شریعتی

دکتر علی شریعتی در کتاب نیایش این گونه مناجات میکند :  خدایا ! همواره ، تو را سپاس میگزارم که هرچه در راه تو و در راه پیام تو ، پیشتر رنج میبرم ، آنها که باید مرا بنوازند میزنند ، آنها که باید همگامم باشند ، سد راهم میشوند ، آنها که باید حقشناسی کنند حقکشی میکنند و آنها که باید دستم را بفشارند ، سیلی میزنند ، آنها که باید در برابر دشمن دفاع کنند ، پیش از دشمن حمله میکنند و انها که باید در برابر سمپاشی های بیگانه ستایشم کنند ، تقویتم کنند ، امیدوارم کنند و تبرئه ام کنند . سرزنشم می کنند ، تضعیفم میکنند نومیدم میکنند متهمم میکنند تا – در راه تو – از تنها پایگاهی که چشم یاری یی دارم و پاداشی ، نومید شوم ، چشم ببندم  رانده شوم ... تا تنها امیدم تو شود ، چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند ، تنها از تو یاری طلبم تنها از تو پاداش گیرم در حسابی که با تو دارم شریکی دیگر نباشد تا تکلیفم با تو روشن شود ، تا تکلیفم با خود معلوم گردد تا حلاوت " اخلاص " را – که هر دلی اگر تندکی چشید ، هیچ قندی در کامش شیرین نیست – بچشم . خدایا ! اخلاص ! اخلاص !

/ 7 نظر / 4 بازدید
قلمدار

نوشته بود: ( ...می دونی عدم سکونی که اطراف را پر کرده خیلی اذیت کننده ست اما فکر کردن به آن مرد خیلی بهم آرامش می ده.....فکر می کنم مهمترین مشکل در تشخیص و شناسایی باشه ...هستند آدمهایی که آخر انسانیت و خوبی اند اما در تشخیص ضعیفند...مثل پزشکی که اگه تشخیص بده بهترین درمان رو می کنه...اما وقتی درد رو نمی بینه ...حس نمی کنه....به خصوص وقتی دردناک تر است قضیه که یه رشته نامریی وجود داشته باشه.........اما آن مرد... مردی که وقتی مرد ، به جای دست پسرش ،آخرین نامه او در کنارش بود....مردی که در غربت و تنهایی زندگی کرد اما فکر نمی کنم هیچ وقت تنها بود....)

قلمدار

"شگفتا وقتی که بودنمی دیدم،وقتی می خواند نمی شنیدم....وقتی دیدم که نبود....وقتی شنیدم که نخواند....چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سردو زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد ...تشنه آتش باشی و نه آب و چشمه که خشکید ، چشمه که ار آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید...تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت...."..../ موفق باشید.

marieh

منم سلام. حال شما؟

sara

سلام...موفق باشی...فعلا...

azimi

سلام دوست عزيز..بعد از مدتها امدم اينجا و خوشحالم ميبينم هنوز لينک من اينجاست..البته توی وبلاکم بودم که در قسمت مراجع ورود ديدم از وبلاک شما لطف کرده اند و امده اند ساحل ارامش ..به هرحال خوشحال خواهم شد بازهم مثل سال گذشته شما را در کنار خودم ودوستان ببينم و از شما دعوت ميکنم در جشن وبلاک ساحل ارامش که در سايت ساحل ارامش در حال برگزاری ميباشد شرکت کنيد و در صورت امکان ادرس لينک من راهم به ادرس سايت بگذاريد..يک دنيا سپاسگزازم..منتظر حضور سبز شما هستم به ادرس سايت در زير توجه کنيد.......شاد باشی وشادی بخش ديگران.............باباعظيمی

sara

سلام مطالب وبلاگتون عالـــــــــــيه اگه ميشه به قسمت اکورد ترانها شعر چشم من از داريوش اظافه کنيد ممنون ميشم موفق و پيروز باشيد

harmonytalk

بسيار عالی و زيبا بود موفق باشيد