خرسندی دوست

 

شب فراق که داند که تا سحر چندست؟

مگر کسی که به زندان عشق در بندست

گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم

کدام سرو به بالای دوست مانندست؟

...

ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق

گمان برند که سعدی ز دوست خرسندست

/ 0 نظر / 4 بازدید