سفر آمریکا

 

          سر شام ، یک زن و شوهر انگریزی را دیدم ، با دو تا بچه شان که سخت مشغول تماشای سبیل ما بودند و زنک عجیب شباهت داشت به مارگریت ، خواهر ملکه ی انگلیس .

دیگر اینکه سر این اولین شام ، در سالن غذاخوری کشتی ، حضرات عجیب هولی می زدند . همه گشنه . همه پول داده و همه در صدد استفاده کردن و همه در بند شکم و نعمات و راستی که چه وحشتناک اند مردم ، در حال اجتماع پای یک سفره ی نعمت . آدم ها را باید تک تک ، و در قسمت هاشان گذاشت ، که از نعمات دنیا استفاده کنند .

از کتاب سفر آمریکا نوشته جلال آل احمد

/ 2 نظر / 4 بازدید
سودی

روحش شاد..ادبیات ما مدیون آل احمد و امثال اوست[گل]

خانه پدر

یاد و نام جلال آل احمد همیشه زنده و پاینده باد. [دست]