویژگی بازیگر {هر انسانی} باید این باشد که اصلا یادش نرود کی و چی بوده و چی هست. وقتی من یادم نرود که کی بودم، حتما حواسم هست که چطور برخورد کنم!

 

از گفت و گوی صابر ابر با امیر پوریا در ماهنامه وزین فیلم شماره 430، شهریورماه 1390


 
حس ششم
ساعت ٥:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

دروغ چرا؟ من هم مثل خیلی از همکاران دیگرم از این که درباره پگاه آهنگرانی مطلبی بخواهم بنویسم می ترسم. از این می ترسم که مبادا شبهه پیش آید که دارم به فضای امنیتی کشور خدشه وارد می آورم و اجر برادران زحمتکشی را که در این ساحت فعالیت می کنند نادیده می انگارم؛ و خب پیامد چنین برداشتی قاعدتا جالب نخواهد بود.

...

اما اجازه دهید به فضای پیرامون اعتماد و اطمینان داشته باشیم و دغدغه سینمایی و فرهنگی خود را فارغ از برداشت اشتباه بالا ابراز کنیم. اگر خانم آهنگرانی و هر کس دیگری جرمی امنیتی و خلاف مصالح مملکت مان داشته باشد که هیچ انسان عاقلی از این عملکردش دفاع نخواهد کرد. اما موضوع در حال حاضر در غبار ناشی از گمانه زنی هایی نااستوار واقع شده است که بخشی از فضای فرهنگی و سینمایی کنونی را به هر حال دغدغه مند ساخته است. برخی می گویند موضوع به مستند ده نمکی ها و نگاه انتقادی ای که سازنده در آن به آقای ده نمکی و سری فیلم های اخراجی هایش انداخته است برمی گردد. اما این حدس چندان پذیرفتنی نیست. نه ده نمکی خط قرمز این نظام است و نه رویکرد آهنگرانی در آن مستند شدت و حدت داشته است و اتفاقا برعکس، لحنی ملایم و بی شیله پیله بر کلیت اثر حاکم است. برخی بر این پندارند که فعالیت های دو سال و اندی قبل  انتخاباتی و پساانتخاباتی آهنگرانی در این ماجرا دخیل است. این پندار هم چندان درست نمی نماید؛ چه آن که در این صورت می بایست دست کم 13-14 میلیون شهروند این مملکت که به یکی دو تا از نامزدهای آن مقطع سمپاتی داشتند و دچار سوالاتی شده بودند، سرنوشتی مشابه این بازیگر الآن می داشتند. برخی هم ماجرای تصمیم آهنگرانی به خبرنگاری برای یکی از آژانس های خبری خارجی را در مورد فوتبال زنان مطرح می کنند. اگر این کار خلاف قانون است، قاعدتا مراتب کیفری و جزایی اش هم مشخص است و نمی دانم؛ از جریمه مالی گرفته تا هر چیز منطقی دیگر ، نتیجه آن می تواند باشد. برخی هم به شکلی بدبینانه دارند به این موضوع می نگرند و آن را یک جور زهرچشم می انگارند که برای به دست آمدن حساب کار برای برخی که از گلیم خود پا را فراتر می نهند گرفته می شود. یک حدس دیگر هم هست: خانم آهنگرانی متهم به امری جدا از همه موارد فوق است که لابد فعلا صلاح نیست مطرح شود.

در مسیر این حدس های پنج گانه بالا، آن چه دغدغه اهل فرهنگ و سینما را شکل می دهد، همین بلاتکلیفی ماجرا است. این بلاتکلیفی به مثابه آینه ای است که هر سینماگری را با انعکاس تصویر درون آن در مقابل خود حس مطلوبی نخواهد داشت. بماند از این که بازتاب این شمایل در فضای بیرون از جامعه ایران هم خوشایند نیست. خانم آهنگرانی اگر خلافی کرده، بر اساس قوانین کم و بیش فراگیر سیستم قضایی ما، جریمه اش هم باید مشخص باشد. گردن همه ما شهروندان این نظام در مقابل قانون از مو هم باریک تر است و به دوستانی که در مقابل متخلفان از قانون حساسیت نشان می دهند حبذا خواهیم گفت. منتها این سکوت و بی خبری و تعلیق، رویه ای هم سنخ با معادلات یادشده نمی نماید. شخصا امیدوارم و آرزومندم به زودی این ماجرا حل شود و مشخص شود که موضوع صرفا حاصل یک سوء تفاهم بوده: حدس ششم.  

نوشته ای از آقای مهرزاد دانش


 
سیلی زندگی
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

...معتقدم زندگی درست در جایی که باورهای آدم به بالاترین حدش رسیده،

سیلی محکمی می‌ زند که سرخی اش تا مدت ها روی گونه می ماند.

 

به نقل از گفت و گوی آرامه اعتمادی با خانم هنگامه قاضیانی

در  شماره 427 ، خرداد 1390 ماهنامه وزین فیلم


 
دوست و دشمن
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

- یه دوست در واقع یک دشمن که هنوز حمله نکرده!

 

دیالوگی از انیمیشن The Penguins of Madagascar


 
سکوت عقل
ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

-          شبلی (جمشید مشایخی)مگه میشه بی­عدالتی رو دید و حرفی نزد؟

-          سعدی (رضا کیانیان)بله میشه! سکوت همیشه علامت رضا نیست؛ بعضی اوقات علامت عقله.

 

دیالوگی از فیلم یک بوس کوچولو به کارگردانی بهمن فرمان­آرا

 


 
انتظار
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

-          درست است که متعلق به هیچ­کجا نیستند اما ایرانی هستند؛ گوش دارند و دهان به دهان حرف­هایی به گوش­شان می­سد، اهل اوهام و خرافه هم هستد، یک­مرتبه می­بینی از یک شخصی چنان موجودی می­سازند که در تمام ربع مسکون نظیر ندارد. عالم و آدمی را مالک است؛ حکم بر باد می­کند و لسان پرنده و چرنده را می­داند. خودشان در روی زمین راه می­روند اما دنیایی را که می­بینند تعلق به زمین ندارد. خاکش از جنس خواب است. یک شخصی هم که به آنها وعده و وعید بدهد آن­هم از جنس خاک نیست، هزار دست دارد و روی زمین راه نمی­رود و به از ما بهتران متصل است.

