ساز عمر

ساز عمر رفته جز افسوس آهنگی نداشت زان همه خوابی که من دیدم همین افسانه ماند دل فسرد و آرزوها در کنارش داغ شد بر مزار شمع جای گل، پر پروانه ماند

بیدل

/ 0 نظر / 36 بازدید