رضا کاظمی

 

 

گفتی می روی برگردی

برگردی ببینی ماه

هنوزابرهاراپنبه می کند

باد

ردیف درخت هارا

                     ریسه

وآسمان

هنوزکبوترهارا

               گیج می کند.

***

گفتی می روی برگردی

برگردی باهم تماشاکنیم

شکفتن گل هارا

برگ ریزان پاییز

وبرف

برف

برف را

که هنوزمی بارد و

سال تحویل نمی شود و

                           ـ تونمی آیی

نمی آیی ببینی ماه

هنوزابرهاراپنبه می کند

باد...

نوشته ای از رضا کاظمی

/ 6 نظر / 4 بازدید
سيد عليرضا شمس نيا

سلام با مطلب نقشه تهران در وبلاگ شـمـسـه منتظر پیامتان هستم . وبلاگتان را هم دیدم جالب بود موفق باشید

فرزند کویر

. در شيار ذهن هر نخل بر ساحل علقمه صداى فرياد «يا اخا ادرك اخا» حك شده است . اين خاك هنوز بوى ياس مى‏دهد . گوش هنوز در حسرت شنيدن آخرين «لاحول ولا قوة الا بالله‏» وامانده است . به هركجا بنگرى تكثير «هيهات من الذله‏» را در ذرات وجود حس خواهى كرد .

قربانیان ترور

قربانیان ترور، زنان و کودکان آسیب دیده، آسیب های روانی ترور در جامعه... سهم ما در ساختن دنیایی بدون تروریسم چیست؟

آهوخانوم

عجب ز آینه ی قلب تو ، که در آن نقش ز بعد رفتن من ، باز هم خیال من است

رضوانه

سلام. شعر قشنگی بود موفق باشی