ساعت 6

 

 

ساعت شش اردیبهشت و یک سال درست

 

به وقت گرینویچ یا هر جایی

 

که فقط یادتان نرود/ تیک تاک تیک تاک...

 

سایه تان آب رفته از سکوت

 

اینجا پر از دروغ حوصله ام

 

اصلا جوریکه من عاشق دیروزم

 

شما حق دارید بدتان بیاید

 

آن انیشتن که بمب ساخت

 

مداد هم لابد بشکند

 

هرچند بارها زیر و رو کرده ام انگار

 

ته غلغله مغز شما

 

دو قدم هم دیگر

 

شده ام شکل رسوب

 

با این وجود/غریبه نشدید هنوز

 

نشان به نشانِ

 

رخنه ی بیخیالی

 

قرارمان

 

بوقت گرینویچ یا هر جایی

 

که فقط یادتان نرود...

 

 

نقل از اینجا

 

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
منهاج

باسمک یا الله. متن هایی که با قلم خودتون نوشته میشن، خواندنی تر هستند... موید باشید یا علی

پرنس

یا سطح این خیلی بالا بود یا سطح من خیلی پایین[سوال] آخه چیز زیادی ازش متوجه نشدم[ناراحت][گریه]

امید آزادی

شیخ ابوالحسن خرقانی عارف نامی سخنی دارد به این مضمون که: هرکه در این سرای در آمد نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه آنکس که در نزد خداوند به جان ارزد نزد بوالحسن به نان ارزد [گل][بدرود]

محمد

سلام چه خبر منم خوبم امید که سربازی پر باری داشته باشی.... شاید هفته ی دیگه بیام تهران نترس... خونتون نمیام... به امید دیدار