پول ایرونی

 

در دوران سلطنت فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار که زیادتر از سی سال سلطنت کردند و خسرو صاحب قران را بر سایر القاب خود افزودند و سکه های السلطان صاحبقران زدند ، سبب شد این پول های یک هزاری بسکه ی صاحبقران و بالاخره به قران معروف شود ولی در محاسبات دولتی همان یک هزار ، دو هزار تا نه هزار مصطلح بود و عامه یکقران ، دو قران و تا نه قران می گفتند .

بلژیکی ها که ابتدا در دوره مظفرالدین شاه در گمرک و بعد از مشروطه در مالیه هم وارد شدند برای زیاد کردن رقم عایدات و نزدیکی تلفظ قران به فرانک ، واحد حساب خود را تغییر دادند و قران را واحد پول قرار دادند و تومان چون اشرفی که نماینده ی آن بود کم شده بود و قیمتش هم به دو سه تومان رسیده بود از اصطلاح مالی کشور خارج شد .

در عهد پهلوی ریال به جای قران قرار گرفت در صورتی که تومان وقران هنوز هم از دهن به دهن گشتن نیفتاده بود .

پولهای نقره ای و مسی خردتر از قران هم برای خرده معاملات رایج بوده و سکه های نقره ای نصف و ربع و سبع یک هزار که به ده شاهی و پنج شاهی و شاهی سفید موسوم بود که از حیث وزن و عیار با نصف و ربع و سبع قران مطابقت می کرد .

گذشته از این پول های خرد نقره ، پول های مسی به قیمت یک شاهی و نیم شاهی هم بود که از حیث وزن خیلی سنگین بود .

شرح زندگانی من نوشته ی عبداله مستوفی

 

 

 

/ 8 نظر / 4 بازدید
رژانو

سلام اقای کربلایی عزیز خوشحال شدم اومدید...ممنون از حضورتون [گل]

دشتی

متشکرکه به من سر زدید

سپیدار

سلام ... [گل] مفید بود . ممنونم ... [گل][گل]

آزاده

بدون اغراق میگیویم که وبلاگ بسیار عالی دارید موفق باشید[گل]

تارا

روزی خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد. در رگها،نور خواهم ریخت. و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب! سیب آوردم،سیب سرخ خورشید. خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد. کور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ! دوره گردی خواهم شد، کوچه ها را خواهم گشت، جار خواهم زد: آی شبنم، شبنم، شبنم. رهگذر خواهد گفت: راستی را، شب تاریکی است، کهکشانی خواهم دادش. روی پل دخترکی بی پاست، دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت. [گل][گل] سلام

گیلدا

سلام وبلاگنویس قدیمی[گل].حالا که دیگر یک برگه کاغذی 100000 تومان است!