آیا لاکربی تکرار می شود ؟

 

 

آیا لاکربی تکرار می شود ؟

گروهی براین باورند که زمان آشکار شدن سرنوشت امام موسی صدر نیز خواهد آمد ، چنان که دولت معمر القذافی در کشور عربی لیبی ابتدا نقش خود در سقوط هواپیمای پان امریکن بر فراز دهکده لاکربی اسکاتلند در سال 1988 میلادی را منکر می شد ، اما با عقب نشینی از موضع خود، مسئولیت حادثه مذکور را پذیرفت .

 بزرگ مردی که به منظور یافتن راهکارهایی برای آزاد سازی لبنان از اشغال اسرائیل به لیبی سفر کرده بود ، خود همچون افسانه ای در شن های صحرای بزرگ آفریقا ناپدید شد ، و این در حالی بود که لبنان ، به صحنه ی یک خیمه شب بازی بین المللی بدل شده بود و پیکر فرزندانش ، آماج گلوله های جیره خواران جنگ ، ترکش اتومبیل های بمب گذاری شده و نبرد گروهک های سیاسی قرارداشت . لبنان ، عملا از گردونه ی نبرد اعراب و اسرائیل خارج شده و به فجایع حاصل از نبردهای داخلی سرگرم بود . رژیم صهیونیستی اسرائیل نیز با سوءاستفاده از این فرصت استثنایی به اشغال جنوب لبنان شتافت تا اسطوره ی مقاومت فلسطین را نیز درهم شکند و آبرویی را که چند سال پیش از آن ، در اکتبر 1973 و به دنبال شکست در برابر اعراب از دست داده بود ، بازیابد و خاطره ی نبردی باورنکردنی را که دنیا را به شگفتی واداشت و افسانه ی شکست ناپذیری اسرائیل را درهم شکست، از ذهن ها بزداید. اما امام موسی صدر ، بسی دورتر را می نگریست و بر آن بود که با به حرکت درآوردن کشورهای عربی ، از نابودی دستاوردهای پیروزی اعراب در نبرد اکتبر جلوگیری کند . از این رو تلاش می کرد با برپایی اجلاس اضطراری سران عرب ، اسرائیل را از جنوب لبنان بیرون براند . این در حالی بود که در آن زمان ، دولت لیبی پرچمدار ملی گرایی عربی بود و در لبنان نیز مردان هزار چهره ، به زیر این علم سینه می زدند .

 با توجه به شرایط آن روز جهان عرب ، امام موسی صدر ترجیح داد که طرابلس ، پایتخت لیبی را محلی برای رسیدن به اهداف مورد نظر خویش قرار دهد ، اما هنگامی که به همراه یارانش ، شیخ محمد یعقوب ، و روزنامه نگار لبنانی عباس بدرالدین ، به لیبی رسید ، به دنبال جدال لفظی با قذافی ، ربوده و ناپدید گردید .

 ماه آگوست ، مصادف است با سالگرد ناپدیدشدن امام موسی صدر ، بنیانگذار مجلس اعلای شیعیان لبنان و جنبش محرومان ؛ که مقدمه پیدایش جنبش امل به رهبری نبیه بری ـ وکیلی که در آن زمان ، به تازگی از آمریکا به لبنان بازگشته بود و اکنون ریاست مجلس شورای لبنان را برعهده دارد ـ بود ، تاسیس جنبش حزب الله به رهبری سید حسن نصراله نیز از پیامدهای آن است. از زمان ناپدیدشدن امام صدر ، خانواده و هواداران ایشان ، لحظه ای از تلاش برای حل معما و آگاهی از سرنوشت امام و یارانش غافل نبوده اند و در این راستا ، بسیاری از رهبران عرب و حتی ایران را ـ که پس از پیروزی انقلاب آیت الله خمینی ، در نزد قذافی جایگاهی مهم یافته بود ـ واسطه قرار دادند ، اما نتوانستند پرده از این راز بزرگ برگیرند ، زیرا دولت لیبی ابتدا هرگونه ارتباط با این حادثه ی شگفت انگیز را انکار کرد ، سپس با تغییر در موضع خود ، پذیرفت که امام صدر در لیبی بوده، اما این کشور را به مقصد ایتالیا ترک کرده است . دولت ایتالیا پس از انجام تحقیقات رسمی ، ورود امام موسی صدر از طریق هوا یا دریا به این کشور را منتفی اعلام ؛ و موضوع را خاتمه یافته تلقی کرد .