-          این ایران است ؟

-          خاطر مهر مظاهر همایونی بهتر می­داند سفر در ایران به ظاهر گذشتن از آب و کویر و جنگل و در و دشت است اما در باطن گذشتن از سرداب­ها و تالاب­هاست.

-          پس ما هیچ­وقت آن­طور که هستیم به نظر نمی­آییم.

-          همین­طور است همیشه یک گل­مولایی برای خود می­تراشند مقام الوهیت و حتی نعوذبالله ربوبیت پیدا می­کند!

-          آن یک نفر کیست؟

-          هر کسی می­تواند باشد آنها به کسی اقتدا نمی­کنند مگر این­که از جنس خاک نباشد.

-          ما که از جنس خاک هستیم چه؟

-          جسارت است تا آنجا پیش می­روند که شما را غاصب می­دانند.

-          ولی تاریخ از شاهان به اسم  و رسم حرف شده!

-          بله، آنها هم که در مقابل سلطنت بالا می­آیند اسم و رسم دارند حتی از جنس خاک هم هستند اما مردم این دو را از هم جدا می­کنند.

...

-          اگر همه­ی آنها که داعیه دارند از بین بروند آن­وقت دیگر چه کسی می­ماند تا مردم پنهانی او را بزرگ کنند؟

-          به تعویق می­افتد در انتظار می­نشینند.

-          پس این امری است که در آنها از بین رفتنی نیست؛ عجب ملتی!!

-          همیشه باید در حالت تعویق باشد کسی حی و حاضر موجود نباشد تا در شخص او این ماده را ببیند!

 

دیالوگ ناصرالدین شاه قاجار با میرزا آقاخان نوری در سریال تاریخی امیر کبیر به کارگردانی سعید نیک­پور و نقش آفرینی ایرج راد و محمد مطیع.


 
طهران
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

به فکر قوس نان بودم، نه قرص نان!

                       گرچه در دایره چرخ فلک به نقطه نان هم نرسیدم!


 
اثر بر آیندگان
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

رسم زمانه بر این است که تاریخ با همه­ی اوج و افتش خود را به آدمی تحمیل کند و می­کند.

اما هستند مردمانی که با درایت و ذکاوت خود را به تاریخ تحمیل می­کنند،

این نوادر چه خوب باشند، چه نباشند؛ تاثیر خوبی بر نسل­های آینده می­گذارند!

 

از دیالوگ­های زنده­یاد مهدی فتحی بازیگر نقش عمروعاص در مجموعه تلویزیونی امام علی علیه­السلام  ساخته­ی فاخر داوود میرباقری


 
خسرو شکیبایی
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

هنوز  روزی روزگاری  تمام نشده برگهای  کاکتوس  زمانه مان زرد شده ، می دانی که در این دوره و زمانه  کیمیا ست کسی که بتواند از  خط قرمز     هامون  بگذره ، اما حیف ،  حکم  شد که برو ، یا نه ، بیا !

آدم  خانه سبز   می سازه ، تا فقط   یکبار برای همیشه   بتونه توش  زندگی  کنه اما یه هو یه  ابلیس  با   تفنگ سرپر ش میاد و همه چی رو مث  صاعقه  به هم می ریزه ، سارا خانم ، هنوزم  عاشقانه  تو  سرزمین خورشید    سایه به سایه  دنبال  پری   می گردی؟   خواهران غریب   شدین ، نگرد !

 بلوف  می زنن که می گن ما  درد مشترک   داریم ، نه ، اینو   دختری به نام تندر   گفت . می گه : از  ترن   که پیاده شدم   دختردایی گمشده ام   را دیدم که مث   عروس فرنگی   ها شده بود . اما چه فایده ،   ازدواج صورتی  به   اثیری   کشونده بودش .

بگذریم ،  صبحانه ای برای دو نفر  که بدون  سالاد فصل   برای   دزد و نویسنده  درست کردم ،  مزاحم  همتون شدم.

ببخشید .

یادش بخیر .

 بازیگر توانمند و واردی بود .

 الان حتماً تو   ستاره ها ست  !

و به قول فروغ :  پرواز را به خاطر بسپار  ، پرنده مردنیست .


 
لیلا
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: شخصی ،سینما و تلویزیون

هنوز هم لیلا فیلم بالینی ام است !


 
رواج خشونت
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون ،سیاست

خشونت آفت دیگری است که از نخستین سال‌ های پیدایش سینما با این هنر ـ صنعت قرین بوده و امروز صهیونیست‌ ها این همزاد دیرین سینما را نیز به نفع مقاصد خویش به کار گرفته‌اند . تهیه‌کنندگان صهیونیست هالیوود در پی سالها تجربه به فراست دریافته‌اند که خشونت و  وحشی‌گری علی‌رغم زشتی باطن و نتایج تلخ آن ، بر روی پرده سینما ظاهری جذاب و شیرین دارد و همین ظاهر جذاب و فریبنده فیلم‌های چند دهه اخیر را از خشونت و کشتار لبریز کرده است . بینندگان این گروه از فیلم‌ها در حین تماشای صحنه‌های خشونت‌بار ، از لذتی حیوانی لبریز می‌شوند و در دل شخصیت‌هایی جنایت‌کار فیلم را تحسین می‌کنند . این فیلم‌ها معمولاً ظاهری مقبول و منطقی دارند .

