وصال

 

ماهیچ وقت به هم نمی رسیم!

 

سال هاست روبه روی هم

دوسوی ریل هامی ایستیم

به هم نگاه می کنیم

وشاخه های گل

پژمرده می شوند

                      میان دست های مان.

 

تقصیرمانیست

قطارها

        به سرعت می گذرند!

 

شعری از رضا کاظمی

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
مریم

گرمي اميد گاهي اوقات دنيا تاريک به نظر مي رسد هميشه دليلي براي نگراني و دلواپسي وجود دارد اما من مي خواهم به تو اميد بدهم و چند توصيه به تو مي کنم و اميدوارم هيچ وقت فراموش نکني بگذار تاريکي پاييز برسد راهي براي گريز وجود ندارد اما شکر گذار همه نعمت هايي باش که به تو بخشيده اند و براي روزهاي روشن دعا کن و وقتي که بادهاي زمستاني مي رسند بگذار زوزه بکشند سردي هرگز تو را لمس نمي کند اگر گرمي اميد را با خود داشته باشي موفق باشید[گل]