سربازی 39

به نام خدا

 

          امروز اولین روزیست که در دوران خدمت مرخصی گرفته ام و به نوعی در این چند ماه اخیر روزی متفاوت هستش ! به هر حال یک روز استراحت بیشتر هم خودش یک روزه !

          هرچند یکی از سختی های خدمت برای افراد صبح زود بیدار شدن هستش ولی قریحه شخصی من که عادت به بیدار شدن در صبحگاه را دارم این مورد را به نوعی مزیت تبدیل کرده است . حتی امروز که مرخصی داشتم هم صبح زود بیدار شدم تا به کار هایی که دارم برسم و البته باعث شد که کارهام هم زودتر انجام شود و الان که رسیدم خونه کار چندانی نداشته باشم .

          به هر حال دوره خدمت هم یه دوره عجیبی است در زندگی که کمتر کسی که خدمت نرفته شرایطش را درک خواهد کرد .

/ 3 نظر / 4 بازدید
سحر

سلام میثم عزیز خوبی دیگه به آبجی سر نمیزنی کم پیدایین سایتون سنگین شده....به هرصورت ما که میایم شما هم نیاین ما دوستتون داریم و میایم...امیدوارم مرخصی دلچسبی باشه برات تا شب روز بخیر مهربون[گل]

سحر

[بغل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][بغل]

سلام،به طور کاملا اتفاقی به این وبلاگ رسیدم.. در پی دیدن ناگهانی"سرتیپ دوم ستاد علیرضا شناس خوش" در نتیجه سرچ گوگل ! چون زمان ما سرهنگ بود...کنجکاو شدم و سری به وبلاگت زدم...بعدشم دیدم که 714 بودی که این شد که کامنت میزارم چون منم 714 بودم؛البته بر میگرده به 86/04 -از اون زمانی ها فکر کنم فقط کاویانی بهتون رسیده باشه؛چون تازه اواخر دوره ما اومد تو یگان؛اون زمانا فرمانده سروان بیات بود که شنیدم رفته ؛سیامک هم انبار دار بودو اسلامی هم اسلحه دار...خلاصه تجدید خاطره ای شد.موفق باشید