 

 

 


 
ماتریکس
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سیاست ،سینما و تلویزیون

فیلم مشهور ماتریکس با رویکردی نمادین به اساطیر کهن قوم یهود ، قصه ظهور منجی و سفر به آرمانشهر یهود ، ZAYAN یا ZION را به تصویر می‌کشد . ناگفته نماند که زایان یا همان صهیون نام کوهی مقدس در بیرون از شهر اورشلیم است که صهیونیست‌ها نام آن کوه را بر آیین خویش نهاده‌اند . در فیلم ماتریکس دنیا اسیر تاریکی است و تنها چند انسان آزادی‌خواه در یک زیردریایی اسرارآمیز که به کشتی نوح علیه السلام نسب می‌برد ، با این دنیای تاریکی در سیتز اند . مقصد زیردریایی همان آرمانشهر زایان است که فقط ناخدا و رهبرگروه کاپیتان مورفی نشان دقیق آن را می‌داند . مورفی خود نیز از نیروهای فرمانروایان شهر زایان است . ولی مورفی بدون امداد یک منجی نمی‌تواند بر امپراطوری ماتریکس غلبه کند و این بار منجی یا پیامبر جدید را از بین متخصصین کامپیوتر برمی‌گزیند!   


 
منجی
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون ،سیاست

ظهور منجی و سفر به سرزمین موعود    

خرافه دیگری که صهیونیست‌ها آن را در قالب سینمایی مصادره به مطلوب کرده‌اند، مسأله ظهور ناجی و سفر به سرزمین موعود است. اما ناجی این قبیل فیلم‌ها نه آن منجی است که بشریت در انتظار اوست .

 

 

 


 
آرماگدون
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون ،سیاست

نگاه اسطوره ای به آخرالزمان      

از دیگر خرافه‌های صهیونیستی که به سینما راه یافته افسانه آخرالزمان و پیشگویی‌ های مربوط به آن است که در فیلم‌هایی نظیر نوستراداموس ، آرماگدون و روز استقلال ، رد پایی از آن می‌توان یافت . بر اساس این افسانه فاجعه‌ای عظیم حیات بشری را تهدید خواهد کرد و آخرین نبرد خیر و شر در جغرافیای خاصی از زمین ، تپه آرماگدون یا حارمجیدون در نزدیکی بیت المقدس به وقوع خواهد پیوست .

 

 

 


 
شیطان
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سیاست ،سینما و تلویزیون

نگاه خرافی نسبت به شیطان

بر اساس این نگرش ، شیطان مفهومی اهریمنی است که با قدرتی مخوف و ویرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم می‌کند و با کمک پیروانش ، نسل آدمی را در معرض نابودی قرار می‌دهد . در آن گروه از آثار سینمایی که شیطان را از این منظر به تصویر کشیده‌اند ، انسان بره بی‌پناهی است که به چنگال شیطان اسیر شده و هیچ امدادی از جانب پروردگار به او نمی‌رسد . لاجرم آدمی در نبرد نابرابر با شیطان یکه و تنهاست و امیدی هم به امداد الهی ندارد و اگر دارد سرانجام به نومیدی بدل خواهد شد . در این مهلکه، اراده خود او یا انسان‌های دیگر تنها سرمایه‌ای است که می‌توان به آن امیدوار بود .   


 
پشت پرده هالیوود
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سیاست ،سینما و تلویزیون

صهیونیسم و برنامه‌های کودکان 

لابی صهیونیسم در هالیوود، در عرصه تولید فیلم‌های کودکان نیز تا کنون بسیار مؤثر و فعال عمل کرده است . امروز در سراسر دنیا والت دیزنی نامی آشناست و بیشتر کودکان شخصیت‌های کارتونی والت دیزنی را به خوبی می‌شناسند .


 
پشت پرده هالیوود
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون ،سیاست

در شبکه جهانی اینترنت اخیراً فهرست 28 صفحه‌ای از 1500 یهودی شاغل در هالیوود اعم از بازیگر، کارگران ، تهیه کننده منتشر شده است که شامل بسیاری از مشاهیر سینما می‌شود و به اعتراف تهیه‌کنندگان آن هنوز کامل نیست و بسیارند یهودیان گمنامی که در هالیوود مشغول به کار هستند .


 
پشت پرده هالیوود
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سیاست ،سینما و تلویزیون

سرگذشت تلخ چارلی چاپلین

چارلز اسپنسر چاپلین یهودی‌زاده فقیری بود که دوران کودکی را در عسرت و تنگدستی گذراند و در نخستین سال‌های شکوفایی سینما در آمریکا ، با تکیه بر خلاقیت و استعداد خود به اوج شهرت رسید .

 او به عنوان یک هنرمند یهودی، در اکثر نقش‌های سینمایی آغازین خود ، تصویری بدیع و جذاب از یک یهودی سرگردان به نمایش گذاشت و این همان الگوی مطلوب سیاستگزاران هالیوود محسوب می‌شد .

 


 
گربه روی شیروانی داغ
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

دیالوگی از فیلم گربه روی شیروانی داغ :

 

 

پل نیومن (بریک ) : پیروزی یه گربه روی شیرونی داغ چی میتونه باشه ؟

          الیزابت تیلور( مگی ) : تحمل کردن !

 

 


 
چهارشنبه سوری
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

چهارشنبه سوری ، آخرین فیلمی است که دیدم


 
مرگ هامون
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

صلت کدام قصیده ای ای غزل ؟

 

خسرو شکیبایی ایفاگر نقش حمید هامون و ده ها نقش و بازی زیبا جاودانه شد .

 

همین چند روز اخیر چندین فیلم با بازی شکیبایی دیدم من جمله اتوبوس شب پوراحمد و گمان نمیبرم که به این زودی ها جای خالی اش پر شود . نوع بازی و بیان خسرو شکیبایی منحصر به فرد بود و البته در تمامی نقش هایش دیدنی و جذاب بود .

 

یادش گرامی .

 

 


 
z
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سیاست ،سینما و تلویزیون

امروز بار دیگر به تماشای فیلم مشهور زد - او زنده است - اثر کوستا گاوراس نشستم .

 

فیلمی به شدت محبوب در نزد نیروهای انقلابی .

 

و عجیب اینکه وقایع فیلم هنوز زنده است و نیرو های صلح طلب همانند سی سال پیش در شرایط بدی بسر می برند و همچنان حکومت پلیسی در جوامع قدرتمند تر از نیرو های مردمی است .

