روحانی و شاه

... شاه در اوج قدرت و اعتماد به نفس بود. او می توانست به اشاره انگشتی، سران کشورهای خارجی یا وزیران آنها را به دیدار خود در تهران، یا در استراحتگاه زمستانی اش در سن موریتس احضار کند. مدیران شرکت های خارجی، دانشمندان، استادان یا خبرنگاران خارجی، به حضورش شرفیاب می شدند و به رهنمودهایش خردمندانه سر تکان می دادند. شاه از این وضع لذت می برد، چرا که با جهان غرب در جایگاه شخصیتی مغرور و والامقام برخورد می کرد که در عین حال مانند یک مدیرکل یا رییس شرکت دست یافتنی و قابل درک بود...

اما او به ندرت، بخش دست یافتنی خود را به مردم خویش نشان می داد، ترجیح می داد که به صورت پادشاه والامقام و پرشکوه سنتی دیده شود که تنها در مناسبت های رسمی سخن می گوید.

... به وجه شگفت آوری خودمانی و گشاده رو با برخی روزنامه نگاران ناشناس خارجی، موقر و ساکت با رعایای خودش.

نقل از کتاب روحانی و شاه نوشته ی دزموند هارنی

/ 2 نظر / 4 بازدید
عاشــــــــــــــــــــق

شلوم داداش نازممممممممممم خوفی عسیسم بیا وبم منتظرتممممم عسیسم زود بیای منتظرتم گلم[قلب]لمو نشکنیا همه دلمو شکوندن گفتم شاید تو هم بشکنی[قلب شکسته]اگه بیای زود جوابتو میدم[گل]دوست دارم بای بای[بدرود]