شرح زندگانی من

 

شبهای ماه مبارک رمضان را به خصوص در تابستان مردم تا صبح بیدار می ماندند و این کار در تمام طبقات مرسوم بود .

بعضی مشغول عبادت و خواندن دعا و قرآن می شدند و برای درک ثواب هر شب تا صبح بیدار می ماندند .

زمره ای شب ها بیدار می ماندند که صبح ها لامحاله تا نزدیک ظهر بتوانند بخوابند و اثر روزه در آن ها کمتر باشد .

بالاخره دسته ی سومی هم بودند که شب را به قمار صبح می کردند و می گفتند اگر به این سرگرمی مشغول نشوند ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمی روند و روزه برای ان ها مشکل خواهد شد .

این دسته بیشتر اعیان زاده ها بودند ولی روزه را در هر حال می گرفتند و اگر اشخاصی بودند که می خواستند طفره بروند چون حتی در خانه ی خود هم جائی نداشتند که روزه خواری کنند ناچار بودند همرنگ جماعت باشند .

شرح زندگانی من نوشته ی عبداله مستوفی

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تهمینه

سلام شرمنده داشتم با خودم می جنگیدم بالاخره یکی باید پیروز میشد مرسی از حضور گرمت روزه نماز هات قبول مرسی از حضور گرمت شاد باشی

Saeed

سلام برادر! آقا شما خیلی لطف داری همه اش ما رو شرمنده می کنی. متنت رو هم خوندم. راستش ما نه قمار می کنیم و نه نماز شب میخونیم . میگیریم تخت میخوابیم و سحری هم دور هم میخوریم و باز میخوابیم. فقط صواب مسواک پیش از نماز صبح نصیبمون میشه که باز هم جای شکر داره! یا حق.

امیر

و البته گروهی هم شبهای این ماه را بیدار می ماندند(می مانند)و به مانیتور چشم میدوزند و خود را با انواع فسق و فجور مشغول می سازند..

محمد

التماش دعا...!!![خمیازه]

خانم فتاحی

یه دسته هم برای من باز کنید-حالت ایده آل روزه گرفتن من که البته پارسال تمام و کمال اجراش کردم: شب تا صبح پای نت و بعد سحری بعد از سحر دوباره نت تا ده صبح بعد خواب تا نزدیک افطار[نیشخند]خسته نباشم[نیشخند] البته با این سیستم هم بیش از 15 تا نتونستم بگیرم و بلاخره معده درد پدر محترمم را در آورد[نیشخند]

آوای درون

گروهی هم تا پاسی از شب جومونگ تماشا میکنند!!!