ولی همان طور که دکتر آزادی خواه فیلم زد همچنان در یاد ها خواهد ماند تمام آزادیخواهان همیشه زنده خواهند ماند .


 
فروغی ساکت !
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

ای ایران ای مرز پر گهر

 

فیلم کمتر دیده شده ای ایران ساخته ناصر تقوایی مانند تمام کار ها و آثار سینمایی این فیلمساز آبادانی پر از نکات ریز و درشت مختلف هست .

 

پریشب در دوباره بینی این فیلم یک نکته جالب به چشم اومد . در سکانسی در سر کلاس آقای سرودی که شاگردان مدرسه قبل از آمدن معلم سرود شان مشغول شیطنت هستند مبصر کلاس هم در پی ساکت کردن بچه هاست . تا این جای صحنه چیز خاصی وجود ندارد ولی وقتی مبصر کلاس برای ساکت کردن کلاس اسم بچه هارا می برد نکته جالب به دنبال دارد :

 

فروغی ساکت !

نوری ساکت !

 

و فقط همین دو اسم برده می شود . با توجه به سال ساخت فیلم و در اوائل دهه هفتاد خورشیدی که فریدون فروغی و محمد نوری چندان مجالی برای کار کردن نداشتند ، طعنه جالبی شد . هرچند فروغی بر همان روال ادامه داد تا سیزدهم مهر هشتاد که دق مرگ شد و در سکوت ابدی ماند .ولی نوری راهی متفاوت تر پیمود به گونه ای که اکنون کمتر پیش میاید که هر لحظه صدایش از یکی از شبکه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش نشود .

 

به هر حال سرنوشت بازی های عجیبی دارد .

 

 


 
اقتباس و ادبیات در سینمای ایران
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

صحبت از رمان و فیلم شوهر آهو خانم کردم ، یادم افتاد چند وقت پیش مجله فیلم یه پرونده جالب درباره اقتباس در سینمای ایران منتشر کرده بود . شماره 332 اردیبهشت 1384

یه لیستی از تمام فیلم های تاریخ سینمای ایران که در عنوان بندی شان از یک قالب ادبی به عنوان منبع اقتباس نام برده شده است هم در این پرونده چاپ شده و برخی شان مهم تر هستند و هنوز ندیدم یا نخواندم و البته معدودی را هم دیدم و یا خواندم و یا هر دو :

حسن کچل اولین ساخته زنده یاد علی حاتمی شاعر سینما که منتها فقط یه کلیپی از ترانه ابتدایی مرتضی احمدی رو دیدم ویه کلیپی هم از رقص ابتدایی پرویز صیاد که البته همین هم نشان دهنده هنر والای حاتمی است . تهیه کننده فیلم هم علی عباسی بوده است .

شوهر آهو خانم نوشته علی محمد افغانی

گاو - عزاداران بیل - غلامحسین ساعدی - همین چندی پیش دوباره خواندم .

داش آکل - صادق هدایت

آرامش در حضور دیگران - غلامحسین ساعدی که متاسفانه نه فیلم رو دیدم و نه کتاب رو خوندم .

تنگسیر - صادق چوبک که پارسال کتابش رو دوست خوبم نوید سلطانی برام آورد و البته خیلی کتاب های دیگر و زیبا و خواندنی .

شازده احتجاب - هوشنگ گلشیری فیلم های بهمن فرمان آرا جالبه و دیدنی

بوف کور - صادق هدایت

دایره مینا - آشغالدونی - غلامحسین ساعدی

درخت گلابی - گلی ترقی در موردش چند وقت پیش نوشتم .

این لیست خیلی بیشتر از این ها ادامه خواهد داشت این ها مهم ترین و دم دستی ترین ها بود که نوشتم .


 
درخت گلابی
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

 

 

درخت گلابی - گلی ترقی

اگه یه روز سواری

اومد ز سبزه زاری

خسته و پیر و داغون

یه عاشق پشیمون

با چشم تر هاج و واج

نگاه می کرد به امواج

بهش بگیم کاکل زری

دیر اومدی مرد پری

 

درخت گلابی یکی از فیلم های کالت هنرمند ارزنده و شاخص داریوش مهرجویی بر اساس رمانی از خانم گلی ترقی ساخته شد . هنوز فرصتی برای خواندن کتاب خانم ترقی نیافته ام و البته فیلم مهرجویی را هم تازه همین چند وقت پیش دیدم . یکی از برترین اثر های مهرجویی و حتی سینمای ایران .

عشق محمود به میم عشق قریبی است ! ماجرا های باغ دماوند چه آشناست و بازی های کودکانه !

حتی در اولین تجربه بازیگری گلشیفته فراهانی تفاوت و سبک والای کارش مشخص است و جالب فرق کلاس کاری گلی با خواهر بزرگترش شقایق فراهانی بسیار مشهود است .

همچنین لج بازی ها و فضولی های باغبان پیر باغ دماوند ، با بازی مرحوم نعمت الله گرجی ! پیر بازیگری سینمای ایران که فراموش ناشدنی است !

 

با توجه به اکران غیر قانونی سنتوری و محدودیت های ایجاد شده برای نمایش و کار برای داریوش مهرجویی وضعیت بحرانی است ! و البته مهرجویی سال هاست که می سازد و در هر شرایطی . و البته بدترین فیلم و کار او هم دیدنی است و خصوصا بعد از چند سال درکش راحت تر !

امیدوارم که این بار هم بحران را به زودی سپری کند و بار دیگر فیلم شاخصی از او شاهد باشیم .


 
فسلخ
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

در شماره 321 مجله فیلم منتشره در تاریخ شهریور 1383 و در ویژه نامه انتخاب شخصیت های برگزیده تاریخ سینمای ایران ، هوشنگ گلمکانی در مورد شخصیت مش قاسم دایی جان ناپلئون مقاله ای عالی نوشته است .

گلمکانی پس از شرح خلاصه ای موجز از داستان در مورد مش قاسم چنین می نویسد :

مش قاسم شاید اصیل ترین آدم این باغ وحش انسانی باشد و البته او هم چندان آدم بی شیله پیله ای نیست ! اما کلک های کوچکش بیش تر در حد حرف می ماند و عمدتا بازتابی از رویاهای حقیرش است .