 بدین ترتیب ، جز خانواده و دوستداران امام ـ که بنابر گواهی شاهدان عینی معتقدند که ایشان زنده هستند و در لیبی به سر می برند دیگران پرونده را مختومه پنداشتند . هرچند دولت لیبی به انکار و پنهان کاری متوسل گردیده است ، اما مراجع قضایی لبنان ـ آن هم درعالی ترین سطوح عقیده ی دیگری دارند و هفده تن از مسئولان لیبیایی و در رأس آنان ، معمر قذافی رهبر این کشور را در حادثه ی ناپدیدشدن امام موسی صدر ، مسئول و متهم می شمارند و بدین ترتیب ، همگان را در موضع انفعال قرارداده اند . به گونه ای که برخی تحلیل گران معتقدند که دستگاه قضایی لبنان ، در واقع به جمهوری لیبی اعلان جنگ داده است ، آن هم در حالی که دولت لیبی ، به نحو بی سابقه ای به غرب گرایش پیدا کرده و سیاست درهای باز را در قبال غرب ـ که روزی از نگاه دولتمردان لیبی ، امپریالیست به شمار می آمد ـ در پیش گرفته است . با چنین وصفی ، آیا ممکن است خانواده ی امام صدر ، به پاسخ قانع کننده ای برای معمای ربوده شدن ایشان دست یابند؟

گروهی براین باورند که زمان آشکار شدن سرنوشت امام موسی صدر نیز خواهد آمد، چنان که دولت لیبی ابتدا نقش خود در سقوط هواپیمای پان امریکن بر فراز دهکده لاکربی اسکاتلند در سال 1988 را منکر می شد، اما با عقب نشینی از موضع خود، مسئولیت حادثه مذکور را پذیرفت و خسارتی معادل با 2/7 میلیارد دلار پرداخت نمود . در حادثه سقوط هواپیمای فرانسوی یوتا در کشور نیجر به سال 1989نیز مشابه این موضع گیری های متناقض را از دولت لیبی مشاهده کردیم که سرانجام مسئولیت آن را نیز دولت قذافی به عهده گرفت . اکنون نیز دولتمردان این کشور ، سرگرم گفتگو با مقامات آلمان غربی برای پذیرش مسئولیت حادثه انفجار رستوران لابیل در آلمان غربی سابق در سال 1986 و پرداخت خسارت آن هستند . برخی از آگاهان سیاسی معتقدند که رفتار سران کشور لیبی در قبال بحران ربوده شدن امام صدر نیز بی شباهت به حوادث مذکور نخواهد بود . اما خانواده صدر ضمن رد این سیاست ، خواهان دست یابی به حقیقت امر هستند ، حتی اگر این روند مدت ها به درازا بکشد . دولت لیبی نیز ضمن اعتراف پنهانی به مسئولیت خود در حادثه ی ربوده شدن امام صدر و یارانش ، بار دیگر دولت ایران را واسطه قرار داد تا با استفاده از نفوذ خود در میان شیعیان لبنان ، در ازای پرداخت خسارت سنگین و بازگرداندن جنازه ربوده شدگان ، پرونده را مختومه اعلام کند ، اما خانواده صدر با این پیشنهاد به شدت مخالفت کرده اند ، تا قضیه امامِ ربوده شده ، همچون جراحتی برجامانده از جنگ سرد اعراب علیه اعراب ، برای زمان تصفیه حساب ها ، همچنان سرگشاده باقی بمانَد .

روزنامه الاهرام العربی در راستای تلاش برای یافتن حقیقت ، پیچیده ترین گمانه های موجود در این زمینه را افشا کرده است . بر مبنای یکی از این احتمالات ، امام صدر هنوز زنده است و در یکی از زندان های شهر سبها در جنوب لیبی به سر می برد . این در حالی است که هر یک از این گمانه ها می تواند به مهمترین چالش موجود در جهان عرب در سال های آینده تبدیل گردد .

