انحصارگرایی و تجربه آموزی

 

...

انحصارگرائی که به شکل همسوگرایی و یک سو کردن کلیه­ی عوامل اجرایی خود را نمایش داد ، به گونه ای تاسف­بار به صورت تفتیش عقاید و اعمال و اندیشه­ی سیاسی در کلیه­ی زیرمجموعه­ی وزارت کشور رسوخ پیدا کرد و بسیاری از مدیران باتجربه­ی نظام را از دم تیغ تصفیه­ی جناحی گذرانید و امنیت شغلی را ، آن هم در میان مدیران ، بویژه رده­ی بالای وزارتخانه متزلزل کرد .

آیا هنگامی که هزینه­ی مشارکت سیاسی را تا این حد بالا ببریم که هرگونه عدم توافق با نظریات و نگرش خاص وزیر ، منجر به تصفیه خواهد شد ، مشارکت سیاسی فعال و آزادانه را شاهد خواهیم بود یا مشارکت مقلدانه و منفعلانه را ؟

آیا این روش تشویق استقلال رای و روشنفکری است یا هدایت افراد به سوی پیروی کورکورانه و ارتجاع محض ؟

آیا این معنای نقدپذیری است یا تجسم نقدستیزی ؟

آیا اگر دهان منتقدین دلسوز را به هر وسیله­ی ممکن ببندیم ، با دست خود آزادی مشارکت سیاسی را به گور نسپرده­ایم ؟

آیا باید همگان را با خود هماهنگ کنیم یا همه و خود را هماهنگ با حق بجوییم ؟

بدون هرگونه مسامحه ، این گونه اندیشیدن را انحصارطلبی محض و کورکورانه می دانم .

 

محمدرضا باهنر

نماینده مخالف وزیر

 

...

ملت عزیز هرگاه که روزنامه ای را می­گشایند با خیل عظیم عزل و نصب­ها در سطوح مختلف و در وسعتی کم­نظیر ، اگر نگوییم بی­نظیر مواجه می­شوند .

...

ما مخالف تجربه­آموزی نیستیم ، ولی برای آزمون تجربی استانداری که جای بسیار حساسی است محل مناسبی نیست ! در همین جهت تلاش وسیع در عزل و تعویض مدیران کل استان­ها و روسای ادارات شهرستان­ها و شهرداران و دهداران به طرز نگران کننده­ای صاحبان تجربه و اطلاعات گران­بها و علاقه­مندان و دلسوزان نظام را از صحنه­ی خدمت به ملت عزیز حذف کرده است .

...

تعداد کل این نیروی انسانی تعویض شده 1689 نفر است . اگر سابقه مدیریتی هریک از افراد فوق را حداقل به طور متوسط 10 سال بدانیم جمعاً 16890 سال تجربه­ی مرتبط با وزارت کشور از مجموعه­ی این وزارتخانه­ی­حساس کنار گذاشته شده است.سابقه­ی مدیریتی حداقل 10سال یعنی 10سال از عمر 20ساله­ی انقلاب و ملاحظه بفرمایید که تا چه حد ضرر به پیکره­ی اجرایی و نیروهای کارآزموده ، صرف­نظر از وابستگی جناحی ، در جریان این تغییر و تعویض ها وارد آمده است .

...

برادری را با 11 سال سابقه­ی وزارت کشور ، 4 سال سابقه­ی استانداری اردبیل و 7 سال سابقه­ی فرمانداری ، بخشداری ، مشاورت وزیر و استانداری به کنار نهاده­اید .

 

 

مرضیه وحیددستجردی

نماینده مخالف وزیر

 

جلسه استیضاح عبداله نوری وزیر کشور دولت هفتم در مجلس پنجم

 

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
خواب های یک آدم بیدار

سلام به دوست عزیز . بیشترین خونی که در تاریخ ریخته شد به اسم دین ریخته شد . جایی که هر دینی خود را حق و دیگری را ناحق و خونش را مباح شمرد . آنچه سعیدی سیرجانی گفته بود سخنی جدید نیست . سخنی از نیچه .: آنچه باعث میشود کشیشان ما را نسوزانند . ضعف انسان دوستی شان است نه انساندوستی شان . و این سخن یک دیندار واقعی و با ایمان است . بیرحم در برابر بیدینان و آنچه آنها مرتد میخوانند . در ضمن مخلوط دین و سیاست اتفاقی است که قرن پیش در قرون وسطی افتاد و هنوز جنایت ها و تحجر و ظلمی که یه نام دین بر مردم کردند ورد زبان آنهاست که آن تاریخ را خوانده اند . در ضمن شریعتی با احساسش مارا فریب میدهد و نه با عقلش . و این همام مسیری است که سر از فاشیست در میاورد . خوشحالم از آشناییت و امید وارم بتونیم همدیگه رو درک کنیم . نقد کلام و نه ترور شخصیت .

خواب های یک آدم بیدار

متاستفانه انقدر آش را دولت و کشور شور کرده است که دیگر برایم اهمیتی ندارد که در مجلس و دولت چه اتفاقی میافند . مجلسی که نماینده مردمش به جای جانب داری از مردم منتظر اشارت از دولت و رهبر است نماینده مردم نیست و چون نماینده مردم نیست دغدغه مردم نیز نخواهد داشت . بلایی سر این کشور در این چهار سال خواهند آورد که در تاریخ زبانزد خاص و عام خواهد شد . دولتی که جتی خود مجلس هم میداند کوچکترین ارزشی به نظر مجلس قائل نیست و با حمایت رهبری هم ریس جمهور شده است و هم وزرایش از مجلس رای گرفته است . دولتی که چهار نعل و بدون نظر گرفتن از دیگران به سوی ویران کردن اقتصاد و مردم و میهن خواهد تاخت . اصلا فکر کردن به این دولت آدمی را به جنون می کشد به خشم و به عصبانیت . باور کن هر کسی غیر از آین آدم بود این وضعیت پیش نمیامد . اونقدر از این آدم و از این مجلس و از این ریا و دروغ و تزویر و ... عصبانی هستم که در روز بزرگترین هنرم را در این مبینم که کمتر به ان فکر کنم تا خونم کمتر کثیف و نجس شود .با اینکه دوست نداشتم وارد سیاست شم چاره ای برام نموند . نه اینکه آدم سیاسی ای باشم نه .ولی مجبور شدم علارغم همه تهدید ها حرف بزنم . متاسفم

خواب های یک آدم بیدار

چرا نظر ها رو بعد از تایید منتشر میکنی . این یه اخلاق کاملا غیر اخلاقی است . اگر از شریعتی حرفی نزده بودی طور دیگه ای در باره ات فکر میکردم . خانم ها رو شاید به خاطر اینکه بعضی ها چیزهای غیر قابل انتشار چاپ کنند میشه قبول کرد ولی ما چی ؟