خانه ی دوست کجاست ؟

من دلم میخواهد ...
 خانه ای داشته باشم پر دوست ...
 کنج هر دیوارش ...
دوستانم بـنشینند آرام ...
گل بگو گل بشنو ...
 هر کسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد ...
 شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست ...
 شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست ...
بر درش برگ گلی میکوبم ...
 و به یادش با قلم سبز بهار ...
 مینویسم:ای یار خانه دوستی ما اینجاست ! ...
 تا که دیگر نگوید سهراب : خانه دوست کجاست ؟
/ 4 نظر / 4 بازدید
تقویم صبورا

سلام شعر قشنگیه ...خیلی خوشم میاد از این شعر داشتن همچین خونه ای ارزوی همه ماست

مرجان

خیلی جالب بود مخصوصا که در جواب سهراب بود[چشمک]

مرجان

از متنی که بالای بلاگتون نوشتید خیلی خوشم اومد "من گرفتار سنگینی سکوتی هستم..."از خودتون بود یا از جایی نوشتید می تونم تو بلاگم بنویسمش؟ آخه کاملا حال منو شرح داده[ناراحت]

تهمینه

سلام مرسی از تمام بودن هات منم راه میدی چه خونه ای حتی رویاش شیرینه