اخوان ثالث

... دیده ای بسیار و می بینی 

می وزد بادی،پری را می برد با خویش،

از کجا؟از کیست؟

هرگز این پرسیده ای از باد؟

به کجا؟وانگه چرا؟زین کار مقصد چیست؟

خواه غمگین باش،خواهی شاد 

باد بسیار است و پر بسیار،یعنی این عبث جاری است. 

آه باری بس کنم دیگر 

هر چه خواهی کن تو خود دانی 

گر عبث یا هر چه باشدچند و چون، 

این است و جز این نسیت. 

مرگ گوید:هوم!چه بیهوده! 

زندگی می گوید:اما باز باید زیست، 

باید زیست 

باید زیست!... 

شعری از مهدی اخوان ثالث

گل . عکس از میثم کربلائی

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

بسم الله الرحمن الرحیم با سلام با شعری با عنوان" خدایا گازمان را نیست فس فس " به روزم و منتظر حضور سبزتان. یا علی

الهه

سلام شعر جالبی بود استفاده کردم از اشنايی باشما خوشحالم شما هم به کلبه در ويشی ما سر بزنين خوشحال ميشم

ليلا

چقدر علفهای بیهودگی قد کشیده اند؟! مگر فضای دلتنگی ها چه حجمی دارد که من از چپرهای کوتاه احساس دلم می گیرد !؟ در پناه حق

سحر

سلام ممنون از گلت شعرای اخوان ثالث خيلی زيباست شعر زيبايی بود. موفق باشيد

سحر

ارزش يک سال را دانش آموزي که مردود شده مي داند ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند ارزش يک ساعت را عاشقي که انتظار معشوق را مي کشد ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان به در برده مي داند؛ هر لحظه گنج بزرگي است گنجتان را مفت از دست ندهيد. باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند.

مهکامه

زشته زشته از شما بعيده.بفرماييد با ما قهريد ديگه

مهدی

وما آنچنان به ابراهيم بينايی بخشيديم که هر انچه در ملکوت است را ببيند.ملکوتی باشيد.ممنون