دیدن

 

تو را دیدم

تو راز بودی و یک عمر

تو عشق بودی و یک درد

تو شور بودی از یک نوازش

و من دشوار بودم و چه سخت دچار

چه آسان می میرم

برای آمدنت،ماندنت و رفتنت

شدم بی قرار

برای صدایت،کلامت و لبخندت

گاهی مرهمی بودی برای زخم هایم

دردهایم،

غربتم.

همسایه ام شدی،

نه،نزدیک تر شدی

صاحبدلم شدی و صاحبدلم ماندی

بازآ

از چشم هایم برگیر این همه بی تابی

این همه بی قراری

به چشم هایم مهمان کن

نگاهت را دوبار

 

 نقل از اینجا

/ 2 نظر / 4 بازدید
لیلا

سلام این تیکه بود نه؟[ناراحت] (مرسی از محبتت)

سودی

چه عاشقانه!!![لبخند][گل]