خلافت اموی پس از یزید

 

معاویه گفت که پدران من بر اولاد محمد رسول الله ظلم کردند و من خود را خلع کردم چرا که حقی برای خلافت بردگان و آزادشدگان نیست و من برده فرزند برده هستم !

لیس لطلقاء فی الخلافة حق و انا الطلیق بن الطلیق !

 

بنی امیه او را بر نتافتند ، تحمل پنین فردی آن هم از خاندان معاویه و بر مسند خلافت را تاب نیارودند و معایة ثانی به زودی در بستر بیماری افتاده و همان سان که از خلافت چشم پوشیده بود ، از جهان مادی نیز چشم پوشید .

امویان معلم معاویه بن یزید ، عمر بن مقصوص را که می توانست اولین فرد مظنون در تغییر اندیشه و عقیده او باشد ، به جرم این که حق خاندان پیامبر را به معاویه آموزش داده بود دستگیر و زنده به گور کردند .

تاریخ سیاسی شیعیان اثنی عشری در ایران نوشته پروین ترکمنی آذر .

/ 9 نظر / 4 بازدید
یگانه

سلام! ممنون که ادم کردی. منم حتما همین کار رو می کنم. داستان این معاویه دوم همیشه برام جالب بود. نشون می ده اگه بخوای حقیقت رو پیدا کنی توی اوج باطل هم می تونی. فقط باید بخواهی . موفق باشی

فهیمه

این مطلب رو تا به حال نشنیده بودم.... خیلی عجیبه که در چنین خاندانی ... چنین شخصی تربیت بشه

فهیمه

هستیم... کمی شبیه به سایه

محمد

سلام. قبلا می گفتن پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد. ولی در این مورد... موفق باشید!

سعید

پسر نوح با بدان بنشست معتاد شد و مرد نماند تا کشتی پدر را ببیند

کاغذ و قلم

هیچ دانی از چه روی گهگاه آید زلزله/چون زمین هم می کند با نام زینب هروله/هیچ دانی از چه روی گهگاه طوفان می شود؟/صحنه ی جنگیدن عباس اکران می شود اربعین تسلیت

الهه ی سراب

خدا لعنت کنه دشمنان ائمه و پیامبرمون رو...ممنون..اطلاعات جالبی بود...