قیصر

انگار مدتی است که احساس می کنم /

 خاکستری تر از دو سه سال گذشته ام /

احساس میکنم که کمی دیر است دیگر نمی توانم /

هر وقت خواستم / در بیست سالگی متولد شوم /

انگار فرصت برای حادثه از دست رفته بود /

از ما گذشته است که کاری کنیم /

کاری که دیگران نتوانند /

فرصت برای حرف زیاد است اما اگر گریسته باشی /

آه مردن چقدر حوصله می خواهد /

 بی آنکه در سراسر عمرت یک روز یک نفس /

بی حس مرگ زیسته باشی !

قیصر امین پور

/ 10 نظر / 4 بازدید
ehsan

سلام....خوبی؟؟؟.....سال نو شما هم مبارک...........[گل][گل][گل]

سبا

سلام سال نو مبارک. واقعا که مردن حوصله می خواهد اما زندگی کردن صبر. همیشه موفق باشید.

سیاوش

بالاخره به روز شدم اندر احوالات سنتوری http://siavash252.blogfa.com/post-10.aspx

علی

سلام و ممنون که به وبلاگم سر زدی موفق باشی[گل]

سایه

سلام شعر خیلی قشنگی بود من آپیدم خواستی بیا

سایه

راستیییییییییییییییییییییییییییی یادم رفته بووووووود اووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووول

سایه

اووووووووووووووووووووووووووووووووووووووول شدم آخ جون

درطلب

شعرهاشو دوست دارم... "دردهای من جامه نیستند تا زتن درآورم/چامه و چکامه نیستند تا به رشته سخن درآورم/...