توتم

قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، ودیعه مریم پاک من است ، صلیب مقدس من است. در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ، زر خرید یهود نمی شوم . بگذار بر قامت بلند و راستین قلمم به صلیبم کشند ، به چهار میخم بکوبند ، تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیب مرگم شو د، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد ، تا خدا ببیند که به نامجویی بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام ، تا زر بداند و زور بداند و تزویر بداند، که امانت خدا را فرعونیان نمی توانند از من گرفت ، ودیعه عشق را قارونیان نمی توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند از من ربود .
هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ،
توتم من قلم است .

هر که هنوز آدم است ، هبوط را دردناکانه حس می   کند ، شفا نیافته است ، مجروح است ، هنوز فراموش نکرده است ، بهشت را ، کویر را ، عصیان را ، تبعید را ، خدا را ، شیطان را ، حوا را . و همچنان به آن ودیعه های غیبی که با آدمیت خویش به زمین آورده است ، وفادار مانده است و همه چیز را به یاد دارد . توتمش یادآور آن بهشت است ، جلوه گاه همه آن زادهای غیبی و ذات های ماورایی که با خود آورده است ، توتمش طلسمی است که جادوی زمان را می بندد و حرزی که از بلای زمین نگهش می دارد ، شمعی که در ظلمت شب روشنی اش می بخشد و مخاطبی که در سکوت قبرستانی این کویر ، با او حرف می زند و از او حرف می شنود. حرف هایی را که برای نگفتن دارد!از کتاب کویر و قسمت توتم پرستی اثر ارزنده شهید بزرگوار دکتر علی  شریعتی

 

/ 8 نظر / 4 بازدید
parand

من عاشق شريعتی هستم وبلاگم به روز شد يه سر بزن

aref

فریاد زرتشت پشت و پناهت باد

الهام

من عاشق کوير شريعتی هستم مرسيييی

کلبه درويشان

سلام روز خوش زيستن .. زهر اين نفرين نامه .. جای خون در من جاری .. اين آخرين شعرم را .. پيش از من از بر کردی .. دستی با اين بی رحمی ديگر بريده بهتر .. بر من برود آر اينک .. بغضی که خنجر کردی .