و از بازی پرویز فنی زاده چه باید گفت ؟! او با آن شلوار سیاه ، پیرهن یقه حسنی و جلیقه و کلاه لبه دار سربازی ، باریش کوتاه و موی تنک جوگندمی ، حالتی قوز کرده و قدم های کلنگی و چهره ای که عضلخه هایش رو به پایین دارد ، تجسمی از نوکر صفتی است .

 

 

به گونه ای باور نکردنی در عرض کمتر از بیست و چهار ساعت رمانی حدود 45 صفحه را یک کله خواندم و هر چند نتوانسته ام سریال زیبای تقوایی را ببینم ولی همان چند سکانس بازی پرویز فنی زاده برای تجسم کل ماجرا کافی بود .

 

در مورد زنده یاد پرویز فنی زاده ، گلمکانی چنین نگاشته است :

پرویز فنی زاده استعداد نبوغ آمیز و تباه شده بود که " دووووود شد رفت هوا " و فقدانش حسرت همیشگی هنر نمایش این سرزمین خواهد ماند .

 


 
رضا کرم رضایی
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

مگر می‌شود «غبارنشین‌ها، باباخالدار، اعدامی، قرنطینه، طغیان، زخمه، شاخه‌های بید، رانده شده، دندان طلا، آواز تهران، ماه‌عسل، علی کنکوری، در کمال خونسردی، آقای شانس، فصل پنجم، مسافوری، سالاد فصل و…» را در سینما فراموش کرد؟ مگر می‌شود بازیگر شوخ‌طبع و شیرین فیلم‌هایی دهه ۵۰ را به این سادگی از یاد برد؟حتی اگر او را به واسطه کهولت سن دیگر روی صحنه یا جلوی دوربین نبینیم، کمتر کسی است که چهره، نقش‌آفرینی‌ها و بیان دوست‌داشتنی استاد کرم‌رضایی را فراموش کند

رضا کرم‌رضایی، شخصیت کمدین فیلم‌های فارسی، در سال ۱۳۱۶ در سنقرآباد کرمانشاه به دنیا آمد و از سال ۱۳۳۳ در جامعه باربد به عنوان بازیگر مشغول به کار شد.

وی پس از تحصیل متوسطه در هنرستان هنرپیشگی تهران و ادامه تحصیل در مونیخ آلمان به ایران بازگشت و به هنر بازیگری خود ادامه داد. او در حال حاضر مدرک دکترا دارد.

پیر بازیگری ایران در این سال‌ها که کمتر در هنرهای نمایشی حضور می‌یابد و از ناتوانی جسمی و حرکتی برخوردار است، به نوشتن کتاب خاطرات زندگی خود روی آورده و چند ماهی است که آن را به پایان رسانده است

برای دیدن ادامه مطلب به اینجا بروید


 
رقص اصغر آقا
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

نظر پسر جوانی است که در مینی بوس با ریحانه آشنا میشود و این آشنایی منجر به ازدواج این دو میشود ولی حرفهایی پشت سر مادر ریحانه وجود دارد که منجر به جدایی بین این دو می شود ولی نظر قصد دارد به هر ترتیب که شده مهریه ریحانه را به او بدهد و برای این کار مجبور میشود به بیابان برود و مارگیری کند البته همراه پیر مردی عبوس !

این خلاصه داستان اولین فیلم سینمایی ساخته اصغر فرهادی است که تازگی ها دیدم و همانطور که احتمالش میرفت فیلمی بسیار جذاب بود و با وجود اینکه در سالهایی ساخته شد که سینما پر از فیلم های دختر پسری بود و در ابتدا هم این فیلم این گونه به نظر میرسد ولی سریع مسیر خود را عوض میکند و به یک فیلم اجتماعی فوق العاده گیرا بدل می شود . همانند دو فیلم بعدی این سینماگر جوان یعنی شهر زیبا و چهارشنبه سوری !

اول بار در شماره ویژه جشنواره فجر مجله فیلم عکسی از فرامرز قریبیان با گریمی متفاوت و جالب توجه دیدم که مربوط بود به فیلم رقص در غبار که فیلم اول اصغر فرهادی کارگردان مجموعه تلویزیونی شاخص داستان یک شهر ! و جالب تر اینکه فرامرز قریبیان که این اواخر کم کار و گزیده کار شده ، در فیلم  اول یک کارگردان بازی کرده است ولی با دیدن این فیلم دیدم که وی یکی از بهترین بازی هایش را در این فیلم به نمایش گذاشته است نقشی که همانند نقشی است که  فرامرز قریبیان در ساخته بعدی اصغر فرهادی یعنی شهر زیبا ارائه کرده است .

بازیگر نقش نظر یوسف خداپرست است که به زیبایی نقش خودش را ایفا کرده است و بازیگر نقش ریحانه باران کوثری است که در این فیلم با دیگر نقشهایش تفاوت بارزی دارد و البته  بارن کوثری در این فیلم هنوز چندان معروف نشده است و همچنان به عنوان دختر رخشان بنی اعتماد و جهانگیر کوثری شناخته میشود ولی از همین فیلم هم مشخص است که توانایی مطرح شدن بیشتر را خواهد داشت .

هرچند فیلم های اصغر فرهادی همواره فیلم های تلخ اجتماعی هستند ولی همیشه ارزش دیدن دارند چرا که واقعیت های پیدا و پنهان جامعه را نشان میدهد و این در این دوره که همه در حال ساخت فیلم های ساده و بی اندیشه هستند بسیار ارزشمند است . و من همچنان منتظر دیدن فیلم چهارم اصغر فرهادی هستم .


 
فروتن
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

چیه برادر، جشن تولده، ممنوعه؟

 

زن بی‌حجاب نداریم، زن با حجاب هم نداریم.

 

مرد بی‌غیرت نداریم، مرد باغیرت هم نداریم.

 

نوار مبتذل نداریم.

 

ماهواره نداریم.

 

صور قبیحه نداریم.

 

حشیش، گرس، تریاک، ذغال خوب، رفیق ناباب نداریم.

 

رقص، آواز، خوشی، خنده، بشکن و بالا بنداز نداریم.

 

شرمند‌ه‌تونم، هیچ چیز ممنوعه کلا نداریم.

 

جشن تولد یه بچه است ولی بچه هم نداریم.

 

قسمتی از دیالوگ محمد رضا فروتن در فیلم زیبای شب یلدا ساخته کیومرث پور احمد

 


 
آن مرد آمد !
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

هر ساله هم زمان با فرا رسیدن دهه فجر و مراسم های سالگرد پیروز شدن مردم ایران در بیست و دوم بهمن ماه هزار و سیصد و پنجاه و هفت خورشیدی مراسم ها و جشنواره های زیادی برگذار می گردد و از مهم ترین آنها جشنواره فیلم فجر می باشد .

 

یکی از ویژگی های جشنواره فجر چاپ شدن ویژه نامه مجله فیلم هست . ویژه نامه ای که اگر نباشد مسلما جشنواره فیلم فجر بسیار  ضرر خواهد کرد .

 

از ویژگی های این ویژه نامه مجله فیلم انتشار مشخصات تمام فیلم های جشنواره به همراه یادداشتی از کارگردان فیلم مربوطه است .

 

ویژه نامه بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر ، در دوازده بهمن ماه 1386 تحت عنوان شماره 374 به چاپ رسید . در صفحه 20 این شماره مشخصات فیلم آن مرد آمد که ساخته کارگردان گمنامی چون حمید بهمنی است که پس از یک دهه باز فیلمی ساخته است  . وی در مطلبی که در مجله فیلم نوشته است به نوعی تلویحی به انتقاد از ریاست جمهوری قبلی و تشکر از رییس جمهور فعلی پرداخته است . این مطلب برایم جالب اومد و در اینجا قرار می دهم :

 

... گناه امثال من چیست ، که چرا نتوانستیم فیلم مان را بسازیم ؟ آن هم در دورانی که توسعه سیاسی و فرهنگی دولتمردان گذشته و تکثر گرایی آقایان گوش زمین و زمان را کر کرده است ! مگر چه میشود که این فیلم ساخته شود ؟ الا این که مردی بیاید ، و آمد ! آن مرد آمد ، مردی از جنس مردم ، مردی سینه سوخته و گرد و خاک گرفته از دوران نامهربانی ! او بود که به مدد و تقدیر الهی به من نوعی اعتماد کرد تا این فیلم نامه ی مظلوم که از بستر حقیقت وام گرفته بود ، ساخته شود .

 

 

به هر حال در دوران مردی از جنس مردم ، فیلمسازان و هنرمندان بسیاری نمی توانند و نباید فیلم بسازند تا امثال بهمنی ها بتوانند هنرمند شوند . هنوز یادمان نرفته است که سنتوری در توقیف است و بیضایی و حاتمی کیا و بسیاری دیگر نمی توانند آن گونه که می خواهند فیلم بسازند !

 

 

 

عکسی منتشر نشده از احمدی نژاد


 
کاریکاتوریستی که بازیگر شد
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

اردشیر رستمی بیشتر به عنوان کاریکاتوریست، تصویرساز، مجسمه ساز و معمار می شناسند. پخش سریال شهریار به کارگردانی کمال تبریزی که جمعه شب ها از کانال دو سیما پخش می شود، چهره دیگری از رستمی به عنوان بازیگر معرفی کرد. البته رستمی تجربه زندگی با بهزاد فراهانی را دارد، تجربه یی که بی شک در بازی خوبش در شهریار بی تاثیر نبوده است. اردشیر رستمی که خود آذری است، در سریال تاریخی کمال تبریزی، نقش شهریار را بازی می کند. با این اوصاف برای مخاطب عام تلویزیونی که با سریال شهریار برای اولین بار رستمی را در چهره یک بازیگر تلویزیونی تماشا می کند، شناخت و آشنایی با او با توجه به کارنامه موفق اش در هنرهای تجسمی به حتم خالی از لطف نخواهد بود. اردشیر رستمی درباره شهریاری که در سریال کمال تبریزی بازی کرده است، می گوید؛ « من آذری زبان بودم که از تبریز به تهران آمدم و اشعار شهریار را هم از قبل خوانده بودم؛ مثلاً خیابان لاله زار را به واسطه این شعر می شناختم؛ بیا که چند توان انتظار مقدم تو/ قدم زنان به خیابان لاله زار کشید. به هر حال شهریار با من بود و این همراهی غربت مرا کم می کرد

نقل از اعتماد


 
باز هم حسن گلاب و گلبهار روزبهان
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

چندی قبل از سوی سازمان پیوند اعضا نسبت به مجموعه حلقه سبز اعتراض هایی شد . و از جمله ارائه آمار هایی مبنی بر کاهش عمل پیوند پس از پخش این سریال اعلام شد .که این مسئله توسط آقای مصطفی جلالی فخر در شماره 372 مجله فیلم هم بازتاب داشت ( نکته جالب اینکه ایشان اعتراف دارن که هیچ بخشی از این مجموعه را ندیده اند )  در حالی که هنوز بخش عمده ای از این مجموعه پخش نشده است و هم اینکه قطعا ابراهیم حاتمی کیا با منش و شخصیتی که دارد در القا مثبت عمل پیوند ، این مجموعه را ساخته است .

مسلما  این گونه فشار ها و نظرات منفی بر این مجموعه پس از پخش کامل سریال بی معنا خواهد شد ولی سوال من این است که آیا این سازمان حق این اعتراض و درخواست توقیف و سانسور این سریال را دارد ؟

آیا این سازمان پس از ساخت فیلم سینمایی فوق العاده اثر گذار بودن یا نبودن اثر شاخص کیانوش عیاری از این فیلم و این فیلمساز تقدیر خاصی کرد ؟ آیا شرایطی را فراهم آورد که بودن و نبودن ای دیگر به وجود بیاید ؟ آیا همین گروه نبودند که نسبت به کیانوش عیاری اعتراض هایی بی مورد داشتند ؟

حالا هم ابراهیم حاتمی کیا با حلقه سبزش اثری بزرگ بر جامعه ایران گذارده است که قطعا پس از پخش این سریال و پایان ماجرا های حسن گلاب با خانم دکتر روزبهان افرادی که به سازمان پیوند اعضا مراجعه میکنند بیش از گذشته خواهد شد . و البته ابراهیم حاتمی کیا هم همچنان به راه خود ادامه خواهد داد هرچند مسیرش بیش از این پر از سنگلاخ و دست انداز خواهد شد ! همان طور که پیش از این ها و بر سر تمام آثارش مشکلاتی بسیار بوجود آورده بودند . و ما هنوز هم منتظر می مانیم تا به رنگ ارغوان و نسخه حاتمی کیایی موج مرده به نمایش درآید !

 

 


 
حسن گلاب و گلبهار روزبهان
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

چندی است که تلویزیون ایران تعداد زیادی از عوامل سینما را به سوی خود کشیده است ، هرچند که اکثرا با تمام توان خودشان کار نکرده اند ولی سطح کیفی سریال ها را تا حدی بالا برده اند . حداقل قاب بندی و میزانسن های بهتری نسبت به دیگر سریال ها می توانیم شاهد باشیم یا مثلا همش بوم صدابرداری نمیاد تو کادر .

از میان این سریال ها سریال حلقه سبز اثری ویژه است و بیشتر از موضوع ویژه آن ، نام ابراهیم حاتمی کیا است که این سریال را در مرکز توجه قرار داده است . کارگردانی که کار هایش همیشه در بطن جامعه اثر گذار بوده است . و البته در تمام این سال ها محبوب مردم . هرچند که سال هاست از او حمایت می شود ولی این حمایت هیچگاه در عمل بروز نکرده است . مثلا موج مرده با جرح و تعدیل بسیار به نمایش در آمد یا به رنگ ارغوان همچنان توقیف است . خود ابراهیم حاتمی کیا چند سال قبل در مورد توقیف موج مرده ، در دیدار با آیت الله خامنه ای گفت ( البته نقل به مضمون ) که خیال می کرده این یک مرگ بر آمریکا بزرگ است در حالی که مسئولین به هوای این که این فیلم آمریکایی است اجازه پخشش را نداده اند و این در حالی است که من چندین سال است فیلم ساخته ام و مواضع ام را همه می دانند پس وای به حال جوانانی تازه کار که می خواهند چنین موضوع هایی را فیلم کنند .

حال این سریال حلقه سبز در حالی که هنوز وارد جریان اصلی نشده است با اعتراض برخی مواجه شده است و حرف از جلوگیری از ادامه پخشش میزنند  و قطعا دوباره حرف هایی زده خواهد شد که موجب رنجش هنرمند عزیز حاتمی کیا خواهد شد .

نام و مرام ابراهیم حاتمی کیا با مرحوم علی حاتمی  بسیار شبیه است و چه عجیب اینکه با وجود مقبولیت مردمی ایشان ، آنها که باید حمایت کنند مدام بهانه های بنی اسرائیلی می آورند . البته امیدوارم که حاتمی کیا به سرنوشت حاتمی دچار نشود و بتواند فیلم های بسیار بسازد و البته آن گونه که می خواهد بسازد . هنوز هم با دیدن از کرخه تا راین همانند دیدار مجدد مادر اشک از دیده ها جاری خواهد شد . هنوز سعید در یاد ها زنده است همانند غلامرضا !

و هرچند حلقه سبز با ریتم  کندش ادامه دارد ولی باز منتظر می مانیم تا ماجرای زندگی و مرگ را دنبال کنیم و همانند حسن گلاب و گل بهار روزبهان پیش برویم با داستانی متفاوت از زندگی روزمره ولی جاری در زندگی !

 

 

 

میثم کربلائی عباس


 
گله
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آبان ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

چه قدر سخت است بی باکی و شجاعت ، بی اعتمادی و تنفر و قطع ناگهانی با گذشته .

 

اما فقط ار چنین بذری است که حقیقت به دنیا می آید .

 

 

نیچه کتاب چنین گفت زرتشت

 

 

 

در شماره آبان ماه مجله وزین فیلم استاد ارجمند جواد طوسی در دومین سالگرد درگذشت فریدون گله کارگردان غریب سینمای ایران و سازنده آثاری چون زیر پوست شب و کندو ، مقاله ای خواندنی نوشته است . نکته جالب اینکه گله فرد تحصیل کرده و از طبقه بالای شهری بوده و این چنین دنیایش سیاه و تار مینمود . و آدم های آثارش ، آدم های مطرود  و حاشیه نشین و بی پشتوانه جامعه می شوند .

 


 
رقص در غبار
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ شهریور ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

رقص در غبار

نظر پسر جوانی است که در مینی بوس با ریحانه آشنا میشود و این آشنایی منجر به ازدواج این دو میشود ولی حرفهایی پشت سر مادر ریحانه وجود دارد که منجر به جدایی بین این دو می شود ولی نظر قصد دارد به هر ترتیب که شده مهریه ریحانه را به او بدهد و برای این کار مجبور میشود به بیابان برود و مارگیری کند البته همراه پیر مردی عبوس !

این خلاصه داستان اولین فیلم سینمایی ساخته اصغر فرهادی است که تازگی ها دیدم و همانطور که احتمالش میرفت فیلمی بسیار جذاب بود و با وجود اینکه در سالهایی ساخته شد که سینما پر از فیلم های دختر پسری بود و در ابتدا هم این فیلم این گونه به نظر میرسد ولی سریع مسیر خود را عوض میکند و به یک فیلم اجتماعی فوق العاده گیرا بدل می شود . همانند دو فیلم بعدی این سینماگر جوان یعنی شهر زیبا و چهارشنبه سوری !

اول بار در شماره ویژه جشنواره فجر مجله فیلم عکسی از فرامرز قریبیان با گریمی متفاوت و جالب توجه دیدم که مربوط بود به فیلم رقص در غبار که فیلم اول اصغر فرهادی کارگردان مجموعه تلویزیونی شاخص داستان یک شهر ! و جالب تر اینکه فرامرز قریبیان که این اواخر کم کار و گزیده کار شده ، در فیلم  اول یک کارگردان بازی کرده است ولی با دیدن این فیلم دیدم که وی یکی از بهترین بازی هایش را در این فیلم به نمایش گذاشته است نقشی که همانند نقشی است که  فرامرز قریبیان در ساخته بعدی اصغر فرهادی یعنی شهر زیبا ارائه کرده است .

بازیگر نقش نظر یوسف خداپرست است که به زیبایی نقش خودش را ایفا کرده است و بازیگر نقش ریحانه باران کوثری است که در این فیلم با دیگر نقشهایش تفاوت بارزی دارد و البته  بارن کوثری در این فیلم هنوز چندان معروف نشده است و همچنان به عنوان دختر رخشان بنی اعتماد و جهانگیر کوثری شناخته میشود ولی از همین فیلم هم مشخص است که توانایی مطرح شدن بیشتر را خواهد داشت .

هرچند فیلم های اصغر فرهادی همواره فیلم های تلخ اجتماعی هستند ولی همیشه ارزش دیدن دارند چرا که واقعیت های پیدا و پنهان جامعه را نشان میدهد و این در این دوره که همه در حال ساخت فیلم های ساده و بی اندیشه هستند بسیار ارزشمند است . و من همچنان منتظر دیدن فیلم چهارم اصغر فرهادی هستم .


 
خون بازی !
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

به نام خدا

دو سه روز پیش فیلم خون بازی رو دیدم  ساخته رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب که از اونچه می پنداشتم برتر بود ولی باز هم جای کار داشت طوری که میشد بازی مسعود رایگان و بهرام رادان بهتر و موثرتر باشه ولی خیلی معمولی و ساده بود به طوری که به نظر من هر کس دیگه ای هم میتونست این بازی رو بکنه شاید بشه گفت به خاطر کوتاهی نقششون بود ولی خیلی از نقش ها کوتاهن ولی بسیار موثر مثلا یوناس فیلم از کرخه تا راین ، حاتمی کیا طوری از این پسر بچه آلمانی بازی گرفته بود که هنوز هم بازیش با بقیه بازی های نابازیگران خردسال تفاوت داره .

توی خون بازی فیلم برداری کلاری اونهم سیاه و سفید ودوربین روی دست بسیار عالیه طوره که تصاویر تهرانش اصلا یه چیز دیگه است . انگار قاب عکسه ! حتی میتونم بگم که تصاویر تهرانش از تصاویر شمال هم زیبا تر شده . خدا کنه این نوع فیلم برداری سیاه سفید به شیوه ای موثر تر تو فیلم ها بیشتر بشه البته نه هر فیلمی !

فیلم نامه هم کار چهار  نفره است : رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب و فرید مصطفوی و خانم نغمه ثمینی ! خب این هم یه ویژگی دیگه فیلم چهار تا نویسنده حتما دو تا هم کارگردان میخواد : رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب .

یه نکته حاشیه ای جالب دیگه هم حضور دختران کارگردانان در این فیلم هستش . دختر رخشان بنی اعتماد نقش اول فیلو داره و دختر محسن عبدالوهاب تدویگر فیلمه . هرچند کار خوب سپیده عبدالوهاب هم دست کمی از باران کوثری نداره ولی خب باران کوثری بازیگره و معروفتر و طبعا کارش بیشتر به چشم می آید و البته نباید از معروف بودن و شهرت پدرش هم گذشت بابای باران کوثری از گذشته چهره معروفی بوده هم در فوتبال و تلویزیون و هم در سینما ! هرچند بازی باران کوثری در رقص در غبار نوعی زلالیت و معصومیت خاصی داشت که به مرور کمتر شد ولی به نظرم خون بازی توانسته خاطره خوبی از باران کوثری  در نقش سارا در ذهن ایجاد کنه . بازی بی تا فرهی هم کمی متفاوت تر شد هرچند که هنوز هم مهشید هامون رو تداعی میکنه مثه خسرو شکیبایی که نمیشه در یه فیلمی دیدش و یاد حمید هامون نیفتاد .

هرچند این فیلم سفارشی بوده است ولی با خیلی از فیلم های سفارشی دیگه فرق داره من که از دیدنش پشیمون نیستم هرچند میتونست بهتر باشه ولی بازم دست خانم رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب درد نکنه . خسته نباشید .!


 
بیضایی
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون
بهرام بیضایی در کتاب هیچکاک در قاب برای توضیح مرگ در زندگی مدرن از واژه پرتاب استفاده کرده . در زندگی پر شتاب و بدون وقفه امروز ، مرگ هر انسان نوعی پرتاب از چرخه ای متداوم است که بی شتاب میچرخد . از واژه پرتاب میتوان برای بازماندگان و داغداران نیز استفاده کرد . اعضای یک خانواده مشغول کارهای روزمره خود هستند و یکباره مرگ ناگهانی یک عضو خانواده ...  همه را برای مدتی از فضای ذهنی و شغلی و زندگی خود وارد چرخه دیگری میکند که شامل تشییع و ترحیم و بزرگداشت درگذشته است . به عبارت دیگر مرگ هر نفر علاوه بر ضربه های روحی و روانی بر بازماندگان آنها را از زندگی عادی و روزمره خارج و رهسپار گورستان ها و مسجد ها میکند تا به عنوان صاحبان عزا سیاه پوش و ژولیده ، آیین های بزرگداشت را به جای آورند .  خلاصه مطلبی بود در مجله وزین فیلم به شماره 348 تیر ماه  هشتاد و پنج  نوشته آقای علیرضا محمودی که در نقد فیلم سینمایی چند میگیری گریه کنی ؟ شاهد احمدلو چاپ شده است .

 پ . ن. همین چند دقیقه پیش ایتالیا قهرمان جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان شد . به هواداران ایتالیا تبریک میگم .