 

منبع: الاهرام العربی

 نوشته ی مهدی مصطفی

ترجمه ی مهدی سرحدی

 

 

/ 18 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهيدي

نامه سعیدی سیرجانی معدوم به مقام معظم رهبری جناب آقای خامنه‏ای پیام عتاب‏آمیز جناب‌عالی را آقای صابری برایم خواند و متاسف شدم؛ نه به علت اینکه مورد قهر ‏آن مقام معظم قرار گرفته‏ام و به‌زودی امت همیشه در صحنه حزب‌الله حسابم را خواهند رسید که مرگ در راه دفاع از ‏حق شهادت است و ما مرگ و شهادت از خدا خواسته‏ایم. تاسف و تأثرم از پندارهای باطل خویش بود و امیدهای برباد ‏رفته‌ام درباره سعه صدر جناب‌عالی و سرنوشتی که ملت ایران در دوران رهبری شما خواهند داشت.‏

شهيدي

بگذریم از لحن توهین‏آمیز پیام که حتی قاصد را شرمنده کرده بود و از هر مسلمان باتقوایی بعید می‏نمود تا چه رسد ‏به رهبر مسلمانان جهان. حیرتم از این است که جناب‌عالی به استناد کدامین سند و قرینه و امارت مرا مرتد قلمداد ‏کردید و نامعتقد به اسلام. اگر مستند به نوشته‏ های من است، ای کاش موردش را مشخص می‌فرمودید و اگر مبتنی بر ‏واردات غیبی است و اشراف بر ضمایر که انا لله و انا الیه راجعون.

شهيدي

‏‎می‏دانم در حکومتی که مرحوم شریعتمداری با آن مقام فقاهت، مهندس بازرگان با آن تقوای دینی و سیاسی، آیت ‏الله ‏منتظری با آن سوابق مبارزاتی دق‏مرگ و خانه‌نشین و مطرودند، تکلیف امثال بنده معلوم است و بر ما کجا برازد دعوی ‏بی‏ گناهی. ‏و می دانم رهبر جلیل‌القدری که با یک نهیبش نمایندگان مجلس اسلامی در لاک سکوت و وحشت می‏خزند، البته ‏می‌تواند با تیغ بی‌دریغ تکفیر حمله بر من درویش یک قبا آرد.

شهيدي

‏فرموده بودید چرا این همه مزایای حکومت اسلامی را ندیده ‏ام و به تمجید نپرداخته‏ام. این وظیفه اخلاقی را شاعران و ‏نویسندگان محترمی که با چرخشی ناگهانی در سلک هواداران ولایت فقیه درآمده‏اند، بهتر و موثرتر انجام می‏دهند. ‏وانگهی رژیمی که علاوه بر فرستنده‏های رادیویی و تلویزیونی هزاران مسجد و منبر و مجلس را در اختیار دارد، چه نیازی ‏به مدیحه‏سرایی مطرودان دارد. به‌خصوص نویسنده کج‌سلیقه‏ ای که هرگز در مدح هیچ امیر و حاکمی قلم نزده است.

شهيدي

‏فرموده بودید چرا در انتقاد از حکومت شاه به جزئیات اداری پرداخته‏ام؟ از همین انتقادهای جزئی هم شرمنده‏ام که ‏بحمدالله در این ده سال فرصت‏شناسان حق مطلب را ادا کرده‏اند و بر حاکم معزول تاخته‏اند. وضع من در زمان شاه نیز ‏مانند امروزم بود. می‌نوشتم و چاپ می‏شد و منتشر نمی‏گشت. دیکتاتور مغرور بدعاقبت می‏پنداشت با شکستن قلمها و زجر آزادگان بر دوام حکومت خود می‏افزاید.

شهيدي

قطعاً مقالات سانسور شده من در بایگانی ساواک موجود است. بفرمایید ‏مطالب از "یغما" و "خواندنیها" بیرون کشیدهِ مرا در مقوله سیاست فرهنگی، ماجرای کاپیتولاسیون، مضحکه تغییر ‏تاریخ، شعبده جشنهای شاهنشاهی به حضورتان بیاورند تا بدانید بوده‏اند مردم از جان‌گذشته‏ای که به هیچ دعوی ‏مبارزه و پیوستگی به دارودسته‌ای از بیان حقایق پروایی نداشته ‏اند. ‏اما در مورد کتابهای توقیف‏ شده بنده واقعاً نمی‏دانم كجایش حمله به اسلام است یا اساس حکومت اسلامی.

شهيدي

من ذاتاً ‏از ریا و دروغ و تبعیض و ستم متنفرم و این نفرت در نوشته‏هایم منعکس است. اگر خدای ناخواسته همچو فاسدی در ‏دستگاه حکومت حاضر این است که انتقاد از هر مسندنشین و مسئولی حمل بر "زیرسؤال بردن رژیم" می‏شود و لطمه ‏زدن به اساس اسلام و بهانه‏‌ای برای سرکوبی و اختناق و نتیجه‏اش همین که می‏بینیم. من به آنچه در کتابهای توقیف ‏و خمیر شده‏ام نوشته‏ام، عمیقاً اعتقاد دارم و در هر محکمه‏ای حاضر به پاسخ‏گویی‏ام. اگر واقعاً خلاف اسلام یا حکومت ‏واقعی اسلامی است، چرا بدین شیوه‏های غیراخلاقی با من رفتار می‏کنند. مگر مملکت قانون و محکمه ندارد؟

شهيدي

جناب آقای خامنه‏ای! توقع مردم مسلمان ایران از حکومت اسلامی جز اینهاست که می‏کنند. در رژیم کمونیستی تکلیف ‏خلایق معلوم است. همه فضایل و امتیازات در نیروی کار مفید افراد ملت خلاصه می‏شود و مناصب و مقامات در دست ‏طبقه کارگر است و استبداد کارگری حاکم بر جامع، در ممالک سرمایه ‏داری تمول و درآمد بیشتر ضامن قدرت اجتماعی ‏است و سرنوشت مردم در قبضه کسانی است که به هر شیوه و از هر طریق صاحب آلاف و الوفی شده‏اند. اما در حکومت ‏اسلامی ضابطه چیست؟

شهيدي

آیا فضایل منحصر به نماز و دعای بیشتر است و روزه طولانی‏تر و سجده غلیظ‌تر و لقب حاجی ‏و انبوهی محاسن و کلفتی دستار و دعوی بسیار، یا به حکم آیه کریمه ان اکرمکم عندالله اتقیکم فضیلت افراد محصول ‏تقرب به حق است و قرب یزدان در گرو تقوی؟ اگر چنین است اجازه فرمایید بی‏ هیچ ملاحظه و پروایی عرض کنم بسیاری از اعمال سران حکومت خلاف تقواست.

شهيدي

این ‏را به تجربه شخصاً دریافته‏ام و اثباتش را اگر خواستید آسان است. بگذریم از دو سال اول که نابسامانی‌ها جواز ‏آشفته‏ گویی‌ها و آشفته‌‏کاریها بود. در همین چندماه اخیر بزرگانی که در خبرنامه ‏ها و جراید مرا عضوحزب توده و خدمتگزار ‏شاه و مأمور ساواک معرفی کردند، هم از معصیت سنگین بهتان باخبر بودند و هم از نحوه زندگی و خلق ‏و خوی من، به ‏فرض این که با گذشته زندگی بنده آشنایی نداشتند به فیض مقام و موقعیت خویش می‏توانستند از دستگاه اطلاعاتی ‏کشور جویای سوابق شوند و آنگاه دست به قلم ببرند، یا کسانی را مامور، که مزاحمت‌هایی از قبیل سنگ‏ پراندن و ‏شعارنویسی بر درویوار خانه‌ام کنند. ‏جناب آقای خامنه‌ای! بنده به خلاف حکم قاطع شما مسلمانی، صافی اعتقادم و به دین و عقیده‏ام مباهات می‏کنم. هیچ ‏ابله مخالف اسلامی نمی‏آید پانزده سال عمر خود را صرف تصحیح و چاپ مفصل‏ترین تفسیر قرآن کند. کسی که به ‏اسلام بی‏اعتقاد است، با چه انگیزه‏ای قصیده "این بارگه که پایه‏ اش از عرش برتر است" را تقدیم آستانه قم می‏کند؟ ‏کسی که دلبسته اسلام نیست در شرایط حاضر خاموش می‏نشیند تا به نام مقدس اسلام هر ناروايی بر مردم تحمیل ‏شود